مسأله تهران تنها انتقال پایتخت نیست؛ تشکیل پایتخت مجازی با دولتی مجازی در کل کشور

0
73

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

مسأله تهران تنها محدود به انتقال پایتخت نیست، بلکه شامل یک فاجعه پیش رو و تعدادی مشکل بزرگ است که انتقال پایتخت تنها یکی از آن مشکلات است. مهمترین و بزرگترین مسأله تهران، فاجعه زلزله ای در آینده است که نباید تحت شعاع رشد جمعیت پایتخت یا سایر عوامل قرار گیرد.

ما قطعاً یک زلزله ویرانگر در تهران پیش روی داریم که بزرگترین فاجعه قرن خواهد بود. هیئت زلزله شناسی ژاپنی که تهران را بررسی کرده، تخمین زده تنها پس از اولین موج زلزله تهران، بیش از ۵ میلیون در تهران کشته می شوند و گستره فاجعه آن به میزانی خواهد بود که به بسیاری از آنانی نیز که زیر آوار می مانند، نمی توان کمکی رساند و آنان نیز می میرند. آنان گفتند که تهران جای زندگی نیست، چه رسد این که پایتخت شود و ژاپنی ها تنها کاری که می توانند بکنند، آن است که پس از زلزله در چهار نقطه تهران، کارخانه جسد سوزی راه بیاندازند تا امراض حاصل از نابودی اجساد، منجر به بیماری های اپیدمی نشود و به شهرهای دیگر گسترش نیابد. این که بیشتر نقاط ایران روی مناطق زلزله خیز هستند، بدین معنی نیست که در همه آن مناطق با زلزله بالای ۷ ریشتر، آن هم غریب الوقوع روبروییم که تمام مراکز حیاتی را با مقامات و مسئولان کشوری و لشکری یکدفعه مدفون می کند! زلزله هیچ یک از شهرها و مناطق ایران، از نظر میزان تلفات انسانی و مالی و ویرانی، اصلاً قابل مقایسه با زلزله تهران نخواهد بود، اگر به جای کلی گویی به آمارهایی توجه کنیم که کارشناسان زلزله از زلزله تهران و دیگر مناطق برآورد می کنند.

مشکل دوم، آن است که با زیر آوار رفتن تهران به عنوان پایتخت، کشور بدون حکومت و دولت مرکزی به استان هایی پاره پاره تقسیم می شود که منجر به تجزیه عملی کشور خواهد شد. سوم، با این آهنگ رشدی که تهران دارد، ما ابعاد آن فاجعه را وسیع تر می کنیم، در حالی که برنامه بلندمدت مسئولان کشور باید در جهت عکس و تقلیل تلفات آن باشد. تهران به عنوان شهری که بی حساب و کتاب بزرگ شده و پایتختی آن در رشد هیولاوارش بسیار موثر بوده، حالا روی دستمان مانده و نیاز به مدیریت و کنترل اصولی دارد؛ از آهنگ رشد جمعیت اش، تا ساخت و سازش تا حاشیه نشینی  و تا آلودگی هوا، ترافیک و فضای سبز و غیره. این که چون همه آن مشکلات را نمی توانیم حل کنیم، پس آن را رها کنیم، بسیار غیرمسولانه است و تنها بر مشکلات فزاینده آن می افزاید. مشکل چهارم، رشد جمعیت، آلودگی های زیست محیطی و ترافیک تهران و بسیاری مشکلات دیگری است که خیلی از کلان شهرهای جهان با آن مواجه اند که با یک برنامه ریزی حساب شده و ممتد قابل حل و لااقل کنترل اند.

باید نخست، مشکلات آن را تجزیه و تحلیل کنیم و پس از آن که مشخص شد، کدامیک را می توانیم حل کنیم یا مشکل را تقلیل دهیم یا کنترل کنیم، اولویت گذاری کرده و به فراخور امکانات، برای آن ها برنامه ریزی نماییم. نخست فاجعه زلزله تهران است که با وقوع آن، اگر می خواهیم به تجزیه کشور منتهی نشود باید از حالا طرح ریزی و برنامه ریزی کنیم. دنیای امروز امکاناتی به ما بخشیده که در گذشته نداشتیم. امروز بحث دولت الکترونیکی کاملاً جدی است و در کشور ما نیز تا حد قابل قبولی پیاده شده است. باید همان را گسترش داد و تکمیل کرد. تنها باید توجه کنیم مراکزی که این دولت الکترونیک را راه اندازی و بارگذاری می کنند، تنها در تهران قرار نداشته باشند و برای هر وزارتخانه ای علاوه بر یک مرکز در تهران، یک مرکز در یکی از استان های کشور وجود داشته باشد که با فرض نابودی تهران، کلیه اطلاعات و داده های موجود و باارزش همچنان حفظ شوند و حتی خدمات بتواند به ایرانیان از آن طریق همچنان صورت گیرد. بدیهی است که وزارتخانه های موازی با تهران در دیگر استان ها باید پخش باشد و هر استان یکی یا دو وزارتخانه را پوشش دهد، که قابلیت ها و ظرفیت های هر استان در گزینش شان موثر خواهند بود. از نظر فیزیکی نیز برخی از حساس ترین بخش های هر وزارتخانه نیز می تواند به استانی دیگر منتقل شود و این به فراخور اهمیت وزارتخانه و نوع خدماتی است که می دهد. انتقال مجازی دارای کمترین هزینه است و مسأله انتقال پرهزینه پایتخت را که مهمترین دلیل مخالفان انتقال پایتخت است، برطرف می کند.

دوم، مربوط به انتقال برخی از خدمات و امکاناتی است که تنها در تهران وجود دارد و شدنی است که آن به تمام کلان شهرهای موجود ایران تقسیم شود و کشور را از وضعیت تک مرکزی به سوی چند مرکزی بکشاند که برنامه ای زمانبر اما شدنی خواهد بود و گام به گام می توان آن را به جلو برد. برنامه ریزی های منطقه ای و آمایشی که به شکلی موفق توسط بسیاری از کشورهای پیشرفته و حتی در حال توسعه انجام شده، کاملاً قابل اجرا در ایران هستند و تنها نیاز به مدیرانی متخصص، توانا و مصمم دارد که در توسعه متوازن سایر نقاط کشور همت گمارند. تهران حالا از کلان شهر گذشته و با ارتباطی که با کرج و شهرک های اطراف یافته به یک “ابرشهر” بدل شده و مدیران و مسئولان لایق می توانند طرح ها و راهکارهای ابرشهرهای موفق جهان را مطالعه کرده و طرحی برای انتقال بخشی از بار تهران بزرگ به مناطق پیرامونی ابرشهر تهران بریزند.

سوم، کارهایی که تاکنون توسط شهردار تهران در متوازن سازی برخورداری از امکانات و خدمات در جنوب با شمال تهران صورت گرفته تداوم یابد. شبکه مترو با سرمایه گذاری مضاعف گسترش پیدا کند، خدمات سایر وسایل حمل و نقل عمومی گسترش و توسعه یابند و طرح های فضای سبز شهرداری ها جدی گرفته شده و عملی شود. پادگان ها و شرکت های بزرگ و کارخانه هایی که قابل جابجایی هستند به مکان های دیگر منتقل شوند. روزانه بیش از یک میلیون نفر از اطراف تهران وارد آن می شود و با فرا رسیدن شب آن را ترک می کنند که این طرح از حجم آن نیز می کاهد.

مطلب قبلیتجلیل انجمن منتقدان فیلم از فارست ویتاکر
مطلب بعدیوخیم‌تر شدن وضعیت جسمی کسری نوری؛ چه کسی مسئول آسیب‌های غیر قابل جبران است؟
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.