محمد نوری زاد در دیدار از مزار سلطان اسحق با بیان این مسئله که کلید گاوصندوق های زیارتگاه های اهل حق در اختیار اوقاف است پرده دیگری از دزدیهای نظام را برملا نمود.

متن کامل نوشتار ایشان  که در فیس بوک شخصی ایشان انعکاس یافت در پی می آید:

 هشت:

 سلطان اسحق

 استان کرمانشاه را می شود کانونی از همزیستیِ صمیمانه ی نحله های فکری و اعتقادی و مرامی دانست. ” اهل حقِ” کرمانشاه که یکی از مظلوم ترین و بی آزار ترین و البته آسیب دیده ترین اقشار کرمانشاه اند و دربسیاری از نقاط کشور پراکنده اند، به چند زیارتگاه علاقه ی ویژه ای دارند که سلطان اسحق یکی از آنهاست. مزار سلطان اسحق در منطقه ی اورامانات واقع است و اهل حق، اجتماع سالانه ای از دیر باز در اینجا بپا می کنند. شاید این زیارتگاه ویکی دوتای دیگر تنها مکانهایی باشند که دایر اند و اهل حق ازهمه جا به زیارت این اماکن شتاب می کنند.

 برای منِ نوری زاد بسیار جای شگفتی داشت که بدانم چرا مأموران اطلاعات، همه ی جمخانه های اهل حق را در شهرهای مختلف تعطیل کرده اند و اجازه ی هیچ اجتماعی و دورهم جمع شدنی به اهل حق نمی دهند، اما چرا این زیارتگاه و چند تای دیگر را واگشوده اند؟ دلیلش را البته دانستم. و البته نیز بسیار متأسف شدم. رازش این است: در این زیارتگاهها گاوصندوقهایی تعبیه شده که مردم نذورات خود را در آنها می ریزند. کلید این گاوصندوقها در دست اداره ی اوقاف است. اوقافی ها، هرازگاهی می آیند و “غبار روبی ” می کنند و پولها را بر می دارند و می روند. کاسبی از این بهتر؟ حالا اهل حق اجازه ی استخدام و تحصیل و اجتماع ندارند که نداشته باشند. پولشان را عشق است. نقد و بی مزاحمت.

مقاله قبلیقهرمان جهان مسافر‌کشی می‌کند!
مقاله بعدیپلیس: قاچاق دختران ایرانی به امارات را نفی نمی‌کنیم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.