محمد رسول‌اف، کارگردان سینمای مستقل ایران که در دادگاه انقلاب به یک سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» محکوم شده است درباره مستندات اتهامش گفت: «فیلم‌هایم و  برخی از مصاحبه‌هایم که درباره فیلم‌هایم بوده و همچین نقدها و بازتاب‌‌های فیلم‌هایم مستندات اتهامم شده است.» به گفته این کارگردان سینما او در جلسات متعدد بازپرسی به «سیاه‌نمایی» و «دفاع از بهاییت» متهم شده و در دادگاه نیز قاضی ایمان افشاری به همان استدلالات جلسات بازپزسی اکتفا کرده است.

از سوی دیگر ناصر زرافشان، وکیل این کارگردان سینما با تاکید بر اینکه حکم موکلش مبنای حقوقی ندارد به کمپین گفت: «من اتهام وارد و حکم صادره برای موکلم را قبول ندارم.  رفتار و گفتار ایشان انتقاد‌آمیز است اما مصداق تبلیغ علیه نظام نیست. متاسفانه در دستگاه قضایی به شکل کلیشه‌ای و مکرر از این اتهام استفاده می‌شود.»

محمد رسول‌اف برای اولین بار در شهریور ۹۶ پس از بازگشت از جشنواره کن در فرودگاه امام خمینی پاسپورتش از سوی ماموران حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران توقیف و پس از آن ممنوع الخروج شد. این کارگردان از آن زمان تاکنون از سفر به خارج از کشور منع بوده و به گفته خودش پس از آن به دفعات برای پازپرسی به «شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای فرهنگ و  رسانه» احضار شد. نزدیک به دو سال بعد، در اوایل تیرماه ۹۸ طی احضاریه‌ای به او ابلاغ شد که در تاریخ ۲۳ تیرماه برای رسیدگی به پرونده‌اش در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب حضور یابد. آقای رسول‌اف به همراه وکیلش در آن روز در دادگاه حاضر شد. پس از یک جلسه دادگاه، حکم این کارگردان در تاریخ ۲۹ تیرماه به وکیل او ابلاغ شده است. محمد رسول‌اف براساس این حکم به یک سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی متهم شده است.

این کارگردان سینمای مستقل که اکنون با حکم یک سال زندان مواجه است گفت: «کار من در سینما قصه‌گویی است. برایم عجیب است که مرا بابت قصه گفتن به تبلیغ علیه نظام متهم ‌می‌کنند. داستان هیچ‌کدام از فیلم‌هایم سیاسی نیست بلکه نقد اجتماعی است که تبدیل به بازتاب سیاسی می‌شود. به جای درک آن، فیلم را به یک جور هتاکی به حکومت تعبیر کردند. به نظرم تحمل نکردن انتقاد و نداشتن حوصله یک اندیشه عقب‌افتاده است.»

محمد رسول‌اف در پاسخ به اینکه بازتاب و نقد فیلم‌هایش که از سوی رسانه‌ها و منتقدان فیلم صورت گرفته ربطی به او در مقام کارگردان ندارد گفت: «از نظر آنها ربط دارد. در جایی از متن حکم، قاضی نوشته است متهم یعنی من هیچ فیلمی درباره رشادت‌های ملتم نساختم. همین طور در جای دیگری از حکم جملاتی با این مضمون آمده که از آنجا که فستیوال‌های غیرایرانی به من جایزه داده‌اند و مخاطبان غیر ایرانی برای من دست زده‌اند و آنها دشمن نظام به حساب می‌آیند پس من هم دشمن هستم. توجه کنید من عین کلمات را یادم نمانده و فقط مضمون آن را می‌گویم.»

او درباره شروع بازجویی‌هایی که منتهی به دادگاه و حکم حبس او در نهایت شده است، گفت: «شهریور ۹۶ وقتی به ایران برگشتم در فرودگاه پاسپورتم را گرفتند و چند روز بعد احضاریه‌ای از سوی دادگاه فرهنگ و رسانه دریافت کردم که خواسته بودند برای «پاره‌ای از توضیحات» به آنجا بروم. پس از آن به دفعات متعدد به شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم. صبح با من تماس می‌گرفتند می‌گفتند بروم آنجا. ولی من اکثرا تهران نبودم یا کار داشتم و نمی‌توانستم اما به این شکل فشارهایشان را وارد می‌کردند. جلسات بازپرسی از سوی ماموران شاکی پرونده یعنی حفاظت اطلاعات سپاه انجام می‌شد. طولانی‌ترین بازجویم، اولین بازجویی ام چهار ساعت و نیم طول کشید.»

این کارگردان سینما درباره بازجویی‌هایش گفت: «در جلسات بازپرسی از تمام فیلم‌هایم سوال کردند. حرف اصلی‌ در بازجویی‌ها این بود که من سیاه‌نمایی کردم و نسبت به شرایط نقد ناسالم دارم و امید در آثارم وجود ندارد. اما من واقعا منظورشان را نمی‌فهمم.»

رسول اف در ادامه گفت: «بیشترین نقدها درباره دو فیلمم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» و «لرد» بود. در جلسات بازپرسی می‌گفتند در فیلم لرد از بهاییت دفاع کردم. در دادگاه هم همین تم ادامه داشت و تمام صحبت‌های قاضی براساس نوشته‌های جلسات بازپرسی بود.»

او با اشاره به اینکه در جلسه دادگاه از قاضی پرونده‌اش پرسیده آیا فیلم‌های او را دیده، گفت: «من از قاضی محترم پرسیدم آیا فیلم‌هایم را دیدید؟ گفت نه. گفتم پس چطور می‌خواهید قضاوت کنید. گفت تحلیلی که از سوی دستگاه‌های امنیتی درباره من شده برایش کافی است و همین‌طور سوال و جواب‌هایی که از من می‌کند. حتی قاضی هم به دنبال کشف حقیقت و رفتار عادلانه نبود. مساله اصلی‌ایی قاضی که در دادگاه عنوان کرد، دفاع از حاکمیت جمهوری اسلامی بود. او می‌گفت ما مدیون به جمهوری اسلامی هستیم و باید جان‌فشانی کنیم و از این قبیل جملات.»

آقای رسول اف در پاسخ به این سوال آیا به حکمش اعتراضی خواهد کرد، گفت: «باید با آقای زرافشان صحبت کنم. نظر ایشان بسیار مهم است. اما خودم ناامید هستم که صدایم به جایی برسد. به نظرم سیستم قضایی جمهوری اسلامی دغدغه اصلی‌اش حفظ نظام است و نه اجرای قانون. جز اندوه و تسلیم و دیدن این رفتار ظالمانه کار دیگری نمی‌توانم انجام دهم. فکر می‌کنم باید بپذیریم که برای تغییرات در ساختار کشور و اصلاح کشور ناچار به پرداخت هزینه هستیم و هر کس به اندازه‌ای این هزینه را خواهد پرداخت. من هم چنانچه به مسیر فیلم‌سازی مستقل بخواهم ادامه بدهم چاره ای جز پرداخت هزینه ندارم. و نهایتا اینکه مجموعه این شرایط به من نشان می‌دهد باید تلاش بیشتر بکنم،بنابراین می‌کوشم.»

محمد رسول‌اف، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه کننده مستقل ایرانی و از اعضای آکادمی اسکار است. او کارگردان فیلم‌هایی چون «گاگومان»، «جزیره آهنی»، «کشتزارهای سپید»،«به امید دیدار»، «دست نوشته‌ها نمی‌سوزند» و  «لرد» است. هیچ یک از فیلم‌های او در ایران اجازه نمایش عمومی نگرفته‌اند اما فیلم‌هایش در فستیوال‌های خارجی به نمایش درآمده و جوایز متعدد بین‌المللی هم دریافت کرده است. فیلم «لِرد» در جشنواره فیلم کن فرانسه در سال ۹۶ جایزه بهترین فیلم بخش «نوعی نگاه» را به دست آورد. این فیلم درباره فساد اداری و روابط قدرت در ایران است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران ؛ همچین فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» در سال ۹۲ جایزه‌ فدراسیون بین‌المللی منتقدان را در جشنواره کن از آن خود کرد. این فیلم درباره قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و روشنفکران ایرانی در دهه ۷۰ است. قتل‌هایی که از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هدایت شد.

مقاله قبلیهمسر نازنین زاغری: «از وضعیت او پس از انتقال به بخش اعصاب و روان بیمارستان هیچ اطلاعی نداریم»
مقاله بعدیواکنش اتحادیه روزنامه نگاران بریتانیا به توافق بی‌بی‌سی با جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.