منابع مطلع به کمپین گفتند مسئولان قضایی بر خلاف توصیه پزشکان، از فراهم کردن مراقبت‌های درمانی مناسب و یا اعزام رضا شهابی به بیمارستان امتناع می‌کنند. این منابع وضعیت سه زندانی سیاسی دیگر  زندان رجایی شهر کرج را نیز به دلیل نیاز به مراقبت درمانی و بی‌توجهی مسوولین زندان برای درمان آنها، نگران‌کننده توصیف کردند.

همسر رضا شهابی که پس از ملاقات با این فعال کارگری زندانی در روز بیست و دوم شهریور، هیچ تماسی از او دریافت نکرده است، گفت رضا شهابی، طبق نظریه پزشکی قانونی باید در بیرون زندان تحت مراقبت درمانی قرار گیرد. ربابه رضایی گفت: «روز چهارشنبه به ما ملاقات حضوری دادند حالش اصلا خوب نیست و سیزده کیلو هم وزن کم کرده و یک طرف بدنش بی‌حس شده، پزشکی قانونی گفته حتما باید تحت نظر پزشک باشد که اگر بعد از ۴۰ روز اعتصاب غذا حالش بد شد فورا با سرم و دارو ازش مراقبت کنند.»

رضا شهابی، کارگر اخراجی و عضو هیئت مدیره «سندیکای اتوبوسرانی کارگران شرکت واحد» است که از روز نوزدهم مرداد و پس از زندانی شدن دوباره‌اش، در اعتراض به «پرونده‌سازی وزارت اطلاعات و قوه قضائیه» در زندان رجایی شهر کرج دست به اعتصاب غذا زده است. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و قوه قضائیه، ایام مرخصی پزشکی رضا شهابی را بر خلاف قانون به عنوان دوران محکومیتش محسوب نکرده و علاوه بر آن در پرونده‌ای جدید، او را اتهام «تبلیغ علیه نظام از درون زندان» به یک سال زندان محکوم کرده‌اند. نمایندگان جمهوری اسلامی همچنین به دروغ گزارش آزادی مشروط و بازگشت به کار رضا شهابی را به «سازمان بین‌المللی کار» اعلام کرده‌اند.

این منابع همچنین از وضعیت سه زندانی سیاسی، محمد نظری، سعید شیرزاد و سعید پورحیدر در زندان رجایی‌شهر ابراز نگرانی کردند. یک منبع آگاه روز دوشنبه بیست و هفت شهریور گفت: «محمد نظری و سعید شیرزاد هنوز پایان اعتصاب غذایشان را اعلام نکرده‌اند، هیچ تلفنی هم نزده‌اند. محمد نظری با حال جسمی خراب به انفرادی رفته ولی حتی ملاقات هم ندارد که بفهمیم از انفرادی در آمده یا هنوز اعتصاب است، سعید پورحیدر هم گفته‌اند به دلیل اعتراض به رئیس زندان به انفرادی رفته ولی او هم تلفن نزده و ما نمی‌دانیم اعتصاب غذا هست یا نه. هیچ کدام این‌ها نتوانسته‌اند با خانواده یا دوستان یا وکیلشان تماس بگیرند.»

سعید پورحیدر، روزنامه‌نگار، پس از بازگشت از آمریکا به ایران در زمستان ۱۳۹۳  بازداشت و زندانی شده و سعید شیرزاد نیز فعال سیاسی است که به اتهام فعالیت‌های مسالمت‌آمیزش به پنج سال زندان محکوم شده است.

محمد نظری نیز زندانی سیاسی است که از  نه خرداد ماه ۱۳۷۳  به اتهام عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران و «محاربه» بازداشت و به حبس ابد محکوم شده است. به دلیل تغییرات و طبق قوانین جزایی جدید، پرونده این فعال سیاسی کرد باید دوباره مورد بررسی قرار گیرد ولی مقامات قضایی توجهی به این خواسته قانونی او نشان نداده‌اند.

منبع اگاه درباره وضعیت محمد نظری و دلایل اعتصاب غذایش گفت: «محمد فکر می‌کند فراموش شده‌ است و باید برای همیشه غیرقانونی آن‌جا بماند و هیچ کس اهمیتی به وضعیتش نمی‌دهد، محمد چند سال است ملاقات نداشته چون خانواده‌‌اش در کردستان است. نه می‌توانند به ملاقاتش بیایند و نه می‌تواند به خانواده، یک وکیل یا یک دوست زنگ بزند.»

به کزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ قانون سابق محاربه در جمهوری اسلامی هر گونه عضویت، همکاری و ارتباط با یک حزب مخالف جمهوری اسلامی و معتقد به جنگ مسلحانه را محاربه می‌نامید ولی در قانون جدید، صرف عضویت یا همکاری مصداق محاربه نیست و باید متهم شخصا در یک عملیات مسلحانه حضور داشته و یا کسی را به قتل رسانده باشد تا چنین اتهامی بتواند شامل حال او شود. منبع آگاه به کمپین گفت محمد نظری به صرف عضویت محکوم شده  و با تصریح قانون جدید مجازات اسلامی، پرونده‌اش باید مجددا بررسی شود و با توجه به گذراندن ۲۳ سال زندان، رسیدگی مجدد پرونده به آزادی‌اش منجر خواهد شد.

مقاله قبلیآیا قهرمان حماسی گیلگمش وجود داشته‌ است؟
مقاله بعدینخست وزیر اسرائیل در سازمان ملل: توافق اتمی جمهوری اسلامی اصلاح یا لغو شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.