خانواده کسری نوری پس از گذشت ۲۰ روز بی‌خبری از وضعیت این درویش گنابادی با وی ملاقات کردند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ خانواده‌ی کسری نوری از دراویش گنابادی محبوس در زندان عادل آباد شیراز، روز گذشته تحت تدابیر شدید امنیتی موفق به ملاقات با این فعال حقوق دراویش شدند. به گفته‌ی خانواده‌ی این درویش گنابادی، مدت زمان ملاقات بسیار کوتاه بوده و مامورین حفاظت اطلاعات زندان در طول ملاقات حضور داشتند.

این اولین ملاقات و تماس کسری نوری پس از گذشت ۲۰ روز بی‌خبری می‌باشد و خانواده‌ی ایشان وضعیت روحی آقای نوری رو خوب توصیف کردند.

لازم به ذکر است که این زندانی عقیدتی همچنان ممنوع الملاقات و ممنوع تماس بوده و مقامات قضایی نیز از پاسخگویی به خانواده این درویش گنابادی در خصوص محدودیت‌های ایجاد شده امتناع می‌کنند.

خانواده کسری نوری در خصوص محدودیت‌های ایجاد شده به مجذوبان نور گفته است: “ما با مراجعاتی که به دادستان و معاون داستان و رییس زندان عادل آباد و قاضی ناظر بر زندان داشته‌ایم، همگی آنها پاسخ و دلیل قابل توجیه ای مبنی بر ممنوع الملاقاتی و ممنوع تماس بودن کسری نوری به ما نداده اند و در مواقعی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را دلیل این محدودیت‌ها دانسته اند. اما حالا با گذشته یک هفته از انتخابات چرا همچنان کسری نوری باید ممنوع تماس و ملاقات باشد!؟

آقای کسری نوری تا کنون پیش از ۱۸ ماه در زندان عادل آباد در حبس سپری کرده و یاد آور می شود که این درویش گنابادی در تاریخ ۲۶ دی ماه سال گذشته با صالح مرادی، ۹۰ روز را در اعتراض به انتقال وکلای دراویش به بند ۲۰۹ زندان در اعتصاب غذا سپری کرد، که سرانجام پس از تحقق خواسته‌اش به اعتصاب غذا خود پایان داد.

مقاله قبلینامه کودکان محک به کاپیتان تیم ملی: برامون دعا کن تا به سرطان هزار تا گل بزنیم..
مقاله بعدیواشنگتن پرس بیکن: روحانی در انفجار آرژانتین نقش داشته است..!؟
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.