مقتدی صدر رهبر جریان صدر عراق، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی را، قدرتمندترین شخصیت در عراق دانست.

مقتدی صدر در مصاحبه با روزنامه ”الحیات” با اشاره به اوضاع داخلی عراق و خشونت های فرقه ای در این کشور، تاکید کرد که در جنگ‌های داخلی شرکت نخواهد کرد و نسبت به عدم وقوع آن نیز خوش‌بین نیست.

او خاطر نشان کرد که بر پایه شواهد موجود عراق به سوی گسترش شکاف‌های قومی، مذهی و سیاسی در حرکت است.

وی همچنین با اشاره به “قاسم سلیمانی” فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی، او را قدرتمندترین شخصیت در عراق خواند که نسبت به دولت، مذهب، ملت و آرمان خود وفادار است.

به گزارش العربیه؛ مقتدی صدر همچنین افزود قاسم سلیمانی همواره سعی دارد با همه گروه‌ها روابط خوبی برقرار کند، تاجایی که چندین بار سعی کرد با حاکمان کشورهای عربی گفت و گو کند اما هیچ گوش شنوایی در این زمینه نیافت، وی هم اکنون نیز در حال رایزنی برای دیدار با مقامات کشورهای اروپایی است.

 

مقاله قبلی«كيانو ريوز» در سكانسهاي اكشن فيلم «جان ويك»
مقاله بعدیهوش کلاغ‌ها، کلید مطالعه مغزهای فرازمینی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.