روز شنبه ۷ شهریور ماه زندانی سیاسی صدیقه مرادی ۵۵ ساله مادر یک فرزند به دلایل نامشخصی دچار افت شدید فشار خون می شود بطوریکه فشار خون وی ۶ روی ۴ بوده و شرایط وی بسیار حاد و خطرناک می گردد.

همبندیان وی سراسیمه او را به بهداری زندان منتقل نمودند اما بهداری زندان پس از مدتی کوتاه بدون درمان جدی او را به بند بازگرداند چرا که بازجویان وزارت اطلاعات از انتقال وی به بیمارستانهای خارج از زندان ممانعت نمودند.

با وجودیکه  وضعیت جسمی زندانی سیاسی صدیقه مرادی درحال حاضر حاد و خطرناک می باشد  اما همچنان در سلولش  به حال خود رها شده است. این زندانی سیاسی از بیماریهای دیگری مانند درد استخوان از ناحیه مچ و زانو  رنج می برد.

در حال حاضر در حدود ۲۰ زن زندانی سیاسی در بند زنان زندان اوین زندانی می باشند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، زندانی سیاسی دهه ۶۰ صدیقه مرادی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ با یورش بازجویان وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل گردید و به مدت ۷ ماه در آنجا تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت. سپس بازجویان وزارت اطلاعات اقدام به پرونده سازی نموده و پرونده او را به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران که ریاست آن  فردی به نام محمد مقیسه  از اعضای کمسیون مرگ زندانیان سیاسی سال ۶۷ می باشد انتقال داده و وی توسط محمد مقیسه به ۱۰ سال زندان محکوم گردید.

مقاله قبلیمحمد یزدی : آیت الله خامنه ای منصوب خدا و پیامبر است
مقاله بعدیاحضار زندانی سیاسی دهه ۶۰ ، تهدید به پرونده سازی جدید و انتقال وی به سلول انفرادی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.