بوکسور جوان و سابق تیم ملی با این رشته ورزشی وداع کرده و برای گذران زندگی به میوه‎فروشی روی آورده است.

محمد نوری‎پور در گفت‎وگو با خبرنگارخبرگزاری دانشجویان ایران منطقه لرستان، با ابراز نارضایتی از وضعیت موجود در بوکس کشور، افزود: متأسفانه مشتزنان حمایت نمی‎شوند و مظلوم واقع شده‎اند. سقف قرارداد بوکسورها در تیم‎های لیگ برتری اندازه پول آرایشگاه فوتبالیست‎هاست.

وی ادامه داد: حدود یک‎سال است که ازدواج کرده‎ام. از آن‎زمان به بعد، قید ورزش و دنیای قهرمانی را زده‎ام، برای این‎که بتوانم هم ورزش را ادامه دهم و هم مخارج زندگی را تأمین کنم، خیلی سراغ کار گشتم اما بی‎فایده بود.

نوری‎پور خاطرنشان کرد: مغازه‎ی میوه‎فروشی دارم و از ساعت 4 صبح تا 8 شب کار می‎کنم که با این شرایط وقتی برای ورزش نمی‎ماند. خیلی سخت بود که در عین جوانی بوکس را کنار بگذارم اما برای امرار معاش، چاره‎ای نداشتم.

دارنده مدال برنز بزرگسالان آسیا در سال 2012، یادآور شد: این مدال را در خردادماه سال گذشته کسب کردم و بعد از آن مسابقات متوجه شدم این مقام برای هیچ‎کس مهم نیست و کسی از ما تجلیل نکرد. نمی‎توانستم شرایط را تحمل کنم و صلاح دیدم بوکس را کنار بگذارم؛ چون کسی از مسئولان پیگیر رفع مشکلات ما نیست.

این مشتزن لرستانی با بیان این‎که یکسال می‎شود که از بوکس خبری ندارم، اضافه کرد: متأسفانه من و علی مظاهری هم‎وزن بودیم که خیلی به او توجه می‎کردند و بار آخری که از تیم ملی خط خوردم به خاطر ایشان بود. الان هم شنیده‎ام رضا مرادخانی دیگر بوکسور لرستانی وزن 91 کیلوگرم همین مشکل را دارد و در بازی‌‎های انتخابی ظاهراً داورها به نفع مظاهری سوت زده‎اند. تا وقتی که او باشد فرقی ندارد آماده هست یا نیست، چون دیگر به کسی احتیاجی ندارند!

نوری‎پور در پاسخ به سوال ایسنا که امکان دارد به بوکس برگردید؟ گفت: تنها در صورتی برمی‎گردم که بتوانم خرج خانواده‎ام را درآورم. مخارج زندگی زیاد است و بدون منبع درآمد نمی‎توانم بوکس را ادامه دهم. انتظارم این بود که یک‎ کار دولتی داشته باشم تا برای حضور در اردوها مشکلی نداشته باشم اما الان اگر یک‎ روز کار نکنم، ضرر می‎کنم.

وی در ادامه صحبت‎هایش به انتقاد از هیأت بوکس لرستان پرداخت و افزود: مسوولان هیئت هر چندماه یک‎بار عوض می‎شوند و هرگز استمرار نداشته‎اند که بتوانند برنامه‎ها را اجرا کنند. لرستان مشتزنان خوبی دارد که می‎تواند در لیگ برتر تیم داشته باشد اما چون “بی‎کس” هستیم و هیأت در جذب اسپانسر عاجز است، از تیم‎داری در لیگ محروم هستیم.

نوری‎پور به خانه بوکس خرم‎آباد اشاره و تصریح کرد: این سالن هیچ‎گونه امکاناتی ندارد و مسئولان، مدیون خانواده‎هایی هستند که فرزندا‎نشان پول می‎دهند و در آن‎جا تمرین می‎کنند در حالی که گرفتن این پول حرام است.

وی در پایان با اشاره به این‎که در یکسال گذشته کسی سراغی از من نگرفته، اظهار کرد: بنده خیلی راحت و در سن 25 سالگی ورزش قهرمانی را کنار گذاشتم اما امیدوارم دیگر کسی در عین جوانی بی‎خیال ورزش نشود.

مقاله قبلیجولیان مور در راه سرزمین “بازی‌های گرسنگی”..
مقاله بعدیجان تراولتا از دنیرو و گاندولفینی یاد کرد..
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.