مشعل المپیک 2012 لندن، توسط مصطفی سلیمانی نخستین ایرانی حمل کننده مشعل المپیک به برج میلاد تهران آورده می‌شود و قرار است در ششمین برج مخابراتی دنیا در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گیرد.

به گزارش فارس، مصطفی سلیمانی قرار است امروز پنج شنبه 13 تیرماه با حضور در برج میلاد تهران، مشعل المپیک را در برج میلاد تهران بگرداند و در نهایت مشعل را به مدت یک ماه در گنبد اسمان بلندترین برج پایتخت نمایش می دهد.

milad.1f4f9l0gk0v4cw440s4sg04ow.6ylu316ao144c8c4woosog48w.th

برای المپیک لندن مشعلی سه وجهی طراحی شده است. این مشعل، طلایی و از ورقه‌هایی از جنس آلومینیوم ساخته شده است.هر مشعل 8000 سوراخ دارد که سمبل شمار حمل کنندگان مشعل است.

این مشعل 80 سانتی متر و یکی از بلندترین مشعل‌های المپیک و همچنین از سبک ترین آنهاست.وزن آن، با در نظر گرفتن قسمت خروجی گاز، بین 800 تا 850 گرم است. طراحی مشعل به صورتی است که امکان حمل آسان آن را توسط حاملان جوانتر می دهد.

مصطفی سلیمانی دانشجوی نخبه 25 ساله ایرانی ( علمی –ورزشی ) توانست به عنوان نخستین مشعلدار ایرانی پس از قدمتی برابر با 120 سال مشعل المپیک را برای کشورعزیزمان به ارمغان آورد و این مشعل را با خود به ایران آورد.

 

 

مقاله قبلیدخترانی با انگیزه‌هایی به رنگ طلا..
مقاله بعدیکشف نخستین سند از سنت اهدای گل به مردگان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.