ملیجک جدید خامنه ای افاضه کلام فرمودند!

0
94

سعید جلیلی که صدقه سر فعالیت های هسته ای جمهوری شرور اسلامی، به نیمچه شهرتی دست یافته، تا آنجائی که حافظه من یاری می کند، در اکثر جلسات مذاکرات اتمی میان نمایندگان حکومت آخوندی به ریاست وی با ۱+۵ ، کج راه رفتن او، بیش از به حرکت در آمدن دهان و زبانش، برای شرکت در مذاکرات به چشم می خورد. اکنون که یکی از کاندیداهای تأیید صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان رژیم آخوندی است؛ و نامزد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم می باشد. زبان باز کرده و هنگام پاسخ دادن به پرسشهای خبرنگاران، با بیان اراجیفی در مورد زنان قهرمان ایران ابراز وجود کرده است!

وی در یکی از مصاحبه های تبلیغاتی اش در ارتباط با انتخابات پیش رو، به چند نکته اشاره نموده، که بخشی از آن در مورد زنان میهن مان است. او در مورد زنان ایرانی گفته است: ” نقش زنان در ایران، باید در مقام مادری تعریف شود؛ و باید در برابر رویکرد کشورهای غربی، که آنها ( زنان ) یک ابزار اقتصادی محسوب می شوند مقاومت کرد. “!

از آقای سعید جلیلی می پرسم، آیا به نظر ایشان زنانی که مادر نیستند، یا به دلائل پزشکی و شخصی، نمی توانند و یا نمی خواهند که مادر بشوند؛ از نظر ایشان هویت شان قابل تعریف کردن نیست؟ اگر پاسخ ایشان همان جملات بالا باشد که دیدگاه او در مورد زنان را بیان می دارد؛ باید از هم اکنون به زنان دلاور ایرانی، در صورت منتصب شدن آقای جلیلی به مقام رئیس جمهوری حکومت ننگین اسلامی تسلیت گفت، و به آنها هشدار داد که بیش از پیش مراقب هویت زنانه خودشان باشند؛ و چون ملاک و مقیاس برتری آنها نزد حکومتی که جلیلی رئیس جمهور آن است؛ بکوشند که به هر طریقی که برایشان ممکن است مادر بشوند؛ تا بتوانند هویت خویش در چنین جامعه بلازده ای در حاکمیت اسلامی را، در مرحله تعریف و تثبیت قرار بدهند!

جلیلی که مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی با پنج بعلاوه یک می باشد؛ در مورد زنان به خبرگزاری فارس گفته است: ” امروز دو نگاه متفاوت در مورد زن وجود دارد، یک نگاه غربی و یک نگاه اسلامی، در غرب به خاطر آنکه کوچکترین واحد جامعه را فرد می ببیند، به هویت فرد اهمیت می دهد. اما از دیدگاه اسلام، کوچکترین واحد جامعه خانواده می باشد؛ اسلام به دنبال اصالت دادن به خانواده است. ” !

آن دسته از کارگزاران این حکومت که یک ذره سواد داشتند همه کارها را خراب کردند؛ وای به حال مردم نگونسار میهن مان، که چنین فرد بی سوادی در دیار ایشان به مقام ریاست جمهوری برسد و عنان اختیار دولت را در دست بگیرد. در مباحث فلسفی و جامعه شناسی، در ارتباط با قائل شدن اصالت، دو دیدگاه مختلف وجود دارد. گروهی اصالت را به فرد می دهند، و دسته دیگر به جامعه. که بر مبنای هر یک از این دو نظریه، بنیان فکری آنها برای تدوین قوانین جاری در کشورشان شکل می گیرد. ولی در هر دو دیدگاه، خانواده کوچکترین واحد اجتماعی محسوب می گردد و هیچ ربطی هم به نوع مذهب و مرام ایشان ندارد!

اگرچه اکنون کارگزاران حکومت اسلامی، آقای سعید جلیلی را با دارا بودن مدرک دکترای علوم سیاسی و اقتصادی مطرح می کنند ( که این نیز خودش غلط می باشد، چون در این صورت وی باید دو مدرک دکترا داشته باشد. یکی در رشته علوم سیاسی، و دیگری در رشته اقتصاد)؛ آنوقت این آقای دکتر نداند که دیدگاههای اجتماعی در غرب و شرق جهان، نسبت به کوچکترین واحد جامعه کدام است؟!

وی در بخش دیگری از سخنانش مطرح نموده:” هویت زن در خانواده شکل می گیرد که همان مادر بودن است. نه اینکه هویت زن را در چرخه اقتصادی و بازار سرمایه قائل شویم. ” شاید آقای جلیلی نمی داند، که در واحد خانواده، غیر از مادر زنان دیگری مانند خواهران و دختران نیز نقش آفرینی می کنند؛ آیا اینها دارای هویت نیستند؟ و آیا زنانی که پا به پای همسران خودشان در اجتماع مشغول فعالیت های اقتصادی هستند؛ و در بازار سرمایه نقش آفرینی دارند، باید بی هویت محسوب بشوند؟!

این نامزد انتخاباتی که به قول هم کیشان اهریمن تبارش، به زن مانند منبعی جهت تولید بیشتر نسل می نگرد؛ و فقط به مادر بودن او بها می دهد؛ بیش از سی درصد از نیروی انسانی جامعه را، بی هویت لقب داده، و هنوز که پایش به درون کاخ ریاست جمهوری نرسیده، بخش گسترده ای از زنان ایرانی را بدون هویت معرفی می کند؛ چنانچه دعاهای طرفدارانش، به ویژه رهبر انقلاب کارساز بشود و وی را به این مقام برساند؛ در ارتباط با نقش مؤثر نیمه دیگر پیکره اجتماع که زنان ایرانی هستند چه خواهد اندیشید و به زبان خواهد آورد؟!

آقای جلیلی، زن همین که زن است هویت دارد؛ درست است که مقام شامخ مادری، از معجزات خلقت آفرینش می باشد و همتا ندارد؛ اما زنان دیگری نیز هستند، که با مادر نبودنشان هم از ارکان مهم جامعه به شمار می آیند. زنانی که مادر نیستند اما در پایگاههای گوناگون اجتماع، در نقش استادی دانشگاه، وزارت، وکالت، دکتری و پرستاری در رشته های مختلف، مهندسی و سایر کارهای تکنیکی، دبیری و آموزگاری، هنرمندان، کشاورزی و دامداری و بسیاری دیگر از مشاغل اجتماعی، بسیار مفید به فایده هستند و بدون آنها چرخ سازنده جامعه به کار نخواهد افتاد!

آقای جلیلی، چگونه می توانید اینهمه نقش آفرینی های مؤثر توسط زنان ایرانی را ببینید و حاشا کنید؟ اگر دستهای زحمتکش زنان کشاورز ایرانی کار نکنند، شما چگونه خواهید توانست شکم سیری ناپذیر ملاهای پرخور حکومتی را سیر بکنید؟ اگر دستهای زحمتکش زنان دامدار ایرانی کار نکنند، همین آخوندهای شکم چران، چگونه خواهند توانست از پشم هائی که همین زنان زحمتکش ریسیده اند آن عباهای فاخر را بپوشند؟ اگر زنانی که در مشاغل آموزگاری و دبیری و استادی دانشگاه زحمت می کشند نباشند؛ فرزندان همه شما چگونه خواهند توانست بیاموزند و زندگی های مناسبی داشته باشند؟ اگر زنان دکتر و پرستار در جامعه به خدمات قابل توجه خویش مشغول نباشند؛ سلامتی شما و خانواده و هم پالکی هایتان چگونه تأمین خواهند شد؟ و صدها اگر دیگر که نه شما، بلکه کلیت نظام بی نظم و پوشالی تان هم نخواهید توانست به هیچیک از آنها پاسخ بدهید!

بهار ۲۵۷۲ آریائی هلند

محترم مومنی روحی

 

مطلب قبلیبیانیه باشگاه پرسپولیس در حمایت از عنوان غرورآفرین “خلیج‌فارس”
مطلب بعدیروحانی: احترام پاسپورت ایرانی را برمی‌گردانم
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.