مخالفان رجب طیب اردوغان، دولت وی را کودتاگر علیه دموکراسی نامیدند!

0
171

سرانجام، دگماتیسم مذهبی رجب طیب اردوغان، مخالفان دولت وی را ناگزیر کرد؛ که در مقابل او شمشیرهای خودشان را از رو ببندند؛ و به مبارزه مستقیم با وی و دولت اش برخیزند. کمال قیچدار اوغلو، رهبر اپوزیسیون ترکیه، در مصاحبه ای به خبرنگاران گفت: ” این دولت کودتاگر است، و علیه دموکراسی کودتا کرده است. ” !

پلیس ترکیه به دستور رئیس دولت این کشور، امروز یکشنبه چهاردهم ماه جاری میلادی، به دفاتر مطبوعات و سایر رسانه های نزدیک به ” فتح الله گولن ” متحد سابق اردوغان، مسلمان ترکیه ای که اکنون در آمریکا ساکن می باشد؛ و علیه دولت وی فعالیت دارد حمله کرد؛ و با دستگیر کردن ۲۳ تن از خبرنگاران و مدیران آنها در سراسر ترکیه، پایگاه های ایشان را که اردوغان شبکه توطئه علیه خودش می نامید؛ از فعالیت خبرنگاری محروم ساخت!

از یک سال پیش که گزارش تحقیقاتی مربوط به مسأله فساد در حلقه داخلی رئیس جمهور ترکیه مطرح شد؛ رجب طیب اردوغان در جنگی آشکار علیه فتح الله گولن متحد سابق خودش قرار گرفت. موقع حمله پلیس ترکیه به روزنامه ” زمان ” و تلویزیون ” سامان یولو “، هنگامی که سردبیر روزنامه ها، و مدیران شبکه های رادیوئی و تلویزیونی را دستگیر کرده و با خود می بردند؛ جمعیت زیادی که به این عملیات معترض بودند؛ در مقابل دفاتر این روزنامه ها و سایر رسانه ها گرد آمده بودند؛ و با دادن شعار علیه اردوغان می گفتند: ” رسانه آزاد را نمی توان ساکت کرد. ” !

در هنگام حمله پلیس به تلویزیون سامان یولو، رئیس این رسانه تصویری، ” هدایت کاراجا ” نیز توسط پلیس ترکیه دستگیر و بازداشت شد. وی هم به خبرنگاران گفته است: ” متأسفانه این رویه شرم آور دولت ترکیه است؛ که در قرن ۲۱ میلادی، چنین رفتاری با رسانه ها می کند؛ و ده ها تلویزیون و رادیو و روزنامه و مجله را مورد یورش قرار داده است. ” !

از این رویداد اخیر در ترکیه، نشانه هائی از عدم همآهنگی های لازم میان رئیس جمهور این کشور و دولت وی استنباط می گردد. رسانه هائی که به صورت مطبوعاتی، تصویری، شنیداری و گفتاری در یک مملکت فعال هستند؛ از زیر مجموعه های چند وزارتخانه یا سازمان دولتی در کشور به حساب می آیند. اکنون که با حرکت وحشیانه پلیس ترکیه به چنین رسانه هائی، و دستگیر نمودن مدیران و اعضای ارشد آنها به دست پلیس، و حضور بسیار سریع معترضان به این حرکت در مکان های مورد نظر، و رسانده شدن پیام های دموکراسی طلبانه مردم به رئیس جمهوری کشورشان، با شعارهای تندی که به وی می دادند. این عدم همآهنگی میان رئیس جمهور و اعضای دولت اش، به وضوح ملاحظه می شود!

 حقیقت آشکاری که در چند ماه پیش، هنگام تظاهرات شبانه روزی مردم این کشور، که علیه تصمیم دولت برای از بین بردن یک پارک مورد علاقه مردم، و ساختن یک مسجد در آن مکان که مورد مخالفت شدید مردم قرار گرفته بود به انجام رسید. در نوشتاری در این ارتباط مطرح کرده بودم؛ که آرامش در ترکیه نیز به وادی فراموشی سپرده خواهد شد!

رجب طیب اردوغان، که به نمایندگی از حزب متبوع اش ” عدالت و توسعه ” به ریاست جمهوری ترکیه برگزیده شد؛ حاکمیت این کشور در نظر مردم جهان، به عنوان یک حکومت دموکراسی اسلامگرا شناخته می شد. اما آرام آرام، اردوغان چهره ی تیره اعتقادات تند مذهبی اش را به همه نشان داد؛ و مردم ترکیه دریافتند؛ که چه کلاه بزرگی بر سرشان رفته است!

آدمیزاد اگر نادان و خرفت هم باشد، با دیدن اینهمه نابسامانی هائی که به خاطر عملیات وحشیانه تروریست های تندروی اسلامی در دنیا ملاحظه می کند؛ هیچ تردیدی به خود راه نخواهد داد؛ که اگر در کشور او، حاکمیت یک گروه اسلامگرای دگم و متعصب و خشکه مقدس بدون منطق بر سر کار است؛ در کمترین زمان ممکن، در نابودی و سرنگونی کاخ ستم آن یاران اهریمن برخیزد و از پای ننشیند!

ظاهرا مردم ترکیه، از آنچه که بر سر ملت ایران آمده است؛ تجربیات یاری رساننده ای را به دست آورده اند. به همین لحاظ، بعید به نظر می رسد؛ که ملت مبارز این کشور از این پس، تا زمان برکناری دولت اسلامگرای ضد دموکراسی رجب طیب اردوغان، رنگ آرامش و آسایش را ببینند. با این حال تصور نمی کنم، که با تمامی این مشکلات، از پای بنشینند و سکوت نمایند. شاید که ایشان، در رابطه با این امر خطیر، عاقلانه تر و بی پرواتر از مردم ایران عمل کنند!

محترم  مومنی

مطلب قبلیهکرها فیلم‌نامه جیمزباند جدید را هم دزدیدند
مطلب بعدیآوارگان خاورمیانه نیاز به راهکارهایی جامع دارند؛ نه اقداماتی مقطعی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.