مثلث آمریکا، اسرائیل و عربستان چه هدفی را دنبال می کند؟!

0
244

پشتیبانی های لفظی پرزیدنت ترامپ از سیاست های دولتمردان اسرائیل، به ویژه در سخنرانی های او پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری آمریکا، ضمن نمایش دادن خودش به عنوان حامی دلسوزتر از باراک اوباما برای منافع کشور اسرائیل، مالیدن پوزه پلید سران جمهوری خونخوار اسلامی به خاک مذلتی است؛ که دشمنی ایشان با قوم یهود و بنی اسرائیل برای شان تدارک دیده است. قضیه نمایش دادن موشک های رژیم ملاها در ایران، که با نوشتن جملاتی علیه اسرائیل تزیین داده شده اند. تا به حدی دور از اخلاق بین المللی و سیره سیاستمداری است؛ که شیخ حسن روحانی خودش هم، در یکی از سخنانی که در دفاع از مثبت بودن برنامه جامع اقدام مشترک(برجام)، در جریان مناظرات انتخاباتی بیان نمود؛ اشاره معترضانه ای، به نمایش دهندگان چنین موشک هائی کرد(سپاهیان پاسدار)؛ که در شرایطی که وی در حال به ثمر رساندن مذاکرات هسته ای با ۱+۵ بوده است. سپاهیان پاسدار موشک های دارای نوشته های ضد اسرائیلی بر بدنه آنها را، در معرض مشاهده و قضاوت دوستان اسرائیل(همان مذاکره کنندگان) قرار داده  بوده اند!

 بر همین اساس اسرائیلی ها، بخصوص نخست وزیرشان آقای بنیامین نتانیاهو، به عنوان یکی از مهم ترین متحدان آمریکا در منطقه خاورمیانه، چشم امیدشان به ایالات متحده، به ویژه رئیس جمهور کنونی آن دونالد ترامپ است؛ که بیش از پیش کشور اسرائیل و ملت آن را، مورد حمایت های همه جانبه خود قرار بدهند!

از سوئی دیگر، سران کشور عربستان سعودی هم، که ثروتمندترین متحد عرب آمریکا در منطقه می باشند؛ با توجه به خصومتی که از دو سال و نیم پیش تا کنون(بعد از اعدام روحانی شیعه در کشورشان، و حمله بسیجی ها در اعتراض به این امر به ساختمان سفارت عربستان سعودی در تهران، و دست درازی پلیس مرزی عربستان به نوجوانان ایرانی زوار مکه، همچنین کشته شدن ۴۷۵ تن از زائران ایرانی در مراسم ” رمی<رم یه> جمرات ” = پرتاب نمودن سنگ به سوی شیطان، برای دور کردن او از اطراف خانه خدا)، روابط دو کشور تا حدودی شباهت زیادی به جنگ سرد یافته است. اما احتمال بروز جنگ داغ نیز در میان شان دور از ذهن نیست!

به همین خاطر سعودی ها نیز از آمریکا التماس دعا دارند؛ تا ایشان را مورد پشتیبانی همه جانبه خود قرار بدهد. از آنجائی که پرزیدنت ترامپ بیش از سیاستمدار بودن، دارای خصلت بازرگانی و کاسبی است؛ و صدالبته که عربستان هم سوژه ای پر منفعت، همچنین لقمه چرب و گرمی برای لفت و لیس مادی و معنوی ینگه دنیا در این سوی جهان است. وی نخستین سفر خود به خارج از کشور را، به مقصد عربستان سعودی آغاز نمود؛ تا از آنجا هم به طرف اسرائیل و فلسطین برود؛ و با یک تیر چند هدف را نشانه بگیرد!

 امضای قرارداد تجاری به مبلغ یکصد و ده میلیارد دلار با امیر حجاز، که در ازای چنین پول قابل توجهی، سلاح به آنها بفروشند؛ به گفته صاحبنظران بعید هم به نظر نخواهد رسید؛ که این مبلغ تا ۲۵۰ میلیارد دلار افزایش بیابد. با چه ایده ای انجام شده و مورد معامله میان این دو کشور قرار گرفته است؟ حاکمان عربستان سعودی آنقدرها سیاست سرشان می شود؛ که بدون دلیلی مبرهن و آشکار، به جمهوری اسلامی حمله نظامی نکنند. اما آنچه که آنها را به دست زدن به چنین معامله گزافی وا داشته است؛ مجهز ساختن خودشان در برابر حملات احتمالی رژیم آخوندی در ایران به کشورشان است. کاری که امکان وقوع آن، به خاطر چند انگیزه ملاها وجود دارد!

روابط سیاسی میان سعودی ها و اسرائیل بسیار حسنه است. در حالی که رابطه دوستی سران قدرت پرست حکومت زیاده طلب اسلامی با این دو مملکت به درجه صفر رسیده است. حکومت اسرائیل از همان نخستین پیام شفاهی حزب اللهی های ایران و لبنان و فلسطین(مرگ بر اسرائیل)، به درستی می دانند و دریافته اند؛ چنانچه نخواهند شکست بخورند؛ باید که حمله کنند تا پیروز گردند. امیدشان به پشتیبانی نظامی آمریکا است؛ و به حمایت عربستان هم نیازمند می باشند. از اینرو بود که رئیس جمهور اسبق آمریکا جورج دبلیو بوش، چند بار اعلام کرده بود؛ در صورتی که اسرائیل، جهت حفاظت از خودش به جمهوری اسلامی حمله کند؛ آمریکا از آن حمایت خواهد نمود!

به همین لحاظ، خیال دولتمردان اسرائیل از این بابت آسوده است؛ که اکنون با نبودن حسین باراک اوباما در منصب ریاست جمهوری آمریکا، و دیدگاه ترامپ در بیشتر خوار نمودن اوباما و پاک کردن اشتباهات او از چهره کشور آمریکا، اگر برای خواباندن صدای ” مرگ بر اسرائیل ” حزب اللهی های ایران و فلسطین و لبنان اقدام کنند؛ از پشتیبانی دونالد ترامپ، به عنوان رئیس جمهور بزرگ ترین متحد غربی خودشان بهره مند خواهند شد. همکاری سعودی ها که دوست مشترک اسرائیل و آمریکا می باشند با ایشان، نه آنکه دور از ذهن نیست؛ بلکه با توجه به روابط غیر دوستانه شان با سرکردگان رژیم آخوندی در ایران، بدیهی و امکان پذیر نیز هست!

از همه اینها گذشته، برنامه کاملا مهندسی شده گزینش رئیس جمهور دوره دوازدهم حکومت ملاها، با برگزیده شدن دوباره حسن روحانی به این مقام نشان داد؛ که جز روحانی هیچ کس دیگری نمی تواند؛ در شرایط بغرنج کنونی، کشتی به گل نشسته و در حال غرق شدن این جمهوری اهریمنی را، با ایجاد روابط بهتر با سایر ممالک دنیا، و به وجود آوردن تعامل بیشتر بین المللی در گیتی برای خودشان، از چنین خطر بزرگی نجات بدهد. اگر اینگونه نبود، مگر روحانی جرأت داشت به فامیل نسبی خامنه ای(محمدباقر قالیباف)، و فامیل سببی احمد علم الهدی(ابراهیم رئیسی)، هرچه که می خواهد بگوید و آنها را ” سکه ی یک پول سیاه ” نماید؟!

اعلام حق دادن روحانی به مردم ایران، برای لذت بردن از شادی و خوشحالی، و برشمردن مواردی از کاستی های موجود در جامعه کنونی اسلامی شان برای مردم ایران، بیان نمودن او که مردم آزادی می خواهند و به کار و امکانات نیاز دارند. چرا در دوره پیشین ریاست جمهوری وی بیان نگردیده بودند؟ چگونه است که حالا مردم نیاز به شادی و داشتن کار و پیشه مناسب و امکانات اجتماعی همه جانبه و مناسب دارند؟!

شایسته است با توجه به موارد بالا، مردم عزیز میهن مان، که رژیم در همه تنگناهایش همواره از مردم ایران مایه می گذارد؛ فریب این دوز و کلک ها را نخورند. اگر به خیابان های کشور نمی ریزند؛ تا داد خودشان را از بیدادگران بستانند. دست کم اجازه هم ندهند؛ که این اشغالگران یاغی و جنایتکار، بیش از این از عنوان مردم ایران، جهت پیش بردن مقاصد شوم خودشان سوء استفاده نمایند. زیرا ” سلام درویش بی طمع نیست ” !

محترم مومنی

 

مطلب قبلیاجرای شهرام ناظری در جشن پیروزی روحانی، به همراه تصاویر
مطلب بعدیاولین دور محاکمات ۲۰۰ تن از متهمان کودتای ترکیه آغاز شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.