روز شنبه ۲۲ آبان ماه  طی ملاقاتی که آقای بروجردی با خانواده اش در سالن ملاقات زندان اوین  داشت  از شدت بیماری و درد قادر به نشستن روی  صندلی  و یا ایستادن را نداشت  و ناچار به ترک  سالن ملاقات شد.

گزارش ارسالی حاکی از آن است شدت دردهای مفصلی و استخوانی  باعث خم و کج شدن کمر و پاها شده و قدرت راه رفتن را از ایشان سلب نموده و علاوه بر این مشکل تنگی نفس  و ناراحتی قلبی ایشان را تشدید کرده است. شدت درد به حدی است که روز و شب با ناله های این زندانی حتی سایر زندانیان بند ویژه روحانیت، هم قادر به استراحت نمی باشند. از طرفی تزریق چند مسکن قوی در بهداری زندان اوین هم اثری در کاهش درد وی نداشته است. پزشک بهداری زندان احتمال می دهد که این دردها ناشی ازدیسک حاد است و ایشان باید به یکی از  بیمارستانهای مجهز در بیرون از زندان منتقل و تحت درمان قرار گیرد.

پس از پیگیری های مداوم خانواده و مکاتبات آقای بروجردی، روز سه شنبه ۱۸ آبان رئیس بهداری زندان گفت که مجوز انتقال ایشان را به بیمارستانی در خارج از زندان برای تصویربرداری MRI (ام آر آی)، از دادگاه ویژه روحانیت گرفته اند، اما از آن زمان تا این تاریخ هنوز آقای بروجردی به بیمارستان منتقل نشده است و مسئولین به بهانه های مختلف در انجام این کار تعلل می ورزند. آقای بروجردی در تماس با خانواده خویش  در ۲۰ ابان گفته است  :

” این اهمال کاری دادگاه ویژه روحانیت  و مسئولین زندان قابل قبول نیست،  الان مسئولین دادگاه ویژه روحانیت  به خوبی از وضعیت  اورژانسی  من باخبر هستند و وضعیت ما را هم از طریق دوربین مونیتور می کنند و هم از طریق گزارش های دفتر زندان که هر روز ارسال می شود دریافت می کنند، ولی  عملا  به بهانه های مختلف از انتقال من به بیمارستان خارج از زندان امتناع می ورزند”.

به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ یادآوری می شود از روز ۱۵ آبان ماه وضعیت جسمی آقای کاظمینی بروجردی  رو به وخامت گذاشته است و دچار دردهای شدید ناشی از یک عارضه  استخوانی شده  که پیوسته در رنج است و در چند مورد در اثر درد از هوش رفته است، لیکن تاکنون اقدام موثری برای درمان وی انجام نشده است.

 

مقاله قبلیاهدای نشان عباس کیارستمی به اصغر فرهادی
مقاله بعدیتذکر نماینده مجلس درباره شفاف سازی حساب‌های بانکی ناشفاف قوه قضائیه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.