خرس طلائی فستیوال فیلم برلین، با جایزه به عنوان بزرگترین جایزه این جشنواره، به فیلم “شیطان وجود ندارد” به کارگردانی “محمد رسول اف” تعلق گرفت که امکان حضور در فستیوال را نداشت. به همین دلیل، جایزه از سوی “باران رسول اف” بازیگر و “فرزاد پاک” تهیه کننده آن، دریافت شد.

با اعطای مهم‌ترین جایزه “هفتادمین فستیوال فیلم برلین” به ساخته محمد رسول اف که به حکم مراجع قضائی جمهوری اسلامی ممنوع الخروج شده است، رسانه‌های آلمانی از فستیوال فیلم برلین به عنوان “سیاسی ترین فسیتوال فیلم جهان” نام بردند.

در بخش رقابتی امسال “برلیناله”، ١٨ فیلم بر سر “خرس طلائی و ٧ خرس نقره” با هم رقابت داشتند.
در پایان، خرس طلائی به فیلم “شیطان وجود ندارد” محمد رسول اف تعلق گرفت؛ هیئت داوران جشنواره هنگام اعطای خرس طلائی به درام سه اپیزودی رسول اف، آن را «لطیف و فجیع» خواند و اعلام کرد که این فیلم نشان می دهد چگونه حکومت‌های خودکامه، میان انسان‌ها تور می‌بافند تا آن‌ها را به اعمال غیرانسانی وادار کنند.

نگاه رسانه‌ها
نشریه دیتسایت آلمان، در گزارش اعطای خرس طلائی توضیح داد که  این فیلم در سه اپیزود خود فراخوانی است به مبارزه با مجازات اعدام. در اپیزود اول، مردی که در زندگی خانوادگی و عادی خود پدری فداکار و مهربان است، در زندان انسان‌ها را به راحتی اعدام می‌کند؛ در اپیزود دوم یک سرباز وظیفه از شرکت در جوخه اعدام خودداری می ورزد و در این مورد با همقطاران خود گفت‌وگوئی جاندار و تکان دهنده را پیش می‌برد.
نشریه آلمانی، سپس نتیجه‌گیری می‌کند که فیلمنامه “شیطان وجود ندارد”،  به تنهائی شایستگی دریافت خرس طلائی را داشته است؛ اما هیئت داوران همه انسان هائی را که برای ساختن این فیلم خود را به خطر انداخته‌اند ستود؛ پیش از همه رسول اف که دولت ایران مانع سفر او شد و صندلی او در برلیناله خالی ماند. این فیلمساز تا سال ٢٠١٧ میان هامبورگ به عنوان محل اقامت خود و ایران همواره در رفت و آمد بود. اما در این سال ممنوع الخروج شد.

وضعیت محمد رسول اف، یادآور اعطای جایزه خرس طلائی به فیلم “تاکسی” جعفر پناهی است که او هم مثل رسول اف اجازه سفر به آلمان و شرکت در برلیناله را نیافت. این بار “باران رسول اف” دختر محمد که دور از پدر در هامبورگ زندگی می‌کند، خرس طلائی را دریافت کرد. او نقش زن جوان را در سومین اپیزود “شیطان وجود ندارد” بازی می‌کند.

منتقدین درباره فیلم رسول اف گفته اند که این فیلم برغمپیچیدگی در روایات خود بسیار روشن است. با این که سوژه اعدام فی‌نفسه به شدت خشن است، دوربین از میان راهروهای زندان و زیر زمین تاریک آن راه خود را به سوی روشنائی و آزادی کوهستان‌های ایران می گشاید و به این طریق در پی تاریکی مطلق به نوری امیدآفرین می رسد.

به گزارش رادیوفرانسه؛ در پایان مراسم اعطای خرس طلائی، “کاوه فرنام” دستیار کارگردان، به خبرنگاران گفت: «از پاسخ منفی فسیتوال به سانسور سپاسگزارم. همه کسانی که در ساخت این فیلم شرکت داشتند، خطر را به جان پذیرفتند. هیچ دیواری در دنیا دربرابر قدرت خیال پایدار نیست».

برندگان خرس‌های نقره‌ای
خرس‌های نقره ای هفتادمین فسیتوال فیلم برلین به ترتیب زیر اعطا شد:
– خرس نقره ای هیئت داوران برای بهترین فیلم: “هرگز، به ندرت، همیشه” به کارگردانی “الیزا هیتمن”.
– خرس نقره‌ای برای بهترین کارگردانی: “هونگ زانگزو” به خاطر فیلم “زنی که می دود”.
– خرس نقره‌ای برای بهترین بازیگر مرد: “الیو ژرمانو” به خاطر ایفای نقش در فیلم “پنهان” ساخته “گئورگیو دیریتی”.
– خرس نقره‌ای بهترین فیلمنامه: “برادران د اینوسنسو” به خاطر “طالع بد”.
– خرس نقره‌ای برای جلوه‌های هنری: “یورگن یورگس”، “ناتاشا فون ایلی” و “یکاترینا اوئرتل”.
– خرس نقره‌ای به عنوان جایزه ویژه هفتادمین فستیوال فیلم برلین: به خاطر فیلم “تاریخ را حذف کنید” از بنوئیت دلپین، به “گوستاو کرون”.

مقاله قبلیکلیه رقابت های لیگ برتر، دسته اول، دوم و سوم لغو شد
مقاله بعدیوضعیت بالا رفتن آمار تلفات « کروناویروس» در ایران، فاجعه بارتر از آن است که رژیم می گوید!! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.