معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به نقش داده‌های پایگاه اطلاعاتی رفاه در ایجاد تحول در عرصه سیاست‌گذاری اجتماعی گفت: امسال بر اساس جمع‌بندی اطلاعات به این نتیجه رسیدیم که ۹۲۰۰ کودک تهرانی به مدرسه نمی‌روند.

به گزارش ایسنا، احمد میدری در جشنواره نیکوکارآفرین که در مجموعه فرهنگی ورزشی تلاش برگزار شد با بیان اینکه هدف از این همایش این بود که در درجه اول در جشنواره‌ای با معیار عینی مشخص از کارآفرینان تقدیر کنیم، گفت: ما تلاش می‌کنیم به سمت سیاست‌گذاری مبتنی بر داده‌های عینی حرکت کنیم و در حال تعمیم این کار در حوزه های مختلف هستیم.

وی افزود: به عنوان نمونه امسال از جمع‌آوری داده‌ها به این جمع‌بندی رسیدیم که ۹۲۰۰ کودک در تهران به مدرسه نمی‌روند. شماره تماس سرپرستان این کودکان را پیدا کردیم و با آنها تماس گرفتیم تا علت را جویا شویم که چرا فرزندانشان به مدرسه نمی‌روند و این اقدام ماندگار بود و خانواده‌ها قدردانی می‌کردند که برای حکومت این امر مهم است.

معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه داد: در روند بررسی‌ها دریافتیم که ۶۷ درصد این کودکان تهرانی، ایرانی نیستند و از طریق سفارت‌ها شناسنامه ایرانی گرفته‌اند ولی در استان‌های مرزی اینگونه نیست و داستان کاملا متفاوت است.

به گفته وی با کمک آموزش و پرورش با موسساتی همکاری‌هایی شده تا بتوان امکان ادامه تحصیل کودکانی که به مدرسه نمی‌روند را فراهم کرد.

معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تشکیل پایگاه اطلاعات ایرانیان اشاره کرد و گفت: این پایگاه اطلاعاتی می‌تواند یک تحول عظیم در سیاست‌گذاری ایجاد کند که همه امور از درمان گرفته تا مهاجرت را در بر می‌گیرد.

مقاله قبلیکند و کاو 24,000,000 تومان
مقاله بعدیآغاز فیلمبرداری «دست‌نیافتنی‌ها»
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.