روز چهارشنبه ۶ آبان ماه   زندانی سیاسی محکوم به اعدام  ارژنگ داودی به دادسرای امنیت مستقر در زندان اوین موسوم به دادسرای مقدسی احضار شد ولی نامبرده حاضر به رفتن نشد. علیرغم اصرار رییس زندان به نام مردانی و نیز مراجعه رییس بند ۴ به نام طریقی به درب اتاق ۲۹ محل نگهداری زندانی سیاسی ارژنگ داودی ، وی به دلایل زیر نپذیرفت که به دادسرای امنیت اوین برود:

۱ـ نامبرده هیچ پرونده ای ندارد که در مرحله جریان برای رسیدگی های قضایی باشد.

۲ـ در این اواخر وکیل نامبرده جناب آقای مشکانی نیز از تشکیل پرونده جدید یا تاریخ رسیدگی قضایی به وی اطلاعی نداده است.

۳ـ اگر قرار باشد پرونده  جدیدی علیه وی تشکیل یعنی پرونده سازی جدید مدنظر باشد بایستی مراحل بازجویی در زندان رجایی شهر انجام شود.

زندانیان سیاسی سالن ۱۲ بند  ۴ زندان گوهردشت کرج  نسبت به احضار   زندانیان سیاسی ارژنگ داودی  ۲ دیدگاه مختلفی  دارند با توجه به جمیع جوانب بعضی از زندانیان سیاسی بند ۴ سالن ۱۲ معتقدند که چون حکم اعدام صادره علیه وی تحت عنوان جعلی محاربه ؟! احتمالا در شرف شکستن باشد، وزارت اطلاعات پیشدستی کرده و پرونده سازی علیه وی را آغاز نموده تا که همچنان وی را در زندان نگه بدارد. و برخی دیگر از زندانیان سیاسی نیز بر این باورند که به بهانه اعزام به دادسرای امنیت واقع در زندان اوین، می خواهند او را به بند ۲۰۹ انتقال و به صورت ایزوله نگهداری کنند تا پس از تأیید حکم اعدام، فورا آن را اجرا کنند.

یادآور می شود که حکم اعدام ارژنگ داودی در حالی از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب کرج صادر شد که شعبه یاد شده هرگز او را به دادگاه احضار ننمود؟!یعنی قاضی صادر کننده حکم اعدام و ارژنگ داودی هرگز همدیگر را ندیده اند؟! و به همین جهت اینک احضار غیرمترقبه وی به دادسرای امنیت اوین بدون دلایل موجه و بدون اطلاع وکیل بسیار شک برانگیز می نماید.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران قصد انتقال زندانی سیاسی ارژنگ داودی به دادسرای امنیت مستقر در اوین که  در دست بازجویان وزارت اطلاعات می باشد را محکوم می کند و نسبت به نیتهای شوم رژیم ولی فقیه علیه این زندانی سیاسی هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اعمال فشار برای آزادی  بی قید و شرط و فوری این زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۷ آبان۱۳۹۳ برابر با۲۹ اکتبر ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلی۵ نوامبر روز تولد ریحانه، روز ابراز همبستگی با زنان در ایران، روز اعتراض به خشونت و تجاوز علیه زنان
مقاله بعدیجانشین فرمانده نیروی انتظامی اصفهان: بازداشت چند منافق و سطلنت‌طلب در اصفهان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.