متن نامه مشایی به رئیس دولت اصلاحات

0
102

اسفندیار رحیم مشایی در نامه ای به رییس دولت اصلاحات از رویکرد رسانه های و فعالان سیاسی اصلاح طلب نسبت به نامزدی حمید بقایی در انتخابات ریاست جمهوری انتقاد کرد.

به گزارش دولت بهار، متن کامل نامه اسفندیار رحیم مشایی خطاب به سید محمد خاتمی به شرح زیر است:

به نام خدای زیبا و مهربان

حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی

ریاست محترم اسبق جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام

در آستانه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و در پی اعلام نامزدی برادر عزیزم جناب آقای حمید بقایی، برخی اظهارنظرها که بیشتر به واکنشی عجولانه شبیه بود، مرا بر آن داشت تا با تحریر این سطور، خاطر عالی را به نکاتی چند جلب نمایم و پیشاپیش از این تصدیع پوزش می خواهم.

اظهارنظرها که عمدتاً بر «برنتافتن» اعلام نامزدی ایشان معطوف بود موجب تعجب و ایضا ملال گردید؛ چه از سوی افرادی انجام شد که همگی از اهالی فن سیاست، دارای تحصیلات و مدارج عالیه دانشگاهی یا حوزوی، صاحب شان و جایگاه استادی و کرسی تدریس، صاحب نظر در تحلیل و تبیین شرایط و موصوف به راهبری فکری و شاید از همه مهم تر مدعی اصلاحات در حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی و … بوده اند. اتخاذ مواضعی که در تعارض با روح و خلاف اصول اصلاح‌طلبی برآورد شده و می تواند به بروز دغدغه‌های جدی و احیاناً دلسردی جامعه علاقه‌مند به اصلاح امور بیانجامد.

همه ما از تمام سلیقه های فکری، زیر نگاه تیزبین مردمی که هر روز و بلکه هر ساعت بر آگاهی و هشیاری آنان افزوده می شود، در آزمون جدی قرار داریم که جز با ایمان حقیقی به آرمان ادعایی و صداقت در مواضع اعلامی، نمی توان از آن پیروز بیرون آمد و البته فراز و فرود در مقبولیت اجتماعی که در رقابت های انتخاباتی ظهور می کند، در این موضوع تاثیر چندانی ایجاد نمی‌کند.

آنچه معیار است انتظارات بر حق مردمی است که در تلاش برای تغییرات در راستای تحقق وضعیت مطلوب، از شعارها، مواضع، دیدگاه ها و برنامه های متناسب استقبال می کنند. از این رو می توان به روشنی تغییر در رویکرد مردم در گرایش به جریانات سیاسی را دلیل عدم اصالت ذاتی جریانات مذکور دانست و بر لزوم پایبندی آن‌ها به معیار مورد اشاره تاکید کرد. لذا لازم می دانم مسئولیت عناصر موثر جناح‌های سیاسی در پایبندی بر پیمانِ -ولو نانوشته- خود با آحاد جامعه در دفاع از اصول و ارزش‌های آرمانی و «روشی» را یادآور شوم.

نزدیک بودن برخی از افراد مورد انتقاد به جنابعالی، البته به تنهایی نمی‌تواند دلیل آن باشد که شما را مسئول اظهارات آنان دانست و بر شما خرده گرفت. بنده نیز از نوشتن این نامه چنین مقصودی را دنبال نمی‌کنم و حتی از رنجش احتمالی نیز پوزش می خواهم. نیت حقیر پرده برداری از مشکل جدی در جریانی است که ادعای راهبری اصلاحات را دارد و این کار را نه به عنوان یک اقدام سیاسی متعارف، بلکه از روی خیرخواهی و به خاطر اهمیت این جریان بزرگ و تاثیر‌گذار در آینده کشور و وضعیت جامعه انجام می دهم.

«شوخی شمردن»، «فاجعه دانستن»، «ناپاک خواندن» و از همه عجیب تر، القای رد صلاحیت قطعی نامزد رقیب آنهم به گونه ای که میل و علاقه شدید به رد صلاحیت، آشکارا از آن استنباط شود، نه امری است که بتوان از آن گذشت و نه می‌توان به هیچ روی با آن سر کرد. تحمل چنین مواضعی و سکوت در برابر آن، مخالف هر میثاق مدنی در هر جای جهان است. آیا آقایان رد صلاحیت را در حق رقیب روا و در حق خود جفا می‌پندارند؟!! یا اینکه در تایید صلاحیت نامزد خود به اطمینان رسیده اند؟!!

شاید وجود غفلت در برخی نیروهای سیاسی در رده های پایین تر که معمولاً ناشی از غلیان هیجان است، مورد انتظار و درخور اغماض باشد، اما اینکه پرچمداران جریانی خود ناقض اصول مشی منتخب باشند، حتماً نه روا و حکماً که جفا است.

اینجانب قاطبه مردم را ملزم و پایبند به اصولی می دانم که اصلاحات را تضمین می کند. فلذا، اگر نقض کنندگان در غفلت باشند، هر آینه باید که زود هشیار شوند وگرنه از جریان تحولات شتابدار جامعه جا خواهند ماند و ممکن است فرصت جبران را نیز از دست بدهند. گروهی دیگر که بدون باور راستین به مواضع جبهه، می کوشند تا با «ویراژ سیاسی» پیشرو جلوه کنند، باید بدانند که ضریب هوشی ایرانیان قابل دور زدن نیست و نخبگان و فرهیختگان ایرانی در داخل و خارج از کشور از کلان شهرهای ایران و جهان تا دورافتاده‌ترین روستاهای این سرزمین، مواضع همه را به دقت رصد می کنند.

مشکل جریانات سیاسی آن است که انتخاب مردم را به نام خود می نویسند و به آن «کما هو حقه» ارج نمی نهند. جبهه موسوم به اصلاحات باید به این حقیقت آشکار، به طور جدی اعتنا کرده و از آن غفلت نکند که در اقبال عمومی انتخاباتی، سهمِ گریز مردم از جبهه یا جناح مخالف، چه بسا بزرگتر از سهم ظرفیت های جبهه متبوع باشد.

این حقیر اصراری ندارم که نظرم نزد برادران و خواهران اصلاح طلبم بکلی مقبول افتد، اما یادآوری می‌کنم که غفلت از این مساله، آنچنان که در دو انتخابات سال های ۸۴ و ۸۸ اتفاق افتاد، برای آن جبهه و کل کشور از جهت هرز رفتن نیروها و ایجاد کشش های بازدارنده، خسارت بار بوده است. اصرار دارم سخنی را که درست پس از انتخابات سال ۸۸ عرض کردم و انتشار یافت، با ایمان و باور راسخ تر عرض کنم که اقبال عمومی به آقای دکتر احمدی نژاد در هر دو دوره مذکور، گرچه آشکارا کنار گذاشتن گزینه جبهه اصلاحات بود، اما این به معنای پذیرش مواضع جناح و جریان سنتی مقابل نبود.

مایلم با اصرار بر این حقیقت تاکید کنم که اکثریت قاطع مردم در این دو رویداد مهم، با نفی شرایط موجود و با رویکردی بسیار اصلاح طلبانه، از جناح موسوم به اصلاحات عبور کرده و با تایید فهم خویش در انتخابات ۸۴ بر مطالبۀ اصلاح گرایانه خود در سال ۸۸، پافشاری کردند.

هرچند که متاسفانه بخشی از برادران و خواهران اصولگرای ما، هرگز حاضر نشدند چشم بر این حقیقت بگشایند، مردم جناب آقای دکتر احمدی نژاد را نه به عنوان مظهر اصولگرایی بلکه برای انجام تغییرات بیشتر و اعمال جدی تر اصلاحات مورد نظر، مناسب تر تشخیص دادند. تحلیل اینجانب از آرای سال ۸۸ این مساله را روشن می کند. تحلیل مذکور در دسترس علاقه مندان قرار دارد.

و اما سخن امروز این است که نباید شیرینی پیروزی قاطع اصلاح طلبان در انتخابات مجلس سال گذشته در تهران، آنان را از درک سهم رای منفی مردم به جناح مقابل (که با نهایت تاسف از گذشته تا امروز به طور پیوسته رو به افزایش بوده است) غافل کند. حقیر نیز با بسیاری از تحلیل گران سیاسی موافقم که عدم شرکت جناب آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان نامزد در انتخابات آتی ریاست جمهوری، به جای آنکه فرصتی برای نامزد نهایی اصولگرایان بسازد، موقعیت ویژه ای را برای اصلاح طلبان فراهم می کرده است و از این جهت شاید بتوان عدم رضایتِ بخشی از نیروهای اصلاح طلب از نامزدی جناب آقای بقایی که می تواند از نظر عموم، از جنس جناب آقای احمدی نژاد و جانشینی مناسب برای ایشان فهمیده شود را درک کرد.

با آزمون بزرگ خواندن این صحنه و درخواست پایبندی همه جریانات سیاسی به اصول رقابت سالم که خود از مطالبات اصلی مردم است، مایلم بر مسئولیت خطیر همگان در احترام به درک و شعور بالای اقشار مختلف جامعه و به ویژه دختران و پسران جوانِ نوگرا در سراسر کشور تاکید می‌کنم. این یک تکلیف بزرگ فراگیر است و خالی کردن شانه از آن، مسئولیت بزرگی در آینده نزدیک بهمراه خواهد داشت.

در این میان بدون هرگونه تعریضی نسبت به دوستانی که در این نوشتار از آنها انتقاد شده است، به عنوان یک بحث کلی عرض می کنم که باید حساب نیروهای مخلص و فداکار از هر جناح و سلیقه سیاسی را از گروهی «کاسب سیاسی» که به هواداران جریان خود به چشم «مشتری» می نگرند جدا کرد.

نگرانی آنان از جابجایی طرفداران قابل درک است. در طرح کلی، کاسب سیاسی و کاسب اقتصادی در دستگاه قدرت و حاکمیت، در یک معادله پویا و فعال «جایگزین پذیر»‌‌اند. باید توجه داشت که اشرافی‌گری فقط جنبه اقتصادی ندارد و باید آن را در کنار «اشرافی گری سیاسی» دید و تحلیل کرد. پدیده اخیر که تاکنون کمتر و یا شاید هرگز مورد توجه و مداقه قرار نگرفته است، خطری است که ما مدعیان ساده زیستی را نیز به طور جدی تهدید می کند. لذاست که در بیان معیار ساده زیستی برای مسئولان اجرایی و حکومتی، علاوه بر ساده زیستی اقتصادی، باید ساده زیستی سیاسی آنان را نیز مورد توجه و بررسی قرار داد.

و اما جان کلام!

سخن به درازا کشیده، لکن تیزبینی جنابعالی مرا از تفصیل بی نیاز می کند که اگر در امتحان مسئولیت پذیری نسبت به جامعه، برخورد سخت نگیریم و بر ساده‌زیستی سیاسی اصرار نورزیم، در این صورت امر مشتبه شده و از «آشتی ملی»، توافق قدرت مداران جناح ها و نشست مشترک آنان به عنوان صاحبان انقلاب بر سر «سفره» اراده می شود. در این صورت معادله حاکمیت از تنها متغیر اصیل و حقیقی یعنی مردم، مستقل می شود. در این حال کاسبان سیاسی و اقتصادی جدید در سایه توجهات اشراف اقتصادی و سیاسی بر اریکه قدرت تکیه زده، «جوله» خواهند داد و یا «السابقون السابقون» روال موجود را برای خود «فضل خدا» خوانده و منوال را دوام دهند…

در پایان یادی می کنم از پیر طریق انقلاب که هرگز رشتۀ محبت و عنایتش از مردم نگسست که می فرمود چنین وضعیاتی دیر نخواهد پایید و اگر بموقع هشیار نشویم، در خزانۀ خدا یوم الله بسیار است.
سخنی بود از برادری کوچکتر به برادری بزرگتر که امید است شرط ادب بجا آورده و از حریم حرمت فرا نرفته باشد.

نیک معلوم است که: درد دل را لاجرم پاسخ نباشد، هرچند هرچه از دوست رسد نیکوست.

با تقدیم بهترین احترامات و با تبریک نوروز سراسر نورِ باستانی!

لطفاً تبریکات صمیمانه اینجانب را به خانواده ارجمند ابلاغ فرمائید.

اسفندیار رحیم مشائی

مطلب قبلیاحمدی‌نژادی‌ها چه می‌خواهند؟
مطلب بعدیرضا صادقی فرزندخوانده‌اش را در آغوش گرفت؛ به همراه تصاویر
پوریا نژادویسی
فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد برنامه برنامه سازی تلویزیون از دانشکده صدا و سیما. کارمند سابق معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما ( اداره کلّ اخبار و اطلاعات ) تهیه کننده و کارگردان برنامه‌هایی‌ چون : دختران فراری پارک ملت- مجموعه عاشوراییان- ماجرای ورود گوشت‌های آلوده به کشور- هویت- رنگ و نقش- سیمای خانواده؛ قسمت خانواده و جوان- سازنده اولین فیلم آموزشی در خصوص نحوه چگونگی‌ رأی گیری برای ستاد انتخابات وزارت کشور- فیلم مستند دیدار سفیر کشور ژاپن در ایران از شهر همدان- مجری و خبرنگار مراکز ؛ تهران ؛ کیش ؛ همدان ؛ فارس- مسول پوشش خبری زلزله بم در سال۱۳۸۲- سر تیم خبری جلسات هیات دولت- سر تیم خبری جلسات بیت رهبری- سر تیم خبری سفرهای هیات دولت- عضو تیم خبری سفرهای رهبری- یکی‌ از عکاسان پروژه محرمانه قرار گاه سازندگی خاتم الانبیا در سایت ( قرب نوح )- همکار در برنامه‌های مختلف با عناوین دیگر چون : مشاور ؛ یکی‌ از کارگردانان هنری ؛مشاور مجری طرح ؛ نماینده حراست ؛ ناظر کیفی و پخش و ... **- عضو شورای عالی‌ تحقیق و مبارزه با مواد مخدر در وزارت کشور - عضو هسته مرکزی گزینش کلّ کشور - دبیر کنگره وزرای شهید هیات دولت در ریاست جمهوری - نماینده بنیاد شهید در ستاد کلّ نیروهای مسلح ( سماجا ) ديگر مسئوليت های پوريا نژاد ويسی از اين قرار است: - همکاری با نشريه گل آقا - همکاری کوتاه مدت با روزنامه کيهان در سال ۱۳۷۸ - تهيه کننده ی برنامه پرسش و پاسخ با دختران فراری پارک ملت، که از بخش خبری شبکه دوم تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد - سازنده ی اولين فيلم آموزشی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا - دبير کنگره ی وزراء شهيد هيئت دولت - عضويت در گروه تحقيق مبارزه با مواد مخدر استاندری همدان - نماينده ی فرماندار همدان در اولين دوره ی انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در سال ۱۳۷۷ - سازنده ی فيلم مستند آشورا برای معاونت سياسی استانداری همدان - تهيه کننده و مجری برنامه ی خبری با عنوان "دانشجويان انقلاب چرا؟" برای بنياد حفظ آثار ارزشهای دفاع مقدس - مجری صدا و سيمای استان همدان، تهران و کيش در سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۲ - مسئول پيگيری جلسه ی سخنرانی حسين لقمانيان در همدان - يکی از همکاران مطبوعاتی در رابطه با سفر خامنه ای به همدان - مدير بازرگانی روزنامه ی اعتماد در همدان و ...