ملت سرزمینی که با تولید روزانه ۲ میلیون و ۸۴۵ هزار بشکه نفت خام، سومین تولید کننده آن در جهان به شمار می آید؛ چگونه زندگی می کنند؟!

0
119

اگر به عنوان بالا از دیدگاه منطقی بنگریم، بی درنگ این ذهنیت را می یابیم، که مردم ساکن در چنین کشوری، باید که ظاهرا هیچ نیاز مادی نداشته باشند. و در اثر بی نیازی مالی، و امکاناتی حاصل آن خواهد بود؛ تعداد مشکلات معنوی ایشان هم، با درصد بسیار پائینی مطرح بشوند. دریغ و درد، که به هیچوجه چنین نیست؛ و ملت رنجدیده ایران، بیشتر از همیشه دارای درگیری های فراوان مادی و معنوی، و جسمی و روانی در زندگی آشوب زده خودشان می باشند!

چندین سال پیش، در حدود بیست و اندی سال قبل، یکی از آشنایان یکی از همکاران ما، جهت یک اقامت یک سال و نیمه به کشور کویت سفر کرده بود. در بازگشت وی که به دیدار او رفتیم؛ به نکته بسیار مهمی اشاره نمود، که در تمام این سالها، اندیشه مرا به خودش مشغول کرده است. آن مسافر از کویت برگشته می گفت، تقریبا شانزده ماه از اقامت من نزد یکی از دوستانم در کویت می گذشت؛ یک روز درب خانه اش به صدا درآمد، برای گشودن درب خانه به سوی انتهای حیاط منزل مسکونی خود رفت. هنوز چند دقیقه ای بیش نگذشته بود، که با صدای بلند مرا صدا زد و گفت: ” بیا دم در کارت دارند” ؛ تعجب کردم، چه کسی ممکن است که با من کار داشته باشد؟!

و ادامه داد، در پیاده روی خیابان مقابل خانه دوستم، دو مأمور کویتی، که یکی شان اونیفورم نظامی آنجا را دربر داشت؛ و آن دیگری هم لباسی معمولی، از من پرسیدند که چه مدتی است در کویت هستم، و برای چه کاری در این کشور حضور دارم؟ در پاسخ شان، ضمن نشان دادن برگه اقامتم، که تاریخ روز و ماه و سال ورودم در آن ثبت شده بود؛ را به دست کسی که از من پرسش کرده بود دادم. در همان حال هم به وی گفتم، پانچیست کامپیوتر هستم، و برای مدت دو سال با یک شرکت بازرگانی کویتی قرارداد کار دارم. مأمور مورد نظر با خوشروئی چند قطعه پول کاغذی(اسکناس) رقم درشت کشورش را به من داد و گفت: ” هر کسی حتی اگر خارجی هم باشد، چنانچه بالای یک سال در کشور ما اقامت داشته باشد؛ حق دریافت کردن سرانه سالیانه پول نفت و گاز صادر شده کویت را دارد؛ و این مبلغ نیز سهم شما است!

بقیه ماجرا برایم کوچکترین اهمیتی نداشت، و زیاد هم در آن دقت ننمودم. اما بخش اول آن، هم دلم را به درد آورد؛ و هم برای خود و هم میهنانم افسوس زیادی خوردم؛ و از خودم پرسیدم: ” مگر شهروندان کویتی با ما ایرانیان چه تفاوتی در انسان خلق شدن دارند؟ که آنها باید همه ساله سرانه فروش نفت و گاز کشورشان را، بدون ارائه نمودن هیچگونه درخواست شفاهی یا کتبی، به این آسانی از حکومت و دولت سرزمین خویش دریافت نمایند؛ اما ملت ایران حق گرفتن یک سرانه یک تومانی را هم در رابطه با پول نفت و گاز فروخته شده مملکت شان را نداشته باشند؟!

ممکن است که سران خودپرست و سودجوی رژیم اسلامی، در پاسخ به پرسش بالا جواب بدهند؛ که کویت کشور بسیار کوچکی نسبت به ایران است؛ و دولتمردان آنجا، بایستی که در همه درآمدهای کشورشان، ملت این کشور را سهیم نمایند. ” مایلم این نکته را نیز من به این پاسخ احتمالی بیفزایم: ” حاکمیت کشور کوچکی مانند کویت، آنقدر بزرگ منش هست، که بتواند حقوق مادی و معنوی ملت کشور شان را درک کند و به آنها بدهد. قانون اساسی همین مملکت، که حتی به اندازه نیمی از یک استان کوچک در ایران می باشد؛ آنقدر مردمی هست، که هیچیک از آحاد ملت آنجا، به ویژه دستگاه حاکمه در این سرزمین، نتوانند حق مردم کشورشان را نادیده بگیرند و به ایشان ندهند!

در ماه مه سال جاری میلادی(یک ماه پیش)، سازمان اوپک، با در نظر گرفتن میزان تولید و صادرات نفت و گاز اعضای این سازمان، در گزارش ماهانه خویش ارائه داده است؛ که ایران در این رابطه از کشور ایالات متحده عربی پیشی گرفته، و پس از عربستان سعودی و عراق، سومین تولید کننده این کالا در میان اعضای سازمان اوپک بوده است!

عربستان با میزان ده میلیون و صد و هفت هزار بشکه نفت خام، و عراق با میزان تولید سه میلیون و نهصد و هشتاد هزار بشکه نفت خام، به ترتیب رتبه های اول و دوم را به خودشان اختصاص داده اند. ایران نیز با تولید کردن دو میلیون و هشتصد و چهل و پنج هزار بشکه نفت خام در هر روز از ماه مه سال جاری، رتبه سوم را به دست آورده است. امارات متحده عربی نیز، با تولید روزانه دو میلیون و هشتصد و سی هزار بشکه نفت خام، مقام چهارمین صادر کننده را به دست آورده، و در این رابطه از ایران عقب مانده است!

ارقام و اعداد بالا، چه کم و چه زیاد به نظر بیایند؛ هیچ اهمیتی ندارند؛ و در اصل قضیه هم هیچ تغییری را به وجود نخواهند آورد. آنچه که حائز اهمیت است، و برای ما مردم ایران قابل توجه می باشد؛ میزان آسایش و رفاه مادی و معنوی زندگی ملت ما، و ساکنان کشورهای بالا است. موردی که ضمن برقراری آسودگی در جلوه های ظاهری زندگی مردم نقش به سزائی دارد؛ و در جهت آرامش فکری ایشان، و برخورداری آنان از سلامتی های فکری و روانی آنها نیز، تأثیرات فراوانی دارد. موضوعاتی که در شرایط کنونی، و با حضور خبیث ترین حاکمیت های جهان در ایران، نه همین حالا وجود دارد؛ و نه هرگز پدید خواهد آمد!

مگر آنکه، سرانجام از میان انبوه تاریکی های موجود در ایران، جرقه ای زده بشود و موجب سرکشی شعله های خشم مردم میهن ما گردد. تا آنان را برای یکی شدن در مسیر براندازی حاکمیت اهریمنی آخوندی، یک دل و یک جهت و همگام سازد. وقتی در این رابطه با هم میهنان درون مرزهای کشورمان صحبت می کنیم؛ می گویند: ” شاید که عده مخالفان جمهوری اسلامی درون ملت ساکن در ایران، بسیار زیادتر از آنی هم باشد؛ که به تصور شما و دیگران بیاید. اما اکنون مردم ایران، در موقعیتی می باشند؛ که حتی از بستگان خودشان هم هراس دارند. چه رسد به دیگران که هیچ شناختی روی آنها ندارند. چشمداشت به پا خیزی مردم درون کشورمان، برای درهم شکستن پایه های سست و لرزان حاکمیت جاهلان در ایران کنونی، مقوله است که می توان آن را، یک جانبه به قاضی رفتن و خشنود برگشتن نامید!

ایده آلی به زندگی و جزئیات آن نگریستن و انتظار توفیق داشتن، مانند حباب های روی آب هستند؛ که ممکن است حتی با یک نسیم جزئی و سبک نیز بشکنند و مقاومت خودشان را از دست بدهند!

محترم مومنی

مطلب قبلیمتن کامل سخنان منتشره نشده هاشمی رفسنجانی و تصاویری از بازتاب آن در صفحه اول بعضی از روزنامه ها
مطلب بعدیپروژه «بورن» گام پنجم را برداشت
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.