مردم در فلاکت اسیرند و دزدان قداست نمائی می کنند!

0
108

پس از دو مناظره کاندیداهای انتخابات پیش رو، که به همه چیز شباهت داشت مگر یک مناظره انتخاباتی، شش نامزد تعیین صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان، هر یک راهی شهری داخل کشور شدند؛ تا که احتمال گرفتن رأی از ساکنان آنجا برای خودشان را، حتمی و مسجل نمایند. در این میانه هدف غیرمتعارف دیگری را نیز دنبال می کنند؛ و هر یک از ایشان به طور غیر مستقیم، حین سخنانی که برای مردم آن مکان ایراد می کنند؛ کنایه هائی حمل بر ناتوانی رقیبان خویش در اداره کشور را نیز بر زبان می رانند؛ و تهمت هائی درست یا نادرست به یکدیگر می زنند!

در این که ایشان ناگزیرند، جهت بارز نمودن برتری خود نسبت به حریفان کاری را انجام بدهند؛ هیچ تردیدی وجود ندارد؛ و این خصلت بیشتر نامزدهای انتخاباتی در سراسر جهان است. اما در این که زیاده از حد و غیر اصولی و نادرست، در این ارتباط تهمت هائی به یکدیگر بزنند؛ این فقط در حیطه خوی و سرشت پیروان بی کمال و بی خرد رژیم جنایتکار اسلامی است؛ که نمی تواند جای تعجب کردن داشته باشد. زیرا در چنین حاکمیتی که همگی شان از دم، جانی و دزد و زیاده طلب و قدرت پرست می باشند. روی دادن هیچ امری هر چند غیر عادی، جای هیچگونه تعجبی را ندارد!

شیخ حسن روحانی رئیس جمهور کنونی رژیم سفاک ملاها، با بیان کردن سخنانی در حیطه ارائه آزادی های بیشتر به همه مردم کشور، باری دیگر کلاه بزرگی به اندازه همه ایران به دست گرفته، تا باز هم بر سر مردم این مرز و بوم بگذارد؛ و دوباره ایشان را از راه درست منحرف ساخته، و به بیراهه ای نامشخص و پر پیچ و خم بکشاند!

شاید باشند کسانی که، با شنیدن حرف های دروغپردازانه روحانی و رقیبان وی، فقط به جنبه های مثبت آن(که فقط نقش تبلیغات انتخاباتی دارند) توجه نمایند. اما عده ای دیگر از همین مردم مفلوک و ستمدیده از چنین مسؤلان روبه صفت حکومت اسلامی، به ویژه آن دسته از کسانی، که برای کاندیدای مورد نظر خودشان در تکاپو می باشند. همه حواس خویش را به مسائلی منوط نموده اند؛ که راهی جهت بی اعتبار نمودن دیگر نامزدهای این دوره از انتخابات بیابند. از جمله این افراد، که بیشترشان در طیف اصولگراها قرار دارند. یا به لحاظ منافع شخصی خودشان، برای رقیبان فرد مورد نظر خود، تاکتیک های بی ثمری را به کار می بندند؛ و یا با حیله های مشابه، در صدد ایجاد موانع بسیار بر سر راه آن افرادی می باشند. که به ریاست جمهوری رسیدن ایشان، مانعی جهت دست یازیدن آنها به آن منافع باشند. به همین جهت، تلاش بیشتری را در پیش گرفته اند؛ تا که جاده انتخابات را، برای آن که مورد اعتماد خودشان است هموار سازند!

یکی از ایشان، آیت الله مکارم شیرازی است؛ که با بیان این امر، که نباید از تعبیراتی استفاده گردد؛ که سبب عداوت و دشمنی میان یاران رژیم فناتیک و بی خردشان گردد گفته است: ” همه کاندیداها باید زبان شان را حفظ و رعایت کنند. ” ؛ به گزارش سایت ” حوزه “، مکارم شیرازی با تأکید بر حضور ” دشمن شکن ” مردم در پای صندوق حوزه های رأی گیری گفته است: ” ممکن است کسی دینی نداشته باشد؛ اما اگر علاقمند به پیشرفت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور است؛ باید به پای صندوق های رأی آمده، تا دشمنان مأیوس شوند.”!

در پاسخ شان می گوئیم: کدام دشمنی می تواند بدتر از شما و هم لباسان و هم مرامان جنابعالی، و سایر یاران جبار و همدستان فرومایه و سنگیندل، و شریکان جنایتکارتان باشد؟ چه کسی و کدام قدرتی، بیش از همگی عوامل و سرکردگان خونخوار حکومت منحط اسلامی در ایران، برای مردم آریائی تبار این سرزمین اهورائی، مشکل آفرین هستند و دشمن تراشی می کنند؟ خود جنابعالی که به نام سلطان شکر شهرت یافته اید؛ تا کنون چه گلی بر سر مردم به فلاکت افتاده ایران نشانده اید؟ که مدعی حضور < دشمن شکن> مردم در پای صندوق های رأی گیری هستید؟!

جز این نیست و نخواهد بود، که با نمایش قداست برای خود و رژیم رسوای تان، در فکر ایجاد نمودن زیانبارترین شرایط درون زندگی همین مردم مفلوک می باشید. تا به اتفاق سایر دست اندرکاران این حکومت اهریمنی، باز هم مردم کشور ما را به بی راهه سوق بدهید. تا در این رهگذر، بر طول عمر حکومت منفورتان بیفزائید؛ و دشمنان بیشتری را برای این ملت ستمدیده و رنجور تدارک ببینید!

غافل از این که، مردمی که بتوان به ایشان نام ملت راستین ایران را داد؛ آنقدرها هوشیار هستند، که اکنون بعد از سی و هشت سال پیاپی، به کنه افکار و اعمال شیطان صفتانه شما اشغالگران تازی تبار پی ببرند؛ و در این موقعیت بحرانی، که کهندیارشان زیر یوغ استبداد آخوندی شما، در حال هلاکت می باشد؛ در روز بیست و نهم اردیبهشت امسال(روز برگزاری مراسم ننگین انتخابات شوم ریاست جمهوری رژیم ملاها)، با عدم حضور در پای صندوق های رأی گیری، باری دیگر به جهانیان نشان بدهند؛ که با چه نفرتی به شما اهریمنان و حاکمیت دیوسالارتان می نگرند؟!

۹ روز دیگر، دوباره برگی از دفتر تاریخ ایرانزمین ورق می خورد. چرا باید مردم رنجدیده این مملکت، که سه دهه و اندی می گذرد که رنگ آرامش و آسایش را ندیده اند؛ و در طول اینهمه سال نکبت اثر، کم ترین میزان خوشبختی متداول در میان سایر مردمان دنیا را تجربه نموده اند. باری دیگر بلاهت پیشه کنند، و یک فرد مهجور و ستمکار و جنایت ییشه دیگر از این رژیم بی هویت و مستبد را، بر سر خود و عزیزان و میهن اهورائی شان حاکم گردانند؟!

زهی خیال باطل و زهی نادانی آشکار، اگر حتی یک تن از مردمان میهن پرست ایران، هنوز به صلاحیت شما مزدوران اهریمن صحه بگذارند؛ و اینهمه جنایات و دزدی و شرارت های شما ” حیا خورده و آبرو قی کردگان ” را، به وادی فراموشی سپرده باشند؟!

کارزار ننگین انتصابات این دوره از ریاست جمهوری آخوندی در ایران، جز مضحکه ای واضح از ننگ آور ترین نمایشات شما بی خردان جنایت آفرین، در نظر ملت شریف ایران، و نزد مردمان سایر ممالک گیتی نخواهد بود. آنهائی که باید بدانند، کاملا به اصول و فروع اساسنامه حاکمیت ابلیس در ایران کنونی آگاهی دارند. پس، بیش از این ” باد به غبغب ” نیندازید؛ که تاریخ مصرف تان نزد ارباب قاتل پرور شما به پایان رسیده است. دیری نخواهد پائید، که این مملکت باستانی و شیرپرور، شما زباله های اصلی داخل کشور ما را، درون کیسه های نابودی تان انباشته نماید؛ و علو و بزرگی پیشین ملک و ملت ایرانزمین را، به سوی میهن پرستان راستین این دیار باز گرداند. چه مشتی آخوند شیاد و قالتاق و قاتل و فرصت طلب و مستبد را خوش بیاید و چه نه؟!

محترم مومنی

مطلب قبلیگرامیداشت ۲۰ سالگی«تایتانیک»
مطلب بعدیبازگشت ناسا به منظومه شمسی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.