طراحی لوگوی یوز ایرانی برای چاپ بر روی لباس تیم ملی یکی از دغدغه‌های این روزهای فعالان گردشگری و محیط زیست بود. چنانکه لوگوی یوز ایرانی پس از برگزاری جلسات بسیار توسط «علیرضا آسانلو» طراحی و از سوی فدراسیون فوتبال برای تایید به فیفا ارسال شد.

«هومن جوکار» رییس پروژه یوز ایرانی و عضو کارگروه یوز در این خصوص به CHN‌گفت: «طبق آخرین نامه‌ای که از فدراسیون فوتبال دریافت کردیم عنوان شده‌است، درج لوگوی یوزپلنگ آسیایی خلاف بند 7 ماده 11 آیین نامه مربوط به وسایل بازیکنان مصوبه هیات رییسه فیفا است. از این رو طبق این بند ماده لوگوی طراحی شده نمی‌تواند روی پیراهن تیم ملی قرار گیرد.»

به گفته او، نامه‌ فوق در تاریخ 16 دیماه از سوی فدراسیون فوتبال خطاب به سازمان حفاظت از محیط زیست نوشته شده‌است. اما این بدان معنا نیست که یوز ایرانی فراموش خواهد شد چراکه کمپینی که به این منظور شکل گرفته کار خودرا ادامه خواهد داد.

 13-12-29-03226IMG_1223-

جوکار با اشاره به فعالیت‌هایی که برای حفاظت از یوز ایرانی انجام شده گفت:‌«تاکنون بیش از 500 نقاشی از سوی مدارس به دست ما رسیده‌است همچنین شاهد آن بودیم که مردم در اقدامی خودجوش در شوشتر در حاشیه مسابقه نفت مسجد سلیمان و تراکتور سازی تبریز، بنرهای یوز پلنگ را گذاشته بودند و این نشان از یک نیاز ملی دارد که تنها باید راه‌ّهای بروز آن پیدا شود.»

به گفته او، هرچند لوگوی یوز از سوی فیفا برای جا یافتن در پیراهن تیم ملی رد شد اما باید مذاکرات لازم انجام شود تا دید در چه بخش‌هایی می‌توان از این لوگو استفاده کرد.

«آرش نورآقایی» فعال گردشگری نیز در این خصوص گفت: «خبرها حکایت از آن دارد که فیفا با درج لوگوی یوزپلنگ آسیایی بر روی پیراهن تیم ملی موافقت نکرده است. با این حال فدراسیون فوتبال قرار است در روز 6 بهمن و در هنگام رونمایی از پیراهن تیم ملی، از لوگوی طراحی شده نیز رونمایی کند. شاید بتوان از این لوگو بر روی لباس حامیان و تماشاگران و حتی در موارد دیگر استفاده کرد.»

پیشتر نیز «محمد علی فیاضی» مدیر اداره طبیعت گردی سازمان میراث و گردشکری در گفت و گو با CHN‌اعلام کرده بود: «تمام لباس‌ها در 32 تیم حاضر در جام جهانی دارای استانداردی هستند که از سوی فیفا تایید می‌شود. جام جهانی یکی از فرصت‌های خوب برای ماست تا بتوانیم از این عناصر برای معرفی ایران استفاده کنیم. در این میان اگر فیفا با لگوی مورد نظر برای چاپ بر روی لباس تیم ملی موافقت نکرد تبلیغات محیطی را در برنامه کاری خود داریم تا به صورت هماهنگ همه جاذبه‌های ایران را معرفی کنیم.»

مقاله قبلیراه اندازی مجدد دستگاه های پارازیت در بند زندانیان سیاسی و تبعات جسمی و روحی آن علیه زندانیان سیاسی
مقاله بعدینیلوفر آبی در مشت سرباز هخامنشی جاودانه شده‌است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.