دو شهروند بهایی ساکن شهر یزد یزد از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب یزد برای اجرای حکم حبس فراخوانده شده‌اند. باقر ناصری متولد ۱۳۴۴ به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۹ ماه زندان و فائز باقری فرزندش به اتهام تبلیغ علیه نظام به اشد مجازات و یک سال زندان محکوم شده و به اتهام«داشتن و پخش عکس‌های دست کاری شده از مسوولان نظام» به دو سال زندان محکوم شده است.

پیمان باقری پسر و برادر ناصر و فائز باقری گفت: «طبق ابلاغیه اگر پدر و برادرم تسلیم به حکم صادره شوند و تا روز ۱۵ آذر ماه خود را به زندان برای اجرای حکم معرفی کنند یک چهارم حکم آنها بخشوده می‌شود. اما پدر و برادرم گفته‌اند که آنها تسلیم حکم نمی‌شوند چون  کار خلافی انجام نداده‌اند و به این حکم غیرقانونی هم اعتراض دارند. آنها پس از اعتراض به حکم منتظر رای و نظر دادگاه تجدیدنظر خواهند ماند و تا آن زمان به زندان نخواهند رفت.»

به گفته پیمان باقری، باقر ناصری به همراه پسرش فائز باقری به دلیل برگزاری جلساتی برای خواندن کتاب مقدس بهاییان در منزل مسکونی‌شان بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام متهم شده‌اند.

همچنین فائز باقری در زمان بازداشت از سوی ماموران وزارت اطلاعات ۱۷ ساله و زیر سن قانونی بوده است.

پیمان باقری درباره نحوه بازداشت آنها گفت: «ماموران وزارت اطلاعات روز ۱۲ اسفند سال ۹۴ به منزل پدرم هجوم آوردند و بعد از تفتیش منزل و توقیف وسایل شخصی پدرم و برادرم را به اداره اطلاعات شهر یزد منتقل کردند. آنها ۱۵ روز در سلول انفرادی اداره اطلاعات تحت بازجویی بودند. طبق گفته خودشان با چشم‌بند و رو به دیوار و همراه با شکنجه‌های روحی بازجویی انجام می‌شده است. بعد آنها را به زندان مرکزی یزد منتقل کردند که حدود ۴ ماه و ده روز آنجا بودند و نهایتا با قرار وثیقه به مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان آزاد شدند.»

برادر فائز باقری گفت: «فائز در زمان بازداشت ۱۷ ساله بود اما بدون توجه به سنش، بازداشت، شکنجه روحی و بازجویی شد و اکنون به زندان محکوم شده است.» فائز باقری در حال حاضر ۲۰ ساله است و به حکم سنگینش اعتراض دارد.

پیمان باقری در پاسخ به این سوال که براساس چه مستنداتی پدر و برادرش به اتهام تبلیغ علیه نظام متهم شده‌اند به کمپین گفت: «پدر و برادرم در منزل‌مان دورهمی‌های برای جوانان بهایی تشکیل می‌دادند. دور هم جمع می‌شدند و کتاب دینی را می‌خواندند. قبلا هم سه بار ماموران وزارت اطلاعات وارد خانه ما شده و خانه را تفتیش کرده بودند،ک تاب و کامپیوتر و دوربین و گوشی‌های موبایل را توقیف کرده بودند. اما این بار ناگهانی ۱۲ اسفند ۹۴ وارد خانه شدند و هر دو را با خود بردند.»

آقای باقری درباره اتهام «داشتن و پخش عکس‌های دست‌کاری شده از مسوولان کشور» برای برادرش این نیز این طور توضیح داد: «برادرم این عکس‌ها را در گوشی‌اش داشته اما جای پخش نکرده بود. پس از بازداشتش، بازجویان این عکس‌ها را از گوشیش پیدا کردند، پرینت آنها را گرفته و در بازجویی به او نشان داده و سوال کردند که چرا در گوشیش است. او هم گفته که این عکس‌ها را مثل خیلی از آدم‌های دیگر دریافت کرده است.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ پیمان باقری گفت مادرشان نیز به نام فریبا اشتری پیش از این در سال ۹۲ به همراه تعداد دیگری از بهاییان بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق تشکیل گروهک‌های ضد نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به دو سال حبس قطعی محکوم شده که سال ۹۴ برای اجرای حکم به زندان رفته و پس از پایان دوره حکم در سال ۹۶ از زندان آزاد شده است. به گفته پیمان قادری زمانی که ماموران وزارت اطلاعات پدر و برادرش را از اداره اطلاعات به زندان مرکزی یزد در سال ۹۴ منتقل کردند مادرشان نیز در آن زمان در بند نسوان همین زندان در حال گذراندن اجرای حکم بوده است.

مقاله قبلیآمریکا دو شرکت روسی را به خاطر ارسال نفت جمهوری اسلامی به سوریه تحریم کرد
مقاله بعدیجریمه سنگین بانک فرانسوی «سوسیته ژنرال» به سبب دور زدن تحریم‌های آمریکا علیۀ جمهوری اسلامی و کوبا
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.