ما نیمی از جمعیت ایرانیم

0
160

زنان در گذشته فاقد نقش های اجتماعی وهویت وفعالیت برابر با مردان بودند و بیشتر در چارچوب نقش های رایج سنتی به مانند مادری و همسری در جامعه پذیرفته شده بودند.در زمان سلطنت رضا شاه کبیرو شروع روند مدرنیزه شدن جامعه،روشنفکران به این باور رسیدند که از مهمترین دلایل عقب ماندگی جامعه ایران،توسعه نیافته گی و عدم حضور نیمی از جمعیت،یعنی زنان جامعه است و به همت رضا شاه تلاش گسترده ای در تربیت و توسعه زنان و کشاندن آنان از پستوی خانه ها به فضاهای اجتماعی صورت گرفت.تاسیس مدارس و انجمن های زنان و نشریات ویژه ،شروع یک مبارزه فرهنگی برای این هف بودو سعی شد زنان به شرایطی دست یابند که بتوانند برای احقاق حقوقشان تلاش کنند.علی رغم تلاشهای فراوان به دلیل وجود موانع سنتی مذهبی توفیق چندانی حاصل نشد وعاملین در پاره ای از موارد مجبور شدند به زور و خشونت متوسل شوند.درزمان محمد رضاشاه فقید هم تلاشهای بسیاری برای تحقق حقوق زنان صورت گرفت، در این دوران برای نخستین بار زنان حق رأی و نامزدی در انتخابات را به دست آوردند. جذب و آموزش زنان از طریق سپاه سه گانه بهداشت و دانش وترویج و آبادانی و اعزام آنان به تمامی مناطق ایران ازجمله مناطق محروم،کمک شایانی بود برای ایجاد یک پایگاه اجتماعی مستحکم و معرفی زنان به عنوان نیروی بالفعلی که در توسعه جامعه نقش مهمی ایفا می نمودند. اولین وکلای زن در مجلس شورای ملی ایران در سال ۱۳۴۲ در انتخابات سراسری رای آوردند و به مجلس راه یافتند ،سازمان زنان ایران تشکیل شد. بهبود شرایط به سرعت برای حضور زنان در همه عرصه های اجتماع انجام گرفت و ما در آن دوره شاهد حضور فعال زنان و بهبود قوانین به نفع زنان خصوصا در مورد لایحه حمایت از خانواده وتسهیلات آموزش و اعزام دانشجویان دختر و… هستیم که حرکتی جهت دار به سمت پیشرفت زنان و اصلاح قوانین به سود زنان بود،هجده نماینده زن مجلس،سه معاون وزیر،بیست وهشت وکیل زن،هفت زن عضو هیات مدیره حزب رستاخیز،دو وزیر زن ، فَرُّخ‌رو پارسای وزیر آموزش و پرورش ایران و مهناز افخمی وزیر مشاور در امور زنان و تعداد زیادی از زنان در عرصه های مدیریتی که تعدادشان هر روزرو به افزایش بود . در سال ۱۳۲۸ حدود ۸٪ زنان باسواد بودند، در سال ۱۳۴۵ ۱۸٪ باسوادی دیده می‌شد و در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۶٪ زنان ایران باسواد بودند ، ۹٪ زنان روستایی توانایی خواندن و نوشتن داشتند و حدود ۵۰٪ از زنان شهری. در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۵٪ دانشجویان موسسه‌های آموزش عالی را زنان تشکیل می‌دادند، در سال ۱۳۵۴ ۲۹٪ و در سال ۱۳۵۷ حدود ۳۸درصد دانشجویان دانشگاه‌های ایران زنان بودند طبق آمارهای سال ۱۳۵۱ بیش از چهار میلیون زن رسما در ایران و در تمامی عرصه ها و گام به گام مردان ،شاغل بودند و جامعه در حال فهم و پذیرش زن به عنوان یک فرد مستقل ودارای توانایی های برابر با مردان بود.با وقوع شورش سال هزار وسیصد وپنجاه هفت ،متاسفانه تمام تلاش های قبلی برای تحقق حقوق زنان در دست انداز های مرتبط با انقلاب و جنگ و ایدئولوژی فاشیستی حاکم برجامعه به باد رفت و علی رغم وعده های فریبکارانه سران شورش ،ابتدایی ترین حقوق زنان از آنان سلب و شرایط و قوانین قرون وسطایی بر زنان حاکم شد به طوری که حتی حق پوشش اختیاری نیزاز زنان سلب گردید ،تمام اطلاعات فوق زنگ خطر و نشان دهنده وضعیت هشدار در رابطه با مسئله زنان می باشد.آنچه که بسیار قابل تامل است قوانین مرتبط با زنان می باشد که در مجلس شورای اسلامی در این سالها تصویب گردیده است.

در اولین دور مجلس به ریاست اقای اکبر هاشمی بهرمانی(رفسنجانی)،در سالهای ۱۳۵۹ تا۱۳۶۳ در برابر ۳۲۳ مرد تنها چهار زن از حوزه انتخابیه تهران به مجلس راه یافتند، مریم بهروزی(دختر یکی از مریدان ایت الله کاشانی) ، گوهرالشریعه دستغیب (،از خاندان دستغیب شیرازی و مادرزن مصطفی معین وزیر علوم دولت هاشمی و خاتمی ) عاتقه صدیقی (رجایی ،همسراولین ریاست جمهوری بعد ازانقلاب) و اعظم طالقانی(دخترآیت الهل طالقانی) ،اولین نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی از میان ۳۲۷ نماینده بودند.مجلس اول، در دوران بحران سیاسی کشور تشکیل شد. تعدد بحران‌هایی نظیر جنگ،انحلال مجلسین قبلی وبرخی حرکت های سازمان مجاهدین خلق،چپ ها،پیکار،جبهه ملی ها و سایر گروه های انزمان علی الخصوص در دانشگاهها همچنین با پخش شب نامه ها و روز نامه ها درتلاش برای تغییر نوع حکومت و… و فراگیری‌ این بحران ها باعث شد مسائل زنان حتی برای خود زنان نماینده هم اولویتی نداشته باشد. با این حال، در اواخر دور اول با توجه به شرایط جامعه، طرح حضانت فرزندان ،برای زنانی که همسران‌شان شهید شده یا فوت کرده بودند، مطرح و با دشواری‌های زیاد تصویب شد. اعظم طالقانی هم چندین طرح برای بهتر کردن وضعیت زنان به مجلس ارائه کرد که همه به خاطر مغایرت با قانون اساسی و شرع رد شدند. از جمله این موارد درخواست حقوق برای همسران شهدا به جز حقوقی که به عنوان همسر شهید دریافت می کردند که نهایتا رد وبه تصویب سهمیه ودریافت دفترچه های ویژه جهت خرید از تعاونی ها قناعت شد.

در دور دوم مجلس، به ریاست اقای اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)در سالهای ۱۳۶۳ تا۱۳۶۷،خانمها مرضیه حدیدچی دباغ(همرزم دکترچمران در لبنان و کسی که پیام تاریخی اقای خمینی را به گورباچف تحویل داد) گوهرالشریعه دستغیب ، مریم بهروزی و عاتقه صدیقی ، چهار نماینده زنی بودند در میان ۲۷۴ نماینده به مجلس روانه شدند.در این دوره طرح بیمه زنان بی‌سرپرست مطرح شد که ‌آن هم به دلیل کارشکنی‌ها تصویب نشد، هزینه‌بر بودن و ایجاد بار مالی برای دولت، باعث می‌شد در شرایط آن زمان جامعه ،بعضی‌ها تصویب این قوانین را به صلاح ندانند.مجلس دوم مهر ننگ تصویب قانون مجازات برای بدحجابان را هم بر پیشانی دارد.ازجمله این رفتارهای غیر انسانی میتوان به عملکرد گشت های ثارالله و حزب الها که زیر نظر مستقیم کمیته انقلاب اسلامی بودند وگروههای افراطی انقلابی وگشت های مساجد و نیروهای مذهبی که شاخص ترین انها شخصی به نام ذبیح الله بخشی زاده معروف به حاجی بخشی که در زمان جنگ او به حبیب ابن مظاهر مشهور بود اشاره نمود که وی یکی از عناصر اصلی حزب الله بود که با فروکردن پا یا دست زنانی که استین یا قد شلوارشان چند سانتی متر از حد تعیین شده کوتاهتر بود در درون کیسه های محتوی سوسک یا خار یا پاشیدن اسپری رنگ بر روی خانم ها یاحمله به زنان با باطوم و ضرب و شتم آنان یا بریدن موی زنان و….باعث ایجاد رعب و وحشت می شدند و خودرا امر و عامل اجرای حکم بدون ارجاع به دادگاه می دانستند.این دوره جزو تلخ ترین و تاریک ترین دوره ها برای زنان ایرانی بوده است.

در سومین دوره به ریاست اقایان اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)در دو سال اول ومهدی کروبی در دوسال دوم در سالهای ۱۳۶۷ تا۱۳۷۱هم چهار نماینده زن از میان ۲۷۸ نماینده در مجلس حضور داشتند.، خانمها مرضیه حدیدچی(دباغ) گوهرالشریعه دستغیب ، مریم بهروزی و عاتقه صدیقی. ۳۴‌ طرح در این دوره در مورد زنان، کودکان و خانواده بررسی شد و ۲۷مورد به تصویب رسید. تعدادی از طرح‌ها هم رد یا مسترد شد یا این که مسکوت ماند. این قوانین بیشتر قوانینی بودند که حقوق و مزایا، بیمه و… شهدا و اسرا را به خانواده آن‌ها هم منتقل می‌کرد.

در مجلس چهارم،به ریاست اقای ناطق نوری در سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵به نسبت سه دوره قبل تعداد بیشتری از زنان به مجلس وارد شدند. فخرالتاج امیر شقاقی از هشترود، فاطمه همایون مقدم از آذرشهر، اختر درخشنده از کرمانشاه، ، قدسیه سیدی علوی از مشهد و نفیسه فیاض‌بخش ، منیره نوبخت ، مرضیه وحید دستجردی ، مریم بهروزی و پروین سلیحی از حوزه از تهران به عنوان ۹ زن مجلس چهارم از میان ۲۷۵ نماینده به پارلمان راه یافتند.طرح کمیسیون زنان از سوی نفیسه فیاض‌بخش مطرح شد ، اما نمایندگان آن دوره که از جناح معروف به راست بودند با آن مخالفت کردند. دلیل مخالفت هم این بود که نباید مسئله زنان را از بقیه جدا کرد. کمیسیون زنان و خانواده، در مجلس پنجم تشکیل شد، اما در مجلس ششم در کمیسیون اجتماعی مجلس ادغام و در مجالس هفتم و هشتم به فراکسیون زنان تبدیل شد.

در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی به ریاست علی اکبر ناطق نوری،در فاصله سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ تعداد نمایندگان زن رشد بیشتری پیدا کرد و این بار ۱۴ نماینده زن از میان ۲۷۷ نماینده به مجلس راه یافتند.مرضیه حدیدچی(دباغ) از همدان، الهه راستگو از ملایر، نیره اخوان بیطرف از اصفهان، زهرا پیشگاهی فرد از اصفهان ، قدسیه سیدی علوی از مشهد، مرضیه صدیقی از مشهد، شهربانو امانی از ارومیه و همچنین سهیلا جلودارزاده ، فاطمه رمضان‌زاده ، نفیسه فیاض‌بخش ، فاطمه کروبی ، منیره نوبخت ، مرضیه وحید دستجردی و فائزه هاشمی از تهران در مجلس حضور یافتند ،پوشش متفاوت خانم رفسنجانی خصوصا کفشهای کتانی و روسری رنگی زیر چادر مشکی ازجمله اتفاقات آوانگاردمربوط به زنان این دوره از مجلس بود، ۵۱ طرح و لایحه درباره زنان، خانواده و کودکان به مجلس تقدیم شد که ۳۷مورد به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان رسید. تشکیل کمیسیون ویژه امور زنان و خانواده به ریاست مرضیه وحیدی دستجردی در این دوره انجام شد.ازجمله مهمترین لوایحی که کمیسیون بر روی انها کار می کرد می توان از طرح بررسی مشکلات زنان جانبازان و….یا مسئله تهاجم فرهنگی نام برد.الحاق یک تبصره به قانون خدمت نیمه وقت بانوان و قانون اختصاص تعدادی از دادگاه‌ها به دادگاه خانواده از مصوبات این دوره مجلس بود. طرح به روز کردن مهریه هم در این دوره به تصویب نهایی رسید. در مجلس پنجم با تصویب قانون الحاق یک تبصره به ماده (۴۲) آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی، کمیسیون زنان، جوانان و خانواده به کمیسیون‌های مجلس اضافه شد. تا سال آخر دوره پنجم نیز این کمیسیون فعالیت داشت. در جلسه ۲۵۹ دوره پنجم مجلس، کمیسیون امور جوانان و خانواده حذف و در کمیسیون فرهنگی مجلس ادغام شد و از کمیسیون به کمیته زنان، جوانان و امور خانواده تبدیل شد. در طول سه سال عمر این کمیسیون، به ترتیب مرضیه وحیددستجردی و منیره نوبخت رئیس و مخبر این کمیسیون بودند.

در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به ریاست مهدی کروبی در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا۱۳۸۳نیز ۱۳ نماینده زن از ۲۹۷ نماینده به پارلمان راه یافتند.

شهربانو امانی از ارومیه، سیده فاطمه خاتمی ازمشهد ، طاهره رضازاده از شیراز، حمیده عدالت از دشتستان، اکرم مصوری منش از اصفهان، اعظم ناصری‌پور از اسلام آباد غرب و مهرانگیز مروتی از خلخال و سهیلا جلودار‌زاده ، فاطمه حقیقت‌جو ،فاطمه راکعی ، وحیده علائی طالقانی ، جمیله کدیور و الهه کولایی از تهران برای نمایندگی در دوره ششم انتخاب شدند. واغلب از جناح اصلاح‌طلب بودند .پوشش های متفاوت با قبل، نمایندگان این دوره را از بقیه دوره ای قبلی متمایز کرد.اتفاق ویژه این دوره حضورخانم الهه کولایی بدون پوشش چادر در صحن مجلس که علی رغم مخالفت های گسترده نمایندگان از موضعش عقب نشینی نکردوبا روسری سپیدوبدون پوشش چادر به انجام وظیفه ادامه داد واز جمله اولین تذکر دهندگان ایشان ،هیت رییسه مجلس وحجت السلام حسینی(مجری برنامه اخلاق در خانواده آنزمان) ازنمایندگان تهران بودند.الحاق ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که یک معاهده بین‌المللی است و در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت وپر اهمیت ترین معاهده ملل متحد در مورد تبعیض جنسیتی است ، مهم‌ترین مصوبه فراکسیون زنان مجلس ششم بود که با مخالفت جدی مراجع تقلید مواجه شد. هرچند در ‌‌نهایت بعد از فعل و انفعالاتی ماده واحده این لایحه به تصویب مجلس رسید، اما زمانی که این مصوبه برای رسیدگی به شورای نگهبان رفت، اعضای این نهاد،اقایان احمد جنتی ، محمد امامی کاشانی،محمد مؤمن قمی،غلامرضا رضوانی،ابوالقاسم خزعلی وسید محمود هاشمی شاهرودی،آن را با اصل۹ قانون اساسی و ضروریات اسلام مانند ارث، قصاص، دیه، طلاق، شهادت، سن بلوغ، حجاب و تعدد زوجات در تعارض دانست و آن را رد کردند.

بازبینی‌ قانون‌ ممنوعیت اعزام‌ دانشجویان‌ دختر به‌ خارج‌ از کشور، طرح دیگری بود که شورای‌ نگهبان‌ آن را به‌ دلیل‌ بارز نبودن حکم شرع در مورد اذن ولی یا قیم قانونی، غیر شرعی‌ دانست‌ و به‌ مجلس‌ پس‌ فرستاد. اصلاح قانون طلاق، قانون عسر و حرج، افزایش سن حضانت کودکان، اهدای جنین، پرداخت نفقه و اجرت‌المثل به زنان، برابری دیه زن و مرد، تابعیت زنان، طرح‌های سقط‌ درمانی، سن رشد دختران و آموزش اجباری پیش از ازدواج از دیگر مصوبات فراکسیون زنان در مجلس ششم بود.

در مجلس هفتم به ریاست غلامعلی حداد عادل در سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ تعداد نمایندگان زن همانند مجلس ششم ۱۳نفر بود که مردم از بین ۲۹۴ نماینده آنها را انتخاب کرده بودند. ۱۲‌نماینده زن به جناح محافظه‌کار تعلق داشتند. فاطمه آجرلو از کرج، نیره اخوان از اصفهان، رفعت بیات از زنجان، هاجر تحریری نیک صفت از رشت، عشرت شایق از تبریز، عفت شریعتی از مشهد و مهرانگیز مروتی از خلخال و همچنین فاطمه آلیا ، لاله افتخاری ، الهام امین‌زاده ، فاطمه رهبر ، سهیلا جلودارزاده و نفیسه فیاض‌بخش از تهران۱۳ نماینده زن مجلس هفتم بودند که در عمل در چهار سال حضورشان در مجلس، فراکسیون زنان چندان فعال نبود. لایحه مناقشه‌برانگیز حمایت از خانواده که در کنار دیگر مسائل، به مرد‌ها اجازه می‌داد بدون رضایت همسر اول‌شان، ازدواج مجدد داشته باشند، در مجلس هفتم، در واقع از سوی دولت، قوه قضاییه و دفتر ریاست جمهوری ارائه شد.

در مجلس هشتم به ریاست علی اردشیر لاریجانی و در فاصله سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۰ تعداد نمایندگان زن ریزش پیدا کرد و به هشت نفر از بین ۲۸۸ نماینده تقلیل پیدا کرد.فاطمه آجرلو از کرج، نیره اخوان از اصفهان، عفت شریعتی از مشهد و همچنین فاطمه آلیا ، لاله افتخاری ، زهره الهیان ، فاطمه رهبر و طیبه صفایی از تهران، هشت نماینده زن مجلس هشتم بودند.مجلس هشتم در حال تصویب لایحه حمایت از خانواده بود. موادی از این لایحه که مربوط به ثبت ازدواج موقت، شرایط ازدواج مجدد و مالیات بر مهریه ، قوانینی که ارث زن از اموال همسر و عدم انتقال تابعیت زنان ایرانی به فرزندان حاصل از ازدواج با مردان خارجی را مشخص می کرد، از قوانینی هستند که در مجلس هشتم به تصویب رسیده است.زنان این دوره به دلیل تصویب چنین قوانینی ،ناکارمدی خود را به وضوح به نمایش گذاشتند.زنان در مجلس هفتم و مجلس هشتم به وضوح گرایش‌های مردسالارانه داشته‌اند. نمایندگان این دوره حتی بررسی و تصویب لایحه حمایت از خانواده را تحول بزرگی در حوزه زنان و خانواده می‌دانستند. عملکرد آن‌ها نشان می‌دهد هیچ‌کدام دربرابر نابرابری‌های جنسیتی اقدامی نکرده‌اند و حتی از طرح‌هایی مانند تعدد زوجات حمایت کرده‌اند. حمایت این نمایندگان از طرح‌های مربوط به جداسازی و تفکیک جنسیتی کامل در محیط های کارنیز آشکار بوده است. در هشتمین دوره مجلس، فراکسیون زنان با هشت عضو، حاضر شد.اعضای آن خانمها فاطمه آجرلو، عفت شریعتی، زهره الهیان، فاطمه آلیا، فاطمه رهبر، لاله افتخاری (مخبر)، نیره اخوان‌بی‌طرف (نایب رئیس)، طیبه صفایی (رئیس) بودند.

در مجلس نهم به ریاست علی اردشیر لاریجانی از سال ۱۳۹۱ تا به امروز نیز تعداد نمایندگان زن تنها ۹ نفر از ۲۸۸ نماینده بود.مهناز بهمنی از سراب، شهلا میرگلو بیات از ساوه و زرندیه، نیره اخوان بیطرف از اصفهان، حلیمه عالی از زابل و زهک، سکینه عمرانی از سمیرم و فاطمه آلیا، فاطمه رهبر، زهره طبیب زاده نوری و لاله افتخاری از تهران برای حضور در پارلمان راهی بهارستان شدند. اعضای فراکسیون زنان در این دوره ،خانمها حلیمه عالی، مهناز بهمنی، نیره اخوان‌بی‌طرف، سکینه عمرانی، لاله افتخاری (مخبر)، شهلا میرگلوبیات (نایب رئیس)، فاطمه رهبر (رئیس) میباشند.رفتارها و اظهار نظر های زن ستیزانه این افراد ،مشخص می کند اینها نیز چون سلف خویش یعنی نمایندگان زن دوره های قبل نه تنها قرار نیست کاری در رابطه با احقاق حقوق زنان و بهبود وضعیت آنان انجام دهند بلکه شرایط را برای زنان دشوارتر خواهند کرد.ازجمله اظهارات خانم سکینه عمرانی نماینده سمیرم در رابطه با خواست زنان برای تماشای مسابقات در ورزشگاهها که در مصاحبه ای خبری اظهار کرده بودند هیچ لزومی ندارد خانم‌ها به ورزشگاه بروند، اگر هم خیلی مشتاق دیدن مسابقه هستند در خانه ببینند. یا اظهارات شگفتی برانگیزخانم آلیا دیگر نماینده این دوره ومنتخب مردم تهران مبنی بر اینکه کار زن بچه‌دارشدن و تربیت فرزند و شوهرداری است نه دیدن مسابقه والیبال ، یاگفته دیگرشان در رابطه با مصادیق خشونت علیه زنان،به خوبی نوع موضع گیری این افراد را بیان می کند.و این سوال را در ذهن شنونده طرح می نماید که ایا زنانی که وظیفه نمایندگی زنان کشور را برعهده دارند از سلامت عقل و استقلال رای و دانش وتجربه کافی در این مورد بهره مند هستند؟

پس از شورش سال پنجاه وهفت،وضعیت زنان هر روز نسبت به قبل در حال پسرفت بوده است.به دلیل حاکمیت ایدئولوژی اسلامی،زنان دوباره در قالب نقشهای سنتی و دین پسند و نه به عنوان یک انسان مستقل برابر با مردان،مورد توجه قرار گرفتند و دوباره زنان هرچه را در طول سالها کسب کرده بودند به کل از دست دادند.حاکمان درجامعه مبتنی برایدئولوژی فاشیستی و قوانین مرد سالار تماما در تلاشند زن و توانایی هایش را علی رغم موفقیت های بیشمارزنان در طول این سالها ،کم اهمیت جلوه داده و به سمت نقش مذهب وسنت پسند ،هل دهند.زنان از همان ابتدای انقلاب اسلامی از عرصه موسیقی حذف شدند و در عرصه ورزش با موانع بسیار، حرکت زنان کند شد. تفکیک جنسیتی در دانشگاه و سهمیه بندی جنسیتی ،به این ترتیب هزاران متقاضی ورود به دانشگاه در سال تحصیلی ۹۱-۹۲، با بی‌سابقه‌ترین سهمیه‌بندی جنسیتی در برخی رشته‌ها مواجه شدند و حق تحصیل از دختران ایرانی در ۷۷ رشته کار‌شناسی در ۳۶ دانشگاه دولتی ایران سلب شد. این ممانعت از حضور زنان در برخی از رشته های دانشگاهی، فشار برای حجاب دختران در دانشگاه ها و تغییر در محتوای درسی برای اسلامی کردن برخی رشته های علوم انسانی یا تهدید به کنار گذاشتن آنها از جمله مطالعات زنان، ،قوانین مربوط به شرایط خروج زن از کشور ،همچنین سایر قوانین به ظاهر به نفع زنان و در باطن کم رنگ کننده نقش زنان از قبیل دورکاری یا افزایش مرخصی زایمان همه و همه شرایط را به سمت حذف سیستماتیک زنان از عرصه فعالیت های اجتماعی و اقتصادی پیش میبرد.

چرا؟حکومت اسلامی به چه دلیل چنین اصرار به محدود کردن زنان دارد؟آیا پس از سی و شش سال سرکوب زنان ،زن ستیزی وتحمیل قوانین انسان ستیزبرزنان در ایران،زنان جامعه خواهند توانست در قالب نیمی از جمعیت ایران و به عنوان قدرتمندترین گروه اجتماعی برای مبارزه با بنیادگرایی و فاشیسم دینی سازماندهی شوند؟آیا در این نبرد نابرابر که دولت ایران برای عقب راندن وترساندن زنان دست به هر عمل وحشیانه و غیرانسانی ،نظیر اسید پاشی های سازمان یافته اخیر می زند،زنان خواهند توانست به رسالت خویش یعنی آزادی خود و سرزمینشان دست یابند؟آنچه از سیاست های ۳۶ ساله حکومت اسلامی استنباط می شود این است که این حکومت،زنان ایرانی را به عنوان یکی از قدرتمندترین عوامل سقوط خود می پنداردو به دلیل این اگاهی و هراس ناشی از ان تمام همت خود جهت سرکوب زنان را به کار می گیرد.باشد که این وظیفه خطیر را زنان آزاده ایرانزمین به زودی به انجام رسانند.
پاینده باد ایران
سهیلا زرندی
دسامبر۲۰۱۴