جلسه محاکمه کاظم دهقان از دراویش گنابادی صبح روز شنبه با شکایت فرمانده انتظامی شهرستان کوار در دادگاه جزایی این شهر به ریاست قاضی جعفرزاده برگزار شد.

به گزارش مجذوبان نور، اتهام انتسابی به وی نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی اعلام شده است.

گفتنی است کاظم دهقان فروردین ماه امسال به همراه شش درویش دیگر به اتهام محاربه به شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان تبعید شد.

خودروی این درویش گنابادی، مدتی قبل از اجرای حکم تبعید توسط مامورین انتظامی در منطقه نزدیک کوار مورد اصابت گلوله قرار گرفت که دادگاه امروز وی نیز به دلیل نشر خبر مربوط به این تعقیب ماموران در رسانه ها بوده است.

مقاله قبلیدر حکومت اشغالگر آخوندی در ایران، به جای اسلام ناب محمدی، پول معجزه می کند!
مقاله بعدیواکنش سایت‌ اصولگرا به سخنان‌ حدادیان: بجای مهدی هاشمی مراقب پسر خودش باش
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.