علیرضا منظری، معاون پیشین سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که حدود ۱۵۰ فروند از هواپیماهای کشور زمین‌گیر شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، منظری در گفتگویی تخصصی درباره وضعیت ناوگان هوایی ایران تصریح کرد: “میانگین عمر هواپیماهای ایران به ۲۷ سال رسیده و عملاً فرسوده هستند. این در حالی است که استاندارد جهانی برای عمر مفید هواپیماها حداکثر ۱۵ سال است.”

وی افزود: "تحریم‌های بین‌المللی و مشکلات تأمین قطعات یدکی، عامل اصلی زمین‌گیر شدن بخش قابل توجهی از ناوگان هوایی کشور است. از مجموع حدود ۳۳۰ فروند هواپیمای ثبت شده در کشور، تنها حدود ۱۸۰ فروند در حال حاضر قابلیت پرواز دارند."

به گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، کارشناسان صنعت هوانوردی هشدار داده‌اند که ادامه این روند می‌تواند علاوه بر افزایش قیمت بلیت‌ها، به کاهش ایمنی پروازها نیز منجر شود. سازمان هواپیمایی کشوری تاکنون واکنش رسمی به این آمار منتشر نکرده است.

منظری که پیش‌تر مسئولیت‌های مختلفی در صنعت هوانوردی کشور داشته، تأکید کرد: “نوسازی ناوگان هوایی کشور نیازمند سرمایه‌گذاری حداقل ۵ میلیارد دلاری است که در شرایط فعلی تأمین آن بسیار دشوار به نظر می‌رسد.”

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان،این آمار هشداردهنده نشان‌دهنده بی‌توجهی سیستماتیک به زیرساخت‌های حیاتی کشور است. در حالی که میلیاردها دلار صرف پروژه‌های غیرضروری و نمایشی می‌شود، صنعت هوایی کشور که ارتباط مستقیم با امنیت و جان شهروندان دارد، به حال خود رها شده است. سیاست‌های تنش‌زای خارجی و عدم تلاش جدی برای رفع تحریم‌ها، عملاً صنعت هوایی را به ورطه نابودی کشانده است.

در شرایطی که برخی نهادهای غیرپاسخگو از بودجه‌های کلان بهره‌مند می‌شوند، بخش هوایی کشور با خطر فروپاشی مواجه شده است. سوانح هوایی متعدد سال‌های اخیر، نتیجه مستقیم این بی‌توجهی است. حاکمیت به جای پرداختن به چالش‌های اساسی زیرساختی، همچنان درگیر مسائل حاشیه‌ای و ایدئولوژیک است و امنیت جانی مردم را فدای سیاست‌های نادرست خود کرده است.

مقاله قبلیشهردار منطقه ۱۵ تهران خواستار ۵۰۰ میلیون یورو برای بازسازی پارک آزادگان شد
مقاله بعدیجنگ پنهان سپاه در اقتصاد ایران؛ شبکه ای که کشور را می بلعد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.