مرگ مرموز قهرمان قديمي كشتي ايران در ويلاي چالوس معماي كوري را پيش روي تيم پليس قرار داده است.

به گزارش ایران، ورزشكار قديمي با همسرش به ويلايي كه تازه خريده بود رفت تا چند روزي را در آنجا به استراحت بپردازد ولي سرنوشت عجيبي در انتظارش بود.

ساعت 4 صبح 22 آبان‌ماه سال جاري ولي اكبر، قهرمان سابق كشتي فرنگي كشور و آسيا با همسرش به ويلايشان رفتند و از همان‌جا ثانيه‌ها براي مرگ وي به شمارش افتاد.

از زماني‌كه وي همسايه‌اش را ديد و با قرض گرفتن بخاري به داخل ويلا رفت هيچ‌كس ولي‌اكبر را نديد تا اين‌كه پليس و همسايه‌ها جسدش را پيدا كردند.

صبح 30 آبان‌ماه يعني 8 روز پس از اين كه ولي‌اكبر داخل ويلا رفت، همسايه‌اش به غیبت وي مشكوك شد و همراه يكي ديگر از همسايه‌ها به داخل ويلا رفتند و با بدن نيمه‌جان همسرش كه روي كاناپه بود و جسد بي‌جان و متعفن شده «ولي» كه نزديك آشپزخانه و روي زمين افتاده بود روبه‌رو شدند، صحنه هولناكي بود و كسي تصور نمي‌كرد چنين اتفاقي رخ داده باشد.

مأموران پاسگاه نمك‌آبرود خيلي زود در جريان ماجرا قرار گرفتند و براي بررسي‌هاي ابتدايي وارد عمل شدند و در تجسس‌هايشان دريافتند مرد ورزشكار چند روز پيش به‌كام مرگ فرو رفته است.

با انتقال زن جوان به بيمارستان براي معالجه و تحت مداوا قرار گرفتن، بازپرس جنايي چالوس همراه تيمي از پليس آگاهي، ويلاي قهرمان سابق كشتي را تحت بررسي دقيق قرار دادند و متوجه شدند خون زيادي از جسد رفته است و از سويي هيچ آثار درگيري نيز وجود ندارد. با توجه به نامناسب بودن وضعيت همسر اين كشتي‌گير در بيمارستان، بازپرس از پزشكي قانوني خواست علت و روز دقيق مرگ قهرمان كشتي را مشخص كند.

در ادامه كارآگاهان نيز به‌دستور بازپرس مأموريت يافتند تجسس‌هاي ميداني خود را براي رازگشايي از مرگ ولي‌اكبر آغاز كنند.

تيم جنايي از يكي از همسايه‌ها كه پليس را در جريان كشف جسد قرار داده بود بازجويي كردند كه وي به آنان گفت: ساعت 4 صبح 22 آبان ماه «ولي» همراه همسرش به‌مقابل ويلايشان رسيدند و با توجه به سرماي هوا از من بخاري خواستند تا ويلا را گرم كنند، رفتم از انباري بخاري آوردم و به وي گفتم بخاري بدون لوله‌ است و اگر الآن آن را وصل مي‌كنند تا صبح مي‌توانند از آن استفاده كنند ولي بايد لوله تهيه كنند تا مشكلي به‌وجود نيايد.

وي افزود: پس از دو روز به ويلاي ولي رفتم و به شيشه پنجره زدم و گفتم پهلوان بيا بيرون برويم ورزش كنيم كه همسرش گفت ما در حال استراحت هستيم، دوباره پس از چند روز رفتم و پهلوان را صدا كردم ولي زن جوان گفت در حال استراحت هستند.

يك هفته گذشته بود و ولي و همسرش را اصلاً نديده بودم، خيلي مشكوك شده بودم تا اين‌كه صبح امروز رفتم تا صدايش كنم كه بوي تعفن شديدي به مشامم خورد، بنابراين از يكي از همسايه‌ها خواستم بيايد و باهم وارد ويلاي اين زوج شويم.

همسايه كنجكاو ادامه داد: در را زديم و كسي جواب نداد، در را باز كرديم و داخل شديم و با بدن نيمه‌جان همسرش كه روي مبل افتاده بود روبه‌رو شديم. صحنه بدي بود، وقتي سرمان را به سمت ديگر چرخانديم جسد ولي را ديدم كه به روي صورت جلوي آشپزخانه افتاده بود، بوي تعفن فضاي ويلا را پر كرده بود، زن جوان را بيرون آورديم و به پليس و اورژانس زنگ زديم.

ادعاهاي اين مرد در حالي بود كه همسر ولي پس از به‌هوش آمدن در بازجويي‌ها گفت در طول 8 روز گذشته در خواب به سر مي‌برد.

با توجه به اين‌كه همسر ولي‌اكبر عنوان كرد متوجه از دنيا رفتن همسرش نبوده نتيجه پزشكي قانوني نشان مي‌دهد يك هفته از مرگ قهرمان سابق كشتي فرنگي گذشته است.

قاسم اكبر برادر اين ورزشكار قديمي گفت: زن داداشم به ما گفت ساعت 4 صبح به ويلا رسيده‌اند و پس از نصب بخاري گازي شوهرش از خواب بيدار نشده و متوجه گذشت زمان نشده و به خاطر پخش شدن گاز منوكسيد كربن در حالت خواب و بيداري بوده است.

وي افزود: بررسي‌هاي ابتدايي پليس و پزشكي قانوني نشان مي‌دهد انتشار گاز منوكسيدكربن علت مرگ برادرم است ولي جاي تعجب دارد زيرا چطور ممكن است برادرم و همسرش در ويلا باشند و برادرم در همان روزهاي ابتدايي از دنيا برود ولي همسرش زنده بماند، مطمئناً دليل ديگري در اين ارتباط وجود دارد و شايد انگيزه قتلي از سوي كس ديگري وجود داشته باشد.

اين برادر نگران ادامه داد: يكي از دوستان برادرم به من گفت سه هفته پيش از اين ماجرا ولي را با لباس خون‌آلود ديده ‌كه به وي گفته مي‌خواهد به شمال كشور برود و از وي خواسته بود اگر كسي سراغش را گرفت نگويد به‌كجا رفته است.

بنابراين گزارش با توجه به مرموز بودن مرگ قهرمان سابق كشتي فرنگي، كارآگاهان، بازپرس جنايي و كارشناسان پزشكي قانوني در حال بررسي ماجرا به‌صورت ويژه هستند.

مقاله قبلیکشته شدن پسر یکی از فرماندهان سپاه ایران در دمشق
مقاله بعدیمذاکرات فنی، مذاکرات غیر فنی!!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.