محمد مقیمی، وکیل اتنا فرقدانی که به دلیل دست دادن به موکلش در زمان ملاقات در زندان اوین بازداشت و چهار روز را در زندان گذراند گفت: «از جریان پرونده ام بی خبرم و در حال حاضر منتظر ابلاغیه هستم ولی امیدارم که برای این پرونده قرار منع تعقیب بخورد چون اتهامی که به من زده شده وجاهت قانونی ندارد و خنده دار است.»

محمد مقیمی روز ۲۳ خرداد ماه پس از دست دادن به موکلش در زمان ملاقات با او در زندان اوین دستگیر و به بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. این وکیل چهار روز بعد در تاریخ ۲۷ خرداد ماه با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی آزاد شد.

به گفته آقای مقیمی، او در مدت بازداشت دو بار در تاریخ ۲۳ و ۲۵ خرداد ماه به شعبه چهارم دادسری زندان اوین برای بازجویی، تفهیم اتهام و اخذ آخرین دفاع منتقل شده است. او همچنین در زندان رجایی شهر در بند زندانیان غیر سیاسی بوده است.

محمد مقیمی در خصوص اتهامش گفت: ‌«به من به دلیل دست دادن به موکلم اتهام «رابطه نامشروع مادون زنا و اعمال منافی عفت (دست دادن با موکله – نامحرم شرعی) زده شد که یک اتهام خنده دار است چون وجاهت قانونی ندارد. حالا باید منتظر ابلاغ حکم باشم یا پرونده قرار منع تعقیب می خورد و یا به دادگاه فرستاده می شود که در دادگاه نیز یا منجر به صدور حکم برائت می شود و یا صدور محکومیت. بهرحال باید منتظر ابلاغ حکم باشم.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛ این وکیل دادگستری گفت: «بر اساس قانون اگر قاضی کمترین شک و شبهه در اتهام داشته باشد باید حکم به برائت بدهد. دست دادن صرف جز رابطه نامشروع مادون زنا نیست. چطور قاضی می تواند دست دادن موکل و وکیل را در حضور چند نفر از کارمندان زندان رابطه نامشروع تعریف کند؟»

این وکیل با تاکید بر اینکه همچنان وکیل خانم فرقدانی است و لایحه تجدید نظر خواهی خود را نیز پس از آزادی از زندان به دادگاه ارائه کرده است به کمپین گفت:‌ «پس از آزادی زندان لایحه تجدید نظر خود را به دادگاه ارائه کردم. در واقع آن روز من برای گرفتن امضا وکالت نامه برای مرحله تجدید نظر و صحبت در مورد تنظیم لایحه با موکلم به ملاقاتش رفته بودم که آن اتفاق ها پیش آمد.»

محمد مقیمی ادامه داد: «در واقع در ابتدای ملاقات موکلم به من دست داد و بعد که متوجه کارش شد از آقای حمیدی، کارمند زندان اوین که در اتاق بود عذرخواهی کرد. آقای حمیدی هم چیزی نگفت و ما توانستیم در مورد لایحه صحبت کنیم و امضا را هم از آتنا گرفتم اما وقتی داشتم از اتاق ملاقات بیرون می آمدم آقای حمیدی یکهو سروصدا به پا کرد و گفت به دلیل دست دادن باید بازداشت شوم. به هرحال چون امضای وکالت نامه را از موکلم گرفته بودم بعد از آزادی لایحه ام را توانستم برای تجدید نظر خواهی به دادگاه ارائه کنم و اکنون منتظر رای دادگاه تجدید نظر برای موکلم هستم.»

آقای مقیمی با اشاره به اینکه یک بار از سوی ماموران زندان در جلوی چشمان مادر و خواهرش مورد بدرفتاری واقع شده است، گفت:‌ «روز دوشنبه ۲۵ خرداد ماه من را از زندان به دادسرای اوین برای تفهیم اتهام بردند وقتی داشتند من را به زندان برمی گرداندند، سربازی به نام عباس راستکار من را که دستبند و پابند داشتم و لباس زندانیان تنم بود به شدت از پشت هل داد. مادرم که این صحنه را دید گفت چرا می زنید؟‌مگر قاتل است؟ آن سرباز هم گفت از قاتل بدتر است و دوباره هلم داد. اما رییسش که شخصی به نام محمد حسن پور است به سرباز گفت ولش کن برو بالا تو اتوبوس بزنش و من را داخل اتوبوس زدند.»

مقاله قبلیتعرض به مقبره درویش ناصرعلی در اصفهان
مقاله بعدیهشدار نسبت به انقراض سمندرامپراتور
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.