اسفندیار رحیم‌مشایی به هواداران خود گفته اگر در میان اصول‌گرا‌ها کسی پیدا شود که راه محمود احمدی‌نژاد را ادامه دارد٬ «تکلیف شرعی» حمایت از این فرد است.

به گزارش خبرنامه از تارنمای دیگربان؛ روز شنبه (چهارم خرداد) سایت «شبکه ایران»٬ آقای رحیم مشایی این مطلب را طی سخنانی در جمع گروهی از فعالان رسانه‌ای کشور بیان کرده است.

وی با اشاره به رد صلاحیت خود از سوی شورای نگهبان گفته «ما مطالبه می‌کنیم اما دعوا نمی‌کنیم» و اگر «در میان اصول‌گراها و اصلاح‌طلبان کسی باشد که این راه را ادامه بدهد، تکلیف شرعی همه این است که پشت او بایستند.»

مشاور احمدی‌نژاد افزوده «ما یقین داشتیم که اگر تایید صلاحیت می‌شدیم، با آرای بسیار بالا پیروز انتخابات بودیم. هنوز هم به شدت پای کار هستیم و تا شب انتخابات امیدمان را از دست نمی‌دهیم.»

رحیم‌مشایی اظهار کرده است: «راه احمدی‌نژاد قابل بستن نیست و اگر هر کسی به خیال خودش بخواهد این مسیر را ببندد از جای دیگری نضج می‌گیرد.»

وی همچنین گفته که «هیچ جریان سیاسی نه در داخل و نه در نظام بین‌الملل نمی‌تواند جلوی ما بایستد.»

این اظهارات رحیم‌مشایی در شرایطی مطرح می‌شود که اخیرا گزارش‌هایی مبنی بر اینکه سعید جلیلی نامزد نهایی تیم احمدی‌نژاد در انتخابات آینده ریاست جمهوری است در برخی رسانه‌های محافظه‌کار منتشر شده است.

سایت روزنامه «جوان» وابسته به سپاه در این زمینه نوشته که «سعید جلیلی همان حلقه گمشده ماجراست که قرار است احمدی‌نژاد و مشایی و خیلی‌های دیگر با به سرکار آمدنش بهار را پایدار نگه دارند.»

مقاله قبلیشورای نگهبان، تلویحاً از هاشمی و مشایی تجلیل کرد
مقاله بعدیخودکشی یک دختر و پسر ۱۰ و ۲۴ ساله در پیرانشهر و برازجان
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.