مطبوعات در ایران آخوندزده، گوسفند و مرغ مراسم عروسی و عزا هستند!

0
131

 با آنکه در ایران کنونی، تقریبا هیچ کاری آزاد نیست و همه چیز ممنوع می باشند؛ در میان موارد مورد ممنوعیت قرار گرفته شده، توجه به یک نکته اهمیت بسزائی دارد. اگر یک امر خاصی از سوی مسؤلان حکومت آخوندی مورد ممنوعیت و عدم فعالیت قرار بگیرد. چنانچه مربوط به یک فرد و یا گروه کوچکی از افراد اجتماع بشود؛ تقریبا اثرات زیانبار آن، خیلی زیاد قابل مشاهده نیست. اما اگر آن چیز مورد ممنوعیت قرار گرفته شده، به بخش بزرگتری از مردم اجتماع ارتباط داشته باشد؛ دیگر نکته بالا در این رابطه مصداق عملی نخواهد داشت؛ و مضرات ممنوعیت فعالیت چیزی که مورد استفاده و توجه قشر وسیعی از مردم جامعه است؛ در باره گروههای مختلف شهروندان یک مملکت، نتایج ناخوشآیندی را نصیب آنها می کند؛ و بر روی بسیاری از دیگر فعالیت های ایشان نیز اثر گذار خواهد بود!

ممنوعیت چاپ و انتشار یک کتاب، فقط به دوستداران آن یک کتاب لطمه می زند؛ ولی توقیف یک روزنامه، که همه روزه به دست علاقمندان مطالعه آن می رسد؛ به نسبت تیراژی که دارد، در صورت ممنوعیت چاپ و انتشار، و مورد توقیف واقع شدن آن، به تمام مشترکان و خوانندگان همیشگی آن زیان می رساند؛ و تأثیرات منفی آن، بر روی بسیاری از فعالیت های دیگر افراد جامعه ، به آشکارا محسوس خواهد بود!

از بدو شروع فعالیت دولت یازدهم جمهوری اسلامی، به ریاست آخوند حسن روحانی، تا به حال به دلائل متعددی، چند روزنامه کشور توقیف گشته و مجوز انتشار آنها، توسط مراکز قانونی سلب اعتبار شده اند. با ممنوع شدن روزنامه ” قانون ” که اخیرا مورد سلب مجوز انتشار قرار گرفته است؛ واکنش های متفاوتی را میان مردم، به ویژه نمایندگان ایشان در مجلس شورای اسلامی را در پی داشته است. از جمله کسانی که به این موضوع واکنش نشان داده اند؛ علی مطهری نماینده مجلس آخوندی ، که عضو هیأت نظارت بر مطبوعات مجلس نیز هست می باشد. وی دیروز (چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۹۳ خورشیدی ) در مصاحبه ای که با خبرگزاری ” خانه ملت ” داشته، ضمن انتقاد از حاکمیت دوگانه یک بام و دو هوا، در برخورد با مطبوعات، خواستار اقدام رئیس جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای ممانعت از توقیف بی رویه مطبوعات کشور شده است!

مطهری سیاست ” یک بام و دو هوا در برخورد با مطبوعات را، ناشی از ناهمآهنگی میان هیأت نظارت بر مطبوعات و دادسرای فرهنگ و رسانه، و کارگروه تشخیص مصادیق رایانه ای ارزیابی نموده است. وی همچنین اظهار داشته، که برخوردهای موازی با مطبوعات، فلسفه وجودی هیأت نظارت بر مطبوعات را زیر سؤآل می برد. مطهری تأکید کرده، که رئیس جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی لازم است؛ از طریق مذاکره با رئیس قوه قضائیه، موضوع را حل و فصل کند؛ تا آنکه ضمن حفظ جایگاه ” هیأت نظارت بر مطبوعات “، به حاکمیت دوگانه در حوزه مطبوعات پایان داده شود!

نگارنده ، به هیچیک از مواردی که علی مطهری در مصاحبه اش با ” خانه ملت ” بدان اشاره نموده است؛ نه کوچکترین اهمیتی می دهد؛ و نه هیچگونه علاقمندی، به چگونگی اوضاع و احوال روابط میان رؤسای سه قوه نمایشی و بی اثر و ثمر قانونگذاری ، قضائیه و مجریه جمهوری ننگین آخوندی را دارد. اما بسیار مایلم به طور اجمال، به نکات مندرج در سخنان این نماینده مجلس بپردازم؛ و در حد بضاعت درک سیاسی خودم، بتوانم نقاط کور این اظهارات را بیان کنم .

یک – آیا نکاتی را که علی مطهری به آنها اشاره نموده را، فقط وی درک می کند و دیگر نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی چیزی از آن نمی دانند؟ اگر می دانند، چرا در باره اش چیزی نمی گویند؛ و مطهری در هر موردی ” متکلم وحده ” است؟ اگر نمی دانند، یا نخواسته و مصلحت ندانسته اند که بدانند؛ چرا به نمایندگی از سوی مردم ایران در مجلس کشور حضور یافته اند؟

دوم – آنچه که موجب توقیف شدن روزنامه ” قانون ” شده است؛ ارتباط ناچیزی به اظهارات سیدعلی خامنه ای در مورد زنان ایرانی داشته؛ چرا آقای مطهری سخنان خویش را خطاب به رهبر انقلاب نگفته و روحانی و وزیر ارشاد دولت وی را در این ارتباط به جان رئیس قوه قضائیه می اندازد؟ از سخنان اخیر یکی از لاریجانی ها ( علی لاریجانی رئیس مجلس اسلامی ) که در مورد زیر فشار قرار داده شدن دولت، سخنان نرمی را بیان نموده و به گونه غیر مستقیم، از روحانی و عملکردهایش دفاع نموده؛ چنین بر می آید که رابطه برادران لاریجانی، با رئیس دولت کنونی جمهوری اسلامی، تفاوت بسیار زیادی با آنچه که میان ایشان و محمود احمدی نژاد می گذشت دارد. اما سخنان علی مطهری، می تواند اشتعال جرقه ای در میان انبار کاه بشود؛ و در این مورد آتشی را به پا کند!

با توجه به توقیف شدن چند روزنامه از جمله بهار ، ابتکار و قانون در سال جاری، چنین بر می آید؛ که پرداختن به موضوعات منفی روز در کشور( که البته همه موضوعات مربوط به حکومت اسلامی منفی هستند)، چرا در میان رسانه های گروهی، فقط توسط مطبوعات صورت می پذیرند؛ و رسانه های شنیداری و تصویری کشور هیچگاه به این مسائل نمی پردازند؟ یکی از جواب هائی که در این رابطه می توان ارائه داد؛ این مورد است که رسانه های گروهی در حکومت اسلامی، مانند بقیه موارد در جمهوری آخوندی، ” خودی ” و ” ناخودی ” دارند. و چون صدا و سیمای جمهوری اسلامی در سراسر کشور دولتی هستند؛ و تعداد روزنامه هائی هم که ارگان رسمی دولت و حکومت باشند بسیار کم است؛ و نیز از آن باب که تیرهای حملات مسؤلان این حکومت خودکامه، همواره به سوی غیر خودی ها شلیک می گردند؛ توقیف شدن مستمر روزنامه های کشور، که توسط مراجع قانونی به اجرا گذاشته می شوند؛ توصیه و تأکید علی مطهری، مبنی بر اینکه روحانی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت وی، برای حل و فصل کردن مسأله توقیف شدن روزنامه های کشور، با رئیس قوه قضائیه مذاکره نمایند؛ نمی تواند راهکار صحیحی باشد!

چرا که جزء به جزء آنچه در این حکومت مورد توجه سران رژیم ملاها می باشند؛ حفاظت از حقوق داشته و نداشته خودی ها، و از بین بردن همه حقوق اجتماعی و فردی غیر خودی های درون جامعه است. بد نیست که آقای علی مطهری، به این نکته توجه بفرمایند؛ که مطبوعات ( به ویژه نشریات غیر دولتی که متعلق به بخش خصوصی هستند )، گوسفند و مرغ عزا و عروسی اند. چون چه عروسی و شادی باشد؛ و چه مراسم سوگواری و ماتم، در هر دو صورت، این دو حیوان زبان بسته اند که باید برای پذیرائی از مدعوین این جلسات سرشان بریده بشود!

محترم مومنی

 

 

مطلب قبلیچین نمایش فیلم «نوح» را ممنوع کرد
مطلب بعدیپرستویی: دیوانه ام که بازیگر شدم
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.