حسین نانکلی مدیر صحنه آرایی سریال پر سر و صدا و توقیف شده سرزمین کهن به دلیل فشار امنیتی‌ و ممنوع الکاری از ایران خارج شد.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان؛ وی عضو رسمی‌ و پیوسته خانه سینما ( طراحان فنی‌ و مجریان صحنه )، عضو رسمی‌ انجمن طراحان فنی‌ و مجریان صحنه سینمای ایران بوده که فعالیّت هنری و ورود به عرصه سینما و تلویزیون را از سال ۱۳۷۹ آغاز و با حضور در پروژه‌های متعدد سینمائی و تلویزیونی به عنوان طراح صحنه ، طراح صحنه آرایی ، دستیار اول طراح صحنه ، طراح دکور و لباس در فیلم‌ها وسریالهایی چون : وفا ، صاحبدلان ، گیلانه و ….. همچنین صحنه آرای سریال تلویزیونی پر سر و صدا و توقیف شده سرزمین کهن به کارگردانی کمال تبریزی ادامه داد.

پخش سریال سرزمین کهن به کارگردانی کمال تبریزی که با توهین و تحریف تاریخ ایل بختیاری همراه بود، موجی از اعتراضات در مناطق بختیاری‌نشین، در استان‌های خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و لرستان، همچنین شخصیت‌های تاثیرگذار در پی داشت.

در بخشی از دیالوگ این سریال چهره فرقه دموکرات آذربایجان (امیر آقایی) خطاب به خانواده بختیاری می‌گوید: “به چه چیز خودتان افتخار می‌کنید؟ به کدام اصل و نسب؟ به سر پا گرفتن سگ‌های انگلیسی و کاسه‌لیسی کنسول انگلیس؟ می‌خواهید فردا سر کلاس برای بچه‌ها قصه اینکه بختیاری‌ها چطور بختیاری شدند را بگویم؟ “همچنین تصویر سردار اسعد بختیاری نیز برای تاکید بختیاری بودن، نمایش داده شد. دکتر غفار پوربختیار، نویسنده و پ‍ژوهشگر تاریخ بختیاری، در اعتراض به توهینی که در این مجموعه به بختیاری‌ها صورت گرفت، عباس سلیمی نمین مشاور تاریخی این مجموعه را به مناظره دعوت کرد.

اخبار تکمیلی و افشاگری‌های حسین نانکلی توسط خبرنامه ملّی ایرانیان به آگاهی‌ شما خواهد رسید.

مقاله قبلیاعدام گروهی و قرون وسطایی در زندان مرکزی بندرعباس
مقاله بعدیملاحظاتي عاجل عليه مزدوران ايران در كشورهاي عربي
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.