بنابه گزارشات رسیده معلم بازنشسته زندانی محمد امین آگوشی روز گذشته در اعتراض به عدم اجازه ملاقات با همسرش که مد تی است در کومای کامل فرو رفته و ایجاد شرایط غیر انسانی با دوختن لبان خود دست به اعتصاب غذا زد . بازجویان وزارت اطلاعات بجای رسیدگی به خواسته های وی او را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان زاهدان منتقل نمودند.

روز سه شنبه ۲۷ اسفند ماه معلم بازنشسته زندانی محمد امین آگوشی در اعتراض به عدم دادن مرخصی به وی به منظور دیدار با همسرش که مدتها است در کمای کامل بسر می برد و در آستانه مرگ قرار دارد و همچنین ایجاد شرایط غیر انسانی ، با دوختن لبان خود دست اعتصاب غذا زد.

هفته ها سعی داشت که از طریق تشریح وضعیت همسرش آنها را متقاعد کند تا به وی مرخصی دهند ودائما با وعده و وعیدهای دروغین قوه قضاییه روبرو می شد.

بازجویان وزارت اطلاعات نه تنها به وی امکان دیدار با همسرش را ندادند بلکه او را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان زاهدان منتقل کردند تا وی را تحت شرایط غیر انسانی و فشارقرار دهند .

همسر معلم زندانی از اوایل زمستان در اثر سکته قلبی به کما فرو رفت و بعد از چندین روز بستری بودن در بیمارستان او را بدون اینکه بهوش بیاید مرخص نمودند و در حال حاضر در منزل شخصی اش در حالت کومای کامل نگهداری می شود . در حالیکه در چنین شرایطی نیاز به مراقبتهای ویژه پزشکی دارد .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، عدم ایجاد امکان دیدار این معلم زندانی را با همسرش که مدتهاست در کومای کامل قرار دارد و در آستانه مرگ می باشد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت برای پایان دادن به شرایط غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۸اسفند ۹۲ برابر با ۱۹ مارس۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلی«يك روز فوق العاده» با «بنيسيو دل تورو» و «تيم رابينز»
مقاله بعدیباستان‌شناسان قدیمی‌ترین نمونه انسان دچار سرطان را کشف کردند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.