بنابه گزارشات رسیده  صدور حکم غیر انسانی ۱ سال زندان برای فرزند یکی از زندانی سیاسی به صرف دفاع از وضعیت و شرایط پدرش در زندان.

جمال آگوشی ۲۷ ساله ، متاهل و فرزند معلم بازنشسته زندانی محمد امین آگوشی چند روز پیش در شعبه ۱ دادیاری انقلاب پیرانشهر به ۱ سال زندان محکوم شد.او به خاطر پیگیری پرونده حقوقی و دفاع از پدرش که بصورت تبعید در زندان مرکزی زاهدان زندانی است و در شرایط غیر انسانی می باشد به این حکم سنگین و غیر انسانی محکوم شد .

رژیم ولی فقیه بطور مستمر اعضای خانواده های زندانیان سیاسی به صرف پیگیری پرونده عزیزانشان که در زندان بسر می بردند دستگیر و زندانی می کند و در اکثر مواقع آنها را به زندان محکوم می کند.

آخوند صادق لاریجانی که توسط ولی فقیه آخوند علی خامنه ای در قوقضاییه منصوب شده است و از جنایتکاران علیه بشریت و نام وی در لیست ناقضین بین المللی حقوق بشر می باشد با این استدلال که بازجویان وزارت اطلاعات و افرادی تحت نام قاضی هرگونه شکنجه و احکام ضدبشری را علیه زندانیان سیاسی را می توانند صادر کنند ولی اگر خانواده های آنها اقدام به افشای جنایتهای بازجویان وزارت اطلاعات و قوه قضاییه فرمایشی ولی فقیه نمایند آنها را تحت عنوان تبلیغ علیه نظام دستگیر شکنجه و به زندان محکوم می کنند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،  صدور حکم سنگین و غیر انسانی زندان برای فرزند یکی از زندانی سیاسی که به صرف پیگیری حقوقی و دفاع از پدرش را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بن المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه های کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۶دی ۹۲ برابر با ۱۶ ژانویه ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیصدور حکم ضدبشری اعدام علیه یک زندانی سیاسی هموطن بلوچ در زندان مرکزی زاهدان
مقاله بعدیروحانی آبادان و خرمشهر را منطقه آزاد تجاری اعلام کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.