یکی از اقشار که مورد هدف‌گذاری دو سازمان امنیتی «اطلاعات سپاه» و «حفاظت اطلاعات سپاه» قرار گرفت، دراویش گنابادی بودند. این قشر مذهبی که غالبا در امور سیاسی دخالتی ندارند، پتانسیل بالایی برای پروژه از پیش ذکر شده دارند. این پتانسیل موجب شده آنان همواره مورد هدف‌گزاری سازمان‌های امنیتی جمهوری اسلامی باشند. برای این منظور «نفوذ» میان آنان و کسب «آتو» یا «گستراندن تورهای فساد مالی و اخلاقی» از اولویت‌های سپاه بوده است.

یکی از افرادی که در میان این قشر مذهبی موجه نفوذ کرده، «امید محمدنژاد» است. وی مسئول «جمع‌آوری پنهان سازمان حفاظت اطلاعات سپاه» (ساحفاسا) است و فعالیت‌های جاسوسی را علیه این قشر مذهبی برای دو سازمان «ساس» و «ساحفاسا» انجام می‌دهد. او تا کنون عامل قلع‌وقمع بسیاری از دراویش گنابادی در قبال مظالم حاکمیت در حق آنان بوده است.

16465547_273429463087319_317422757761515520_n

«امید محمدنژاد» پیش‌تر مدتی در میان کارتل‌های کلان اقتصادی و مدتی نیز در میان هنرمندان نفوذ کرده بود و ارتباط بسیار خوبی با مهره‌ی امنیتی‌ها در میان هنرمندان (محمدرضا شریفی‌نیا) داشته و در دفتر وی نیز تردد می‌کند. وی مدتی در «ساحفاسا» و مدتی دیگر در «اط. نمسا» فعالیت داشته و در زمان انتقال سردار «حسین اشتری» به «اطلاعات ناجا»، با وی به این یگان منتقل شده است. وی مدتی بعد به سازمان اطلاعات سپاه تهران (دوره فرماندهی بیگی) منتقل و مدتی را نیز در آن یگان فعالیت می‌کند. هم‌چنین روابط «محمدنژاد» با جانشین پیشین «ساحفاسا» (سردار طاهری) که اکنون به قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران منتقل شده، بسیار خوب گزارش شده است. وی در «اداره ادیان و فرق» که به صورت موازی با وزارت اطلاعات در سازمان اطلاعات سپاه ایجاد شده، فعالیت می‌کند. مسئولیت این اداره با «محراب حسینی» و جانشینی وی نیز «سرهنگ ثابت» است که مقر آن در بزرگراه یادگار امام واقع شده است.

ywe3955888lpk-small

بر اساس افشاگری آمد نیوز، «محمدنژاد» طی مدتی که با هنرمندان ارتباط داشته، از برخی زنان هنرمند «جمع‌آوری پنهان» انجام داده تا در مواقع حساس، برخی از این زنان از ترس پرونده‌های بعضا اخلاقی، با حاکمیت همراه باشند. پس از آن به میان کارتل‌های اقتصادی «داریوش افراشته»، «علی ترامشلو» و «رسول علاقبندان» نفوذ داده شد تا از این کارتل‌ها نیز «جمع‌آوری پنهان اطلاعاتی» انجام داده و در اختیار ساس، قرار دهد. به طور مثال وی برای «داریوش افراشته» و «رسول علاقبندان» ۴۰ صفحه گزارش و اسناد به همراه ۴ ساعت فیلم به سازمان اطلاعات سپاه ارائه داد.

«محمدنژاد» هم‌چنین از سوی «ساحفاسا» و «ساس»، مسئول زد و بند مالی با کارتل‌های اقتصادی طرف قرارداد با قرارگاه خاتم‌الانبیاء شد و برای دکتر هوشمند و سردار عبداللهی، باج‌گیری اقتصادی می‌کرد. وی در ازای بخشی از این خدمات به مجموعه‌ی امنیتی سپاه، یک باب واحد مسکونی ۲۳۵ متری در مهرشهر کرج، چهار بانده از «قرارگاه اقتصادی حراء» (زیر مجموعه قرارگاه خاتم) هدیه گرفت. ارزش این ملک مسکونی یک میلیارد و دویست میلیون تومان است.
«امید محمدنژاد» هم‌چنین روابط نزدیک اقتصادی با «حمزه» و «حمید» دو تن از فرزندان سردار سیدیحیی رحیم‌صفوی دارد اما از آن سو، گزارش فعالیت آنان را نیز به «ساحفاسا» به طور مرتب ارسال می‌کند.

این خبر توسط خبرنامه ملّی ایرانیان تکمیل خواهدشد..

مقاله قبلیرونمایی از سکه جدید ۵ هزار ریالی
مقاله بعدیواکنش اینستاگرامی رئیسی پس از تایید صحت انتخابات
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.