با وجود درگذشت مادر محسن قشقایی زاده در پی ملاقات دادستانی تهران از آزادی این زندانی سیاسی خودداری می کند.

در پی درگذشت مادر این زندانی سیاسی به علت مفقود شدن مدارک شناسایی اش تا این لحظه امکان صدور گواهی فوت وجود نداشته و به همین بهانه از صدور مرخصی برای آقای قشقایی زاده که در قانون تصریح شده خودداری شده است.

مادر محسن قشقایی زاده، زندانی سیاسی محبوس در بند ۸ زندان اوین پس از بازگشت از ملاقات در اثر تصادف به بیمارستان منتقل و درگذشته است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمیته گرارشگران حقوق بشر، خانم طوطی سلطانی که یک روز پس از سانحه تصادف به علت مرگ مغزی درگذشته بود، به علت مفقود شدن مدارک هویتی قابل‌شناسایی نبوده و پس از بیست روز نگهداری در سردخانه، به‌عنوان مجهول‌الهویه در بهشت‌زهرا به خاک سپرده شده است. به علت عدم اطمینان از مرگ خانم سلطانی سرانجام هویت وی به‌وسیله ساعت مچی و لباس‌های او تأیید شده است.

به علت اینکه پرونده مفقود شدن ایشان از سوی خانواده در اداره آگاهی افسریه گشوده شده و پرونده تصادف ایشان در اداره آگاهی یوسف‌آباد بوده است و از آنجایی که این ادارات با هم هماهنگی نداشته‌اند، بیش از دو ماه پس از مرگ خبری از وی نبود تا آنجا که محسن قشقایی زاده چندین روز دست به اعتصاب غذا زد.

لازم به ذکر است که خدابخشی معاون دادستانی به علت عدم صدور گواهی فوت از اعطای مرخصی به این زندانی سیاسی خودداری کرده و محسن قشقایی زاده به بند 8 مالی زندان اوین منتقل شده است.

آقای قشقایی زاده به اتهام اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم شده است.

مقاله قبلیروحانی: هیچ بندزنی نمی‌تواند کاسه شکسته تحریم را به حالت قبل برگرداند؛ والله، بالله و تاالله سالهای بین 84 تا 92 گذشت و دیگر تکرار نمی‌شود
مقاله بعدیانتقال نگار حائری، زندانی سیاسی به زندان قرچک
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.