با مرگ «سودان» آخرین کرگدن نر سفید شمالی در سن ۴۵ سالگی، اکنون فقط دو کرگدن ماده از این نوع در دنیا زنده هستند.

به گفته مسئولان نگهداری از سودان در منطقه حفاظت شده «اول پژتا» در کنیا، او بعد از ماه‌ها بیماری و بعد از وخیم شدن وضعیت سلامتش دیروز با تزریق دارو کشته شد. با مرگ او فقط دو کرگدن ماده از این گونه باقی مانده است که دختر و نوه این کرگدن هستند.

اکنون همه امیدها برای حفظ این گونه از خطر انقراض، استفاده از روش لقاح مصنوعی (IVF) است.

چرا این گونه کرگدن در خطر انقراض است؟

کرگدن‌ها پنج گونه مختلف دارند و بعد از فیل‌ها بزرگ‌ترین پستانداران خشکی هستند. کرگدن سفید که بزرگ‌ترین نوع کرگدن است، دو زیرگونه دارد: کرگدن سفید جنوبی که حدود ۲۰ هزار زنجیر (واحد شمارش کرگدن) از آن در طبیعت آزادانه زندگی می‌کنند و کرگدن سفید شمالی که کم تعدادترین نوع کرگدن در جهان است.

سودان که معادل یک انسان ۹۰ ساله سن داشت، آخرین نوع کرگدن سفید شمالی نر بود. دیگر کرگدن سفید نر زنده اواخر سال ۲۰۱۴ میلادی به طور طبیعی مرد و از آن به بعد سودان تنها کرگدن سفید نر دنیا بود.

تعداد کرگدن‌ها با شکار بی‌رویه و غیرقانونی این حیوان در دهه‌‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی بشدت کاهش پیدا کرد. افزایش شکار این حیوان به دلیل تقاضای زیاد برای شاخ کرگدن است که در طب سنتی چینی برای درمان و در یمن برای ساخت دسته خنجر استفاده می‌شود.

آخرین کرگدن‌های سفید شمالی در درگیری‌های جمهوری دموکراتیک کنگو در اوایل سال‌های 2000 کشته شدند. صندوق جهانی حیات‌وحش از سال ۲۰۰۸ اعلام کرده بود که نسل کرگدن سفید شمالی در طبیعت عملا منقرض شده است.

دلیل مرگ سودان چه بوده است؟

کرگدن سالخورده به بیماری تخریب‌کننده مفاصل ماهیچه‎ها و استخوان و زخم‌های پوستی مبتلا بود.

به گزارش مسئولان مرکز حفاظت شده اول پژتا کرگدن بیمار در 24 ساعت آخر زندگی‌اش قادر به ایستادن نبود و به‌شدت عذاب می‌کشید و به همین دلیل دامپزشکان او را کشتند.

یکی از مسئولان باغ وحشی در جمهوری چک که سودان تا سال ۲۰۰۹ در آن جا نگهداری می‌شد، می‌گوید: «مرگ این کرگدن نماد بی‌توجهی انسان‌ به طبیعت است و همه کسانی که این کرگدن را می‌شناختند از مرگ او اندوهگین شدند».

در سال ۲۰۰۹ چهار کرگدن سفید شمالی باقیمانده، دو کرگدن نر و دو کرگدن ماده از جمهوری چک به مرکز حفاظت شده اول پژتا در کنیا منتقل شدند تا در محیط طبیعی خود بتوانند بهتر زندگی و جفت‌گیری کنند.

پس از چندین بارداری ناموفق، از چهار سال پیش او را از انجام وظیفه باروری معاف کردند اما یک اکانت اینترنتی برای او در سایت‌های همسریابی باز کردند. هدف این کار جمع آوری نه میلیون دلار پول برای انجام پروژه لقاح مصنوعی بوده است.

به گزارش آنا از ScienceAlert، نمونه‌هایی از ژن‌های سودان پیش از مرگ او برداشته شده به امید این که بتوانند در آینده و با کمک لقاح مصنوعی از این زیرگونه تولید کنند.

مقاله قبلیواکنش رسانه‌های غربی به پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ خطاب به ایرانیان
مقاله بعدیمشاور جدید امنیت ملی ترامپ؛ موافق تغییر رژیم جمهوری اسلامی و مخالف سرسخت سپاه و برجام
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.