دستکش دانیل کریگ که در صحنه‌ای از فیلم «اسکای فال» به دست داشت، نزدیک بود میلیون‌ها دلار به این فیلم خسارت بزند.

 فیلم «اسکای فال» محصول ۲۰۱۲ جایگاهی خاص در مجموعه فیلم‌های جیمز باند دارد زیرا بیش از یک میلیارد دلار فروش کرد اما اکنون شایعاتی به گوش می‌رسد که از این حکایت دارد که امکان داشت یک جفت دستکش موجب شود میلیون‌ها دلار حیف و میل شود و خسارت بزرگی به این فیلم وارد کند.

ماجرا از آنجا روشن شده که چارلی لین فیلمساز مستندنگار که مستندهایی از روند تهیه فیلم «اسکای فال» در دست داشت، دو فیلم ویدیویی برای مقایسه در توییتر خود منتشر کرده است.

او گفت ابتدا در یک مهمانی شایعه‌ای از مردی شنید که در این پروژه کار می‌کرد و از آنجا که کمی نمک برای هر کاری بد نیست، او در پی تکمیل این اطلاعات بر آمد و سرانجام آنها را منتشر کرد.

ماجرا از آنجا شروع شد که دانیل کریگ یک جفت دستکش چرمی خریده بود و آنها را روز بعد با خود به محل فیلمبرداری آورد و گفت باند باید در سکانس بعدی این دستکش را به دست داشته باشد.

سم مندس که کارگردانی فیلم را برعهده داشت برای این که بازیگر اصلی‌اش را خوشحال کند با این کار موافقت کرد و آنها سکانس را فیلمبرداری کردند. این همان سکانسی است که باند به کازینو می‌رود و با گروهی از سرسپردگان گروه مقابل مقابله می‌کند.

در هنگام تدوین این سکانس تدوینگران متوجه شدند که باند با پوشیدن این دستکش‌ها، همه سکانس را خراب کرده است.

در واقع یکی از دستیاران تدوین در هنگام تدوین متوجه شد منطقی که در فیلم مطرح بود این بود که دشمن باند نمی‌توانست از تفنگ او برای شلیک استفاده کند، زیرا این تفنگ با اثر انگشت باند فعال می‌شد و یک اسکنر کوچک روی تفنگ این کار را انجام می داد اما این مساله به وجود آمد که وقتی جیمز باند دستکش پوشیده چطور تفنگ می‌تواند اثر دست خود او را دریافت کند؟

حق با این دستیار بود و باید نماهای زیادی از بین می‌رفت و همه این سکانس دوباره فیملبرداری می‌شد و پول زیادی هدر می‌رفت.

به جای فیلمبرداری مجدد، تهیه کنندگان با استفاده از سیستم تصویرسازی دیجیتال تصمیم گرفتند تا دست او را بدون دستکش نشان دهند و کاری کنند که با حقه‌های دیجیتالی این کار عملی شود. به همین دلیل در نماهایی از این سکانس که کلوزآپ دست باند نشان داده می شود، می توان دید دست او چاق‌تر از موارد دیگر است.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس، در نهایت همه چیز به خیر گذشت و بدون هدر رفتن بودجه، مشکل برطرف شد و دوستداران باند شاهد ساخته شدن فیلم «اسپکتر» توسط همین گروه بودند.

مقاله قبلیواردات خودروهای آمریکایی به مناطق آزاد ممنوع شد
مقاله بعدیفداکاری٢ معلم برای نجات ٥٠ دانش‌آموز
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.