رگ دو خبرنگار ایرانی در حادثه سقوط ایرباس ۴U ۹۵۲۵ در حالی جامعه ورزشی ایران را در بهت فرو برده که این اتفاق می‌توانسته شکل ناگوارتری هم داشته باشد.

میلاد حجت الاسلامی و حسین جوادی روز سه شنبه در حادثه سقوط هواپیمای جرمن وینگز در پرواز بارسلون – دوسلدورف در خاک فرانسه به دیار باقی شتافتند. «گاردین» در گزارشی با اشاره به این اتفاق نوشت:  این در حالی است که  دو خبرنگار دیگر ایرانی از این حادثه جان به سلامت برده‌اند.

پیام یونسی پور و سعید زاهدیان، خبرنگاران روزنامه ایران ورزشی بودند که در اتریش به سر می‌برند و آنها هم قصد داشتند برای تماشای بازی ال کلاسیکو راهی اسپانیا شوند که در آخرین لحظه نظر خود را تغییر داده‌اند.

یونسی پور به گاردین گفت: از دیروز کارم این است که از خودم بپرسم چه اتفاقی رخ داده است. ما می‌توانستیم جزو کشته شدگان باشیم. خدا ما را نجات داد. 

یونسی پور گفته که آن چهار نفر تصمیم گرفتند با هزینه شخصی به تماشای بازی ایران با شیلی در اتریش و ایران با سوئد در استکهلم بروند.

ابتدا قرار بود هر چهار نفر راهی اسپانیا شوند تا بازی ال کلاسیکو بین بارسلونا و رئال مادرید را ببینند اما آن دو به یکباره تصمیم خود را عوض کردند.

یونسی پور گفت: ما تصمیم گرفتیم در وین بمانیم و تمرینات تیم ملی را دنبال کنیم.

وی گفت دوستانش اگر با هواپیمای ارزان قیمت سفر نکرده بودند الان زنده بودند.

به گزارش مهر؛این خبرنگار ایرانی گفت: حقیقت این است که آنها استطاعت مسافرت با پروازهای دیگر را نداشتند چرا که همه ما داوطلبانه و با هزینه شخصی می‌خواستیم این بازی ها را پوشش دهیم. رسانه‌های ایرانی که ما برای آنها کار می‌کنیم ما را به لحاظ مالی پشتیبانی نمی‌کنند.

مقاله قبلیآسان شدن راه رفتن برای معلولان با پاهای مصنوعی جدید
مقاله بعدیهمدردی ژرمن‌ها با خانواده قربانیان ژرمن‌وینگز(به همراه تصاویر)
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.