صورت فلکی ماهواره‌های اینترنتی شرکت “اسپیس‌ایکس” موسوم به “استارلینک” ممکن است ابزار شناسایی بشر توسط بیگانگان شود، هر چند ممکن است 800 سال طول بکشد، اما این صورت فلکی می‌تواند موجب شود تا فرازمینیان سرانجام ما را ببینند.

 شرکت “اسپیس‌ایکس”(SpaceX) ممکن است کاری بیش از پرتاب ماهواره‌های اینترنتی “استارلینک”(Starlink) به مدار زمین و تامین اینترنت برای انسان‌ها در هر گوشه از کره زمین انجام دهد و بیگانگان را قادر به دیدن ما کند.

طبق مطالعه جدیدی که برای چاپ در مجله انجمن میان‌سیاره‌ای انگلیس(British Interplanetary Society) پذیرفته شده است، ما انسان‌های حاضر روی کره زمین در حال حاضر برای هر موجود بیگانه احتمالی در فضا قابل مشاهده نیستیم.

با این وجود به لطف شرکت‌های فضایی مانند “اسپیس‌ایکس” با بیشتر و بیشتر شدن فناوری‌های در پرواز و شناور در فضای اطراف زمین، سرانجام ممکن است در معرض دید بیگانگان قرار بگیریم.

هرچند که این تغییر سریع نخواهد بود و همانطور که این مقاله بیان می‌کند، به احتمال زیاد حدود 800 سال طول خواهد کشید تا این اتفاق رخ دهد. به نظر می‌رسد که ماهواره‌های “استارلینک” در صورت ادامه ارسال ماهواره‌ها و استقرار آنها با همین سرعت و نرخ فعلی، ما را برای بیگانگان قابل مشاهده خواهند کرد.

مأموریت “استارلینک” که توسط “ایلان ماسک” موسس و مدیرعامل شرکت “اسپیس‌ایکس” بنا نهاده شده است، شامل ارسال ماهواره‌های ارائه دهنده اینترنت به مدار زمین است تا دور افتاده‌ترین و کورترین نقاط روی زمین هم بتوانند از اینترنت پرسرعت استفاده کنند.

این شرکت در هر پرتاب، معمولاً 60 ماهواره استارلینک را به مدار زمین می‌فرستد. تاکنون 1000 ماهواره استارلینک در مدار زمین قرار دارند و برنامه این شرکت این است که تا سال 2030 حدود 12 هزار ماهواره استارلینک در مدار زمین مسقر کند.

وجود این تعداد از ماهواره‌ها در مدار زمین موجب ایجاد اولین به اصطلاح “اثر فنی”( techno-signature) می‌شود. این “اثر فنی” همان چیزی است که می‌تواند بیگانگان را قادر به کشف انسان‌های روی سیاره زمین کند و به ما اجازه می‌دهد از اعماق فضا قابل مشاهده باشیم.

به گزارش ایسنا و به نقل از آی‌ای، بنابراین به نظر می‌رسد که مأموریت “استارلینک” علاوه بر تأمین اینترنت برای مناطق دورافتاده در زمین، تاثیرات دیگری نیز خواهد داشت که شامل اجازه دادن به بیگانگان احتمالی حاضر در اعماق فضا برای مطلع شدن از وجود ماست. اگرچه با داشتن زمانی حدود 800 سال پیش از رخ دادن این اتفاق، ما وقت زیادی برای فکر کردن به چگونگی خوشامدگویی به آنها داریم.

مقاله قبلیگوهر عشقی: تا این حکومت برقرار باشد راه نجاتی برای مردم نیست
مقاله بعدیتوافق آمریکا و اروپا برای ممانعت از دست‌یابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.