استاد مشهور روابط بین‌الملل: کارزار گسترده حملات هوایی آمریکا و اسرائیل علیه رژیم در دامنه واقعی احتمالات است

جان مرشایمر، استاد مشهور روابط بین‌الملل و یکی از برجسته‌ترین تحلیلگران سیاست خارجی آمریکا، در اظهاراتی تکان‌دهنده اعلام کرد:

“در این اوضاع کاملاً محتمل است که یک هفته دیگر، ایالات متحده بار دیگر ایران را هدف حمله قرار دهد. همچنین این احتمال وجود دارد که اسرائیل و آمریکا یک کارزار گسترده حملات هوایی علیه ایران آغاز کنند.”

او افزود: “من نمی‌گویم که چنین اتفاقی قطعاً رخ خواهد داد، اما بدون تردید در دامنه واقعی احتمالات قرار دارد و افراد زیادی معتقدند که این اتفاق زودتر از آنچه تصور می‌شود رخ خواهد داد.”

ساعت صفر نزدیک است

اظهارات مرشایمر در شرایطی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ چهار بار در کمتر از یک هفته به‌طور علنی از خیزش ملی ایرانیان حمایت کرده و رژیم را به “ضربات سنگین به نقاط حساس” تهدید کرده است.

ترامپ به‌صراحت گفته است: “اگر کشتار ادامه یابد، ما وارد عمل خواهیم شد. این به معنای حضور نیروی نظامی زمینی نیست، بلکه ضربات بسیار سنگین به نقاط حساس آن‌ها.”

نهادهای اطلاعاتی آمریکا که در ابتدای هفته اعتراضات را جدی نمی‌دانستند، اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که **“جمهوری اسلامی ممکن است بزودی سقوط کند.”

لغو پروازهای ترکیه، امارات و آذربایجان به ایران، حمایت‌های بین‌المللی گسترده از اعتراضات، و بالاتر از همه، عقب‌نشینی نیروهای امنیتی رژیم در شهرهای مختلف، همه نشان می‌دهند که وضعیت به نقطه بحرانی رسیده است.

مرشایمر، به عنوان یکی از واقع‌گراترین تحلیلگران سیاست بین‌الملل، هرگز به زبان احساسی سخن نمی‌گوید. اظهارات او نشان می‌دهد که واشنگتن و تل‌آویو به‌طور جدی آماده اقدام نظامی علیه رژیم هستند.

سؤال دیگر این نیست که آیا حمله انجام می‌شود یا نه. سؤال این است: چه زمانی؟

و به نظر می‌رسد که پاسخ مرشایمر روشن است: زودتر از آنچه فکر می‌کنیم.

مقاله قبلیجمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ روزی که جمهوری اسلامی فهمید پایان نزدیک است
مقاله بعدیضحاک، آنها اغتشاشگر نیستند؛ بقلم حمید جباری
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.