بنابه گزارشات رسیده  بازجویان وزارت اطلاعات علیرغم تعیین زمان معاینه و درمان توسط بیمارستان مانع انتقال زندانی سیاسی علی معزی به بیمارستان شدند.

زندانی سیاسی علی معزی از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ که از بیماری سرطان رنج می برد علیرغم اینکه بیمارستان ۱۰۰۰ تختخوابی تهران موسوم به خمینی برای تعیین زمان معاینه و درمان این زندانی سیاسی ، روز چهارشنبه ۱۸ دی ماه را تعیین کرده بود و طبعا امکانات لازم را آماده کرده بودند ولی بازجویان وزارت اطلاعات مانع انتقال این زندانی سیاسی در آخرین لحظه به بیمارستان شدند .

بازجویان وزارت اطلاعات سابقه طولانی در زجرکش کردن و به قتل رساندن زندانیان سیاسی را دارند و تا به حال با این شیوه ضدبشری باعث قربانی شدن تعدادی از زندانیان سیاسی شده اند .

روز دوشنبه ۱۶ دی ماه زندانبانان ولی فقیه بدون هماهنگی و تعیین نوبت ، زندانی سیاسی علی معزی را علیرغم شرایط حاد جسمی و کهولت سنی با دست بند و پابند به بیمارستان ۱۰۰۰ تختخوابی تهران منتقل کردند. وی تمام روز در آنجا در انتظار معاینه بود اما مسئولین بیمارستان به وی اعلام کردند که از قبل هماهنگی نشده و به همین دلیل پزشک معالجه کننده در بیمارستان حضور ندارد و همچنین امکانات لازم فراهم نشده است. غروب همان روز این زندانی سیاسی را با دست بند و پابند به منظور تحقیر و اذیت و آزار و بدون معاینه و درمان به زندان باز گرداندند.

نهایتا بیمارستان روز چهارشنبه ۱۸ دیماه راجهت معاینه و درمان تعین نمود که بازجویان وزارت اطلاعات مانع انتقال وی به بیمارستان شدند.این شیوه یکی از ترفندهای بازجویان وزارت اطلاعات است که زندانیان سیاسی را با مشقات فراوان به بیمارستان منتقل می کنند و بدون درمان به زندان باز می گردانند و سعی دارند که خبر انتقال زندانیان سیاسی به بیمارستان را از طریق عواملشان به رسانه ها ارسال کنند و اینگونه وانمود نمانید که زندانیان بیمار به بیمارستان منتقل و تحت درمان قرار می گیرند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران عدم درمان زندانیان سیاسی که به بیماری سرطان مبتلا هستند و بکار گیری شیوه ها فریبکاران بازجویان وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۱ دی ۹۲ برابر با ۱۱ ژانویه ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلی۹ ماه بلاتکلیفی دراویش زندانی در عادل آباد شیراز بدون حکم
مقاله بعدیناگفته های پشت پرده بابک زنجانی؛ بخش نخست
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.