ضحاک به زباله‌دان تاریخ پیوست، اما حکایت جماعتی که بعد اعلام خبر کشته شدن خفت‌بار رهبر جعل خرافات دروغ برعکس بسیاری از مردم رنج‌کشیده و زیر سلطه استبداد ایران در کوچه خیابان به شادی‌کنان رقص کردند به خیابان آمده و سوگواری کردند!؟
حقیقت در نگاه نخست این تصاویر که از میدان نقش جهان اصفهان را برخی‌ها منتشر شد یک انسان عاقل، آگاه، آزاده که به جایگاه و حقوق یک شهروند اشراف دارد هرگز ۴۷ سال دیکتاتوری، فساد، استبداد، اختلاف طبقاتی، فقر بیکاری و اختلاس نادیده بگیرد و تن به این زندگی زیر بار این فشار کمرشکن رضایت دهد!؟
این موضوع از ۲ حالت خارج نیست و شامل دو گروه می‌شود!؟
گروه نخست مزدوران و متصلان به حاکمیت که جیب‌شان از چپاول ثروت مردم ایران توسط سران قدرت پر می‌شود!؟
رانت‌ها و امتیازات فراوان از این خوش‌خدمتی و مزدوری عایدشان می‌شود و برای همین هیچ فشار اقتصادی و معیشتی که ۸۰ درصد مردم ایران تحمل می‌کنند را احساس نمی‌کنند و بر تداوم این حکومت اصرار داشته و از شرایط خوشنود هستند!؟
گروه دوم نسل و جماعتی هستند که تحت تعلیم ایدئولوژی مذهب و دین به درجه‌ای از خرافات رسیدند که سیستم ملاها را نمایندگان پروردگار روی زمین می‌دانند و هرچه واعظین خرافات و جهالت بگویند چشم بسته می‌پذیرند و حتی به خود فرصت تفکر هم نمی‌دهند!؟
البته فراموش نکنید این غرق شدن در جهالت و سپردن عقل و تفکر ربطی به سن و سال ندارد و ریشه در آموزه‌های خانوادگی و فرکانس پیرامون و ارتباطات رابطه مستقیم دارد!؟
آری این تصاویر بیننده را به یاد فیلم مغزهای کوچک زنگ زده انداخت که در بخشی از فیلم نشان می‌داد عده‌ای از اهالی محله و منطقه محروم زاغه‌نشین اثباتشان از زندگی و حیات این است که تولد و زیست در آن منطقه بدان معناست که جای هیچ شانس و رشد وجود ندارد و آنها محکوم هستند تا آخر عمر در دام اعتیاد بمانند یا به جرم و جنایت و بزهکاری برای گذران زندگی روی آورند!؟
سوال اینجاست که چگونه می‌شود این تفکر پوسیده را برچید و به این جماعت آموخت نباید مانند پرندگانی که سالیان طولانی در قفس گرفتار بودند و به آب و دانه صاحبخانه قناعت کردند و هرگز طعم پرواز در هوای آزاد را نداشته‌اند لذت رهایی را آموخت!؟
تکلیف مردمی که نمی‌خواهند مانند این گروه به زیست خویش ادامه دهند چیست!؟
گروهی که می‌خواهند زندگی آزادانه و سرشار از حقوق شهروندی که مردم سایر نقاط قانونمند جهان از آن بهره می‌برند را تجربه و زندگی کنند!؟
ایران این روزها شرایط خواست دارد، در پی کشته شدن علی خامنه‌ای جامعه ایران به کدام سمت سوق پیدا می‌کند
آیا تغییرات تفکر و اندیشه می‌تواند جایگزین دین و مذهب شود!؟
همان‌طور که در موضوع حجاب اجباری دیدیم!؟
سال‌ها حکومت و مذهبیون غرق در خرافات روی موضوع اصرار کردند و قانون تصویب شد که بگیرید و ببندید، اما دست آخر با استمرار مردم و نسل جوان شجاع فارغ از طمع حاکمان زور به جایی رسید که دیگر زورشان به مسئله حجاب اجباری نرسید!؟
این روزها در جامعه دختران و زنان با حجاب اختیاری در کوچه خیابان تردد می‌کنند!؟
موضوع دین و مذهب (اعتقاد شخصی) هم کاملاً باید در فضای فردی حفظ شود و از اصرار توصیه به دیگران اجتناب شود!؟
روی سخن با آن بخش جامعه (سنتی و مذهبی) است فارغ از تعصبات نمایشی و ارتزاق از حکومتی سال‌ها و قرن‌ها این موضوع را تبعیت می‌کنند!؟
به اعتقادات خویش ادامه دهید و قابل احترام هستید!؟
اما آن بخش متظاهر متدیوث سیاه‌باز که برای اساس منفعت و جایگاه دولتی حکومتی به این موضوع مبادرت می‌ورزند!؟
قطعاً امثال شما در تصمیم و تفکر نوین جامعه ایران بلعیده و طرد می‌شوید!؟