« لوک دو بروشه » مفسر روزنامه فرانسوی « لوپونن »: اکنون برجام بیش از پیش به یک بازی فریبکارانه شباهت دارد!! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
98

«برنامه جامع اقدام مشترک» یا همان برجام، که سالهاست بیشتر سیاستمداران جهان را، به پیگیری رویدادهای مربوط به خودش سر کار گذاشته است. سیاست، یا بهتر است بگوئی رندی برون از اندازه آخوندهای حاکم بر ایران است؛ که تا به این وسیله، سر همگی دولتمردان و ملت های ممالک دیگر در دنیا را به خود مشغول داشته باشد. تا کسی نداند و نپرسد: که این مجموعه جهنمی جنایتکار و قدرت پرست، چگونه همه حواس و اندیشه ساکنان این گیتی پهناور را به این مقوله مشغول کرده است؟ تا با فراغ بال و آسودگی خیال، هر کاری که ایشان را بیش از پیش به ثروت فراوان و قدرت زیادتر برساند را انجام بدهند؛ و سپس، بعد از مدتی که « آب ها از آسیاب ها افتادند » ؛ تمامی جهانیان را، با بهت و حیرت و تعجب فراوان، در جریان سایر پیشرفت های باور نکردنی خودشان در زمینه موضوعات مربوط به هوا و فضا قرار بدهند!

در ارتباط با توافق گروه پنج به علاوه یک با نمایندگان جمهوری خبیث ملاها، بر سر فعالیت های اتمی ایشان، که سالیان سال به طول انجامید. بیش از خود سران دروغپرداز رژیم منفور آخوندی در این رابطه، مسلمان خشکه مقدس و هم پالکی سیاستمدارشان! پرزیدنت باراک حسین اوباما رئیس جمهور دموکرات وقت در ایالات متحده آمریکا، و هم حزبی های وی که می خواستند؛ به ثمر رسیدن چنین افتخار بزرگی را به حود و حزب حاکم خویش در آمریکا نسبت بدهند. به طور پنهانی و غیر مستقیم، رل اساسی را ایفا نمودند. تا جائی که اروپائیان شرکت کننده در مذاکرات هسته ای با جمهوری آخوندی در ایران را نیز فریفتند؛ که با تمامی محتویات برجام که مفصل در باره آن گفتگو نموده بودند به توافق اجمالی در این زمینه برسند!

هنوز جوهر و مرکب امضاهای شان در این باره بر روی سند مربوطه خشک نشده بود؛ که کم و بیش خبرهای جدیدتری، از احداث سایر نیروگاه های زیرزمینی اتمی جمهری پلید اسلامی به همه جا درز نمودند؛ که چنین فعالیت هائی توسط رژیم ملاها در ایران، همچنان در حال توسعه و رشدی فزاینده می باشند؛ که اگر آژانس بین المللی انرژی اتمی جلوی شان را نگیرد؟ در فرصت زمانی محدودی، جمهوری اسلامی در ایران قادر خواهد بود؛ که موشک های دارای امکان حمل کلاهک های اتمی اش را، به تعداد مورد نظرش بسازد و آماده پرتاب شدن به مقصد بکند. تا با فرستادن آنها به سوی کشور کوچک اسرائیل، و تهدید نمودن ایشان به « پاک کردن نام و نقشه این سرزمین یهودی نشین در منطقه از روی نقشه جهان، خطری مضاعف و بدون پیش بینی را، برای سایر ممالک دنیا به خصوص همسایگان ایران نیز رقم بزنند!

شاید گه برخی از ایرانیان، از چگونگی خطرات فراگیر رژیم حاکم بر دیارشان غافل باشند؛ و چیزی در این خصوص ندانند‍. اما بدون کم ترین شک و شبهه ای، غربی ها مخصوصا کارشناسان بین المللی در این راطه بسیار می دانند؛ و از عواقب خطرناک آن برای مردم دنیا و به ویژه خود ملت دربند ایران آگاهی های فراوانی را دارند. آقای « لوک دو بروشه » مفسر سیاسی روزنانه فرانسوی « لوپونن » ، بسیار دقیق به این امر پرداخته، و این مصیبت عظیم قرن را،( حاکمیت جنایت پیشه جمهوری ننگین و قدرت پرست آخوندها در این زمانه را)، به < بینندگان سراب به جای آب > تشبیه نموده و به جهانیان گفته است: « به دام رژیم فریبکار ملاها نیفتید. » !

سخن سنجیده او ( لوک دو بروشه ) دور از حقیقت نیست. تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده در سوم نوامبر سال گذشته، آخوندها و مخصوصا سرداران زیاده طلب سپاه پاسداران انقلاب مخوف اسلامی، در پندارهای سراسر غلط خودشان بر این اندیشه بودند؛ که با برکناری حزب جمهوریخواه در آمریکا، و روی کار آمدن حزب دموکرات( حزبی که در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر ملعون در این کشور، موجبات فروپاشی حکومت خدمتگرار پادشاهی پهلوی را رقم زدند؛ و حاکمیت دیکتاتوری آخوندی را بر سر کار آوردند.)، دوباره یک باراک حسین اوبامای دیگر بر سر قدرت می آید؛ و مانند زمان پیش از به توافق رسیدن برنامه جامع اقدام مشترک(برجام)، باز هم دموکرات ها به دادشان خواهند رسید؛ و ضمن ارسال مبالغ هنگفتی دلار برای ملاهای حاکم بر ایران، جهت ادامه دادن ایشان به فعالیت های اتمی شان، خواهند توانست از کمک های غیر مستقیم دموکرات ها نیز برخوردار بشوند!

« زهی خیال باطل »!! سران قدرت پرست رژیم واپسگرای اسلامی در ایران می پنداشتند؛ با برنده شدن حزب دموکرات در آمریکا، دست شان کاملا باز می شود و خواهند توانست؛ ضمن رها شدن از قید تحریم هائی که پرزیدنت ترامپ برای شان تدارک دید. می توانند به این امر هم دلخوش باشند؛ که از این پس نیز هر کاری که دل شان بخواهد را می توانند انجام بدهند. غافل از آن که، همکاران و مشاوران جو بایدن، حواس شان بیش از خود رئیس جمهورشان جمع است؛ و این نکته را در همین اوائل کارشان مد نظر خویش دارند؛ که عملکردهای سران خودکامه رژیم ملاها در ایران کنونی را، با دقت بسیار و کاملا موشکافانه زیر نظر داشته باشند؛ که بیش از این به گستاخی های ضد بشری خودشان، نه فقط در رابطه با ملت ایران، بلکه با دولت ها و ملت های سایر نقاط گیتی در سراسر این جهان بزرگ، زیر کنترل همیشگی خود قرار بدهند. تا دست از پا خطا نکنند!

نشریه « پولیتیکو » هم در این زمینه، میخ محکم تری را بر تابوت جمهوری پلید آخوندهای جنایتکار کوبیده و نوشته است: « اعضای کنگره آمریکا در اغلب موارد، با لغو تحریم های رژیم ایران مخالفت خواهند کرد؛ و دولت بایدن در این زمینه، آزادی عمل و قدرت چندانی ندارد. این منبع کمی هم جلوتر رفته و گفته است: « دست بایدن برای لغو تحریم ها بسته است؛ و عملا بازگشت به برجام، احتمالا در حرف آسان تر است تا در عمل » !!

محترم مومنی

مطلب قبلیننگین ترین قرارداد (ساخت و پاخت) تاریخ آمریکا؛ جمهوریت و حکومت سولار خط قرمزماست، برای هر “دموکراسی” دکتر کاوه احمدی علی آبادی
مطلب بعدیفیلترینگ در ایران هزینه اینترنت را برای مردم دو برابر کرده است
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.