مجید تخت روانچی، معاون وزیر امور خارجه و عضو تیم مذاکره کننده هسته ای ایران، میگوید امیدوار است که طرف مقابل “مطالب نشست ژنو2” را تکرار نکند. تخت روانچی معتقد است که گروه 5+1 در ژنو2 “زیاده خواهی” کرده است.

ایران و کشورهای قدرتمند جهان در قالب گروه 5+1 شامل کشورهای آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان نشست ژنو2 را در 9 نوامبر بدون هیچ توافقی پایان دادند.

به گفته تخت روانچی، در مذاکرات ژنو2 یکی از کشورها “مواضع حداکثری” را مطرح کرد که با “فرایند بده بستان” آن کنفرانس همخوانی نداشت و به همین دلیل تیم ایرانی به این نتیجه رسید که “باید بیشتر در این زمینه فکر کند” و تصمیم گیری را به جلسه بعدی مذاکرات در 20 نوامبر موکول کند.

تخت روانچی ابراز امیدواری کرد که “این دفعه آن مطالب مطرح نشود و بتوانیم به پیش برویم.” اما تخت روانچی تلویحا گفت که گروه 5+1 مایل است دور بعدی مذاکرات تداوم دور قبلی باشد و “آخرین متن” مبنای مذاکره قرار بگیرد.

جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، پس از نشست ژنو2 گفت که عدم توافق این کنفرانس بخاطر خروج ایران از آن بوده است. کری گفت که گروه 5+1 در یک اقدام متحد متنی را بعنوان توافق نامه تهیه کرده بود که در روز آخر ایران حاضر به امضای آن نشد.

به گزارش العربیه؛ تخت روانچی در باره متن پیشنهادی گروه 5+1 گفت که ایران “خطوط قرمزی” دارد که باید رعایت شود.

گروه 5+1 از ایران میخواهد تا فعالیتهای اتمی خود را محدود کند و در عوض ایران هم خواستار آن است تا کشورهای قدرتمند جهان تحریمهای اقتصادی ایران را لغو کنند.

مقاله قبلیگزارشی از چگونگی به اعتیاد کشاندن جوانان در زندان و در آمدهای میلیاردی از آن
مقاله بعدیایاد العلاوی: مالکی استقلال عراق را به جمهوری اسلامی سپرده است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.