محسن رضایی ضمانت اجرایی برنامه‌های انتخاباتی خود را حرف‌هایش دانست و گفت: مرد وقتی حرف می‌زند عمل می‌کند و هرکس حرف بزند و عمل نکند، مرد نیست، یعنی لر نیست.

به گزارش مهر، این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم عصر شنبه در اجتماع مردم شهر یاسوج اظهار داشت: بگذارید به عشایر و اقوام توهین کنند اما آیا این دست‌های بزرگ ما نبود که خرمشهر را آزاد کرد؟ آیا این دست‌ها نبود که انقلاب را پیروز کرد؟ آیا مهدی باکری از عشایر آذربایجان، بروجردی از عشایر لرستان و شوشتری از عشایر خراسان نبود؟

وی بیان داشت: چرا به اقوام و عشایری توهین می‌کنید که اساس این انقلاب و ذخائر این انقلاب هستند.

رضایی با بیان اینکه شما با من دعوا دارید یا من را رقیب خود می‌دانید به من توهین کنید، تصریح کرد: من دلی پهناور و قلبی بزرگ به اندازه دنا دارم و همه توهین‌های شما را تحمل می‌کنم اما حاضر نیستم که به اقوام و عشایر توهین کنید.

وی اظهار داشت: جواب توهین شما به اقوام و عشایر را امروز مردم یاسوج با این اجتماع پرشکوه دادند و بهتر است این پرونده را ببندید و البته ما عشایر ایرانی دل رئوفی داریم و همیشه می‌بخشیم و گذشت می‌کنیم.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری بیان کرد: این حماسه سیاسی را که شما از یاسوج آغاز کردید، آغاز یک راه جدیدی است و پس از حماسه سیاسی با ایجاد دولت قوی، مشکلات گرانی، بیکاری و تحریم‌ها را برخواهیم داشت.

مقاله قبلیتصاویری از سفر انتخاباتی جلیلی به قزوین
مقاله بعدیروزنامه ایران توقیف شد..!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.