دانشمندان به تازگی جنازه‌هایی را متعلق به هزار سال پیش در سودان پیدا کرده‌اند که در ظاهر بسیار آرام خوابیده‌اند اما شواهد به دست آمده بیانگر واقعیتی تلخ و وحشتناک از زمان بعد از مرگ آنهاست.

محققان در اکتشافات خود موفق به کشف چهار گورستان باستانی در سودان شدند و دریافتند که بسیاری از اسکلت‌های یافت‌شده پیش از به خاک سپرده شدن، گوشت بدنشان کنده شده بود.

آثاری که روی استخوان‌های اسکلت‌ها کشف شده است، نشان می‌دهد که گوشت بدن آنها مدت کوتاهی بعد از مرگ کنده شده است که علت آن هنوز ناشناخته است. محققان دانشگاه «مک‌مستر» واقع در همیلتون، اسکلت 123 نفر را در این گورستان‌های باستانی و در نزدیکی بقایای یک صومعه مسیحی متعلق به قرون وسطی در سودان و در حوالی رودخانه نیل پیدا کرده‌اند.

افرادی که در این گورستان‌ها به خاک سپرده شده‌اند، حدود 1000سال پیش و همزمان با شکوفایی مسیحیت می‌زیستند. دانشمندان در یکی از گورستان‌های کشف شده تنها جنازه مردان بالغ را پیدا کردند و احتمال می‌دهند که متعلق به راهبان صومعه باشد.

دو گورستان دیگر هم متشکل از اسکلت‌های افراد مختلف بوده است. این در حالی است که گورستان چهارمی شامل 15 اسکلت دفن شده بود که ویژگی‌های عجیبی روی بقایای به دست آمده از آنها به چشم می‌خورد. روی دو اسکلت‌ مدفون شده در این گورها آثاری از بریدگی دیده می‌شود که مدت کوتاهی بعد از مرگ روی بدن آنها ایجاد شده است. تمام شواهد حاکی از آن است که این بریدگی‌ها زمانی ایجاد شده‌اند که استخوان‌ها هنوز تازه بودند.

برخی محققان بر این باورند که این بریدگی‌ها طی مراسمی شامل بریدن گوشت از بدن مرده‌ها جدا شده است. سایر اسکلت‌های به دست آمده هم در موقعیت‌های عجیب و غریبی به خاک سپرده شده‌اند. به عنوان مثال، یکی از افراد با پاهایی در زاویه 45 درجه و در حالی که دست‌هایش دور سرش قرار گرفته، دفن شده است.

دانشمندان همچنین برخی سازه‌های سنگی را در این چهار گور پیدا کردند که نشان‌دهنده نوشته‌هایی است که به زبان یونانی روی آن حک شده است. نوشته‌های روی سنگ قبرها را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش شامل دعاهایی است که برای شادی روح تازه گذشته، دعایی برای این مشیت الهی حکاکی شده و همچنین بیانگر آن است که از خدا با عنوان مهربان یاد شده است. در این ادعیه بیان می‌شود که روح مورد توجه قرار خواهد گرفت.

به گزارش آنا به نقل از دیلی‌میل، بخش دوم ادعیه‌های حک شده روی سنگ قبر اطلاعات فردی از متوفی را مانند نام و زمان مرگ و حتی لقبی که در دوران حیات به آن نامیده می‌شد یا شهرت داشت، شامل می‌شد.

 

636208760010728138 636208760036509546 636208760059478260 636208760066197116 636208760090259558 636208760179790993 636208760361822581

مقاله قبلیآیت‌الله بیات زنجانی: علنی باید درخواست رفع حصر کرد
مقاله بعدیگزارش دو بنیاد اروپائی: بخش‌هائی از ایران غیرقابل سکونت می‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.