محمد نوری، درویش روحانی که چندی پیش در دادگاه ویژه روحانیت ساری به دلیل درویشی محاکمه شده بود، به خلع دائم لباس روحانیت محکوم شد.

آقای محمد نوری، از دراویش گنابادی ساکن ساری، که چندی پیش تحت عناوین اتهامی «ورود به فرقه دراویش با لباس روحانیت» و «شرکت در مجالس درویشی در تهران و شهرستان‌ها» در دادگاه ویژه روحانیت ساری محاکمه شد بود، به خلع دائم لباس روحانیت و قطع کامل مزایای حوزوی محکوم شد.

در رای محکومیت این درویش روحانی که توسط میرعماد، قاضی دادگاه ویژه روحانیت مازندران صادر شده چنین آمده است: «به جرم حتک حیثیت و اعمال خلاف شرع روحانیت و به واسطه جذب به دراویش گنابادی و شرکت در جلسات تهران و شهرستان‌ها، طبق بند ب ماده ۱۳، رعایت ماده ۱۸ و ۴۳ و ۱ آئیین نامه دادسرای دادسرای دادگاه‌های ویزه روحانیت رای به محکومیت دائم به خلع لباس روحانیت و قطع مزایای حوزوی داده، لیکن مواد ۴۶، ۴۸، ۴۹، ۵۰، ۵۲، ۵۴ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۹۲ قرار تعویق اجرای مجازات مذکور به مدت ۵ سال را صادر می‌نماید.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، این درویش روحانی که از ۱۳ مجتهد و مرجع تقلید در امور حسبیه و وجوهات شرعیه و از ۴ مرجع تقلید در امور روایت اجازه دارد، در اعتراض به حکم صادر شده به مجذوبان نور گفت: «اولا در مورد این حکم باید بگم که مزایای حوزوی بنده از سال‌ها پیش قطع شده، در ثانی ما هم برای حفظ این مملکت جنگیدیم، من برادر دو شهید هستم، توی همین حوزه‌ها درس خوندم و مغایرتی با درویشی ندیدم، اما وقتی قاضی پرونده هنگام ابلاغ حکم با حالت نصیحت به من می‌گوید «اگر یک روحانی در جلسات یهودی و مسیحی شرکت کند، آیا به حیثیت روحانیت خدشه وارد نکرده؟» دیگر حرفی برای گفتن باقی نمی‌ماند»

آقای نوری پیش‌تر به مجذوبان نور از احضارهای پیاپی خود به نهادهای مختلف امنیتی خبر داده و اعلام کرده بود در این بازجویی‌ها تهدید به خلع لباس شده است. وی گفته بود: در یکی از این احضار‌ها یک مقام مسئول به وی پیشنهاد داده بوده است در صورت ادعای قطبیت، مورد حمایت حکومت قرار خواهد گرفت.

مقاله قبلیتنها انتخاب راهگشا برای بحران انتخابات افغانستان؛ دولتی ائتلافی با دوران ریاست مساوی
مقاله بعدیدره مرگ جان بازیگر هری‌پاتر را گرفت
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.