لوموند در تازه‌ترین شماره خود دو صفحه کامل به دو سینماگر ایرانی اختصاص داده که عنوان آن “از جعفر پناهی تا اصغر فرهادی، یک جلوه در دو نگاه” است.

  این روزنامه می‌نویسد. هر دو کارگردان خرس طلایی برلین را دریافت کرده‌اند و امروز هر دو بر روی دیوارهای پاریس حضور دارند؛ پناهی با نمایش مجموعه اثار و نمایشگاه عکس در پمپیدو و فرهادی به مناسبت نمایش فیلم فروشنده که در کن هم نمایش داده شد و جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.

در ادامه این مطلب امده است : پس از مرگ عباس کیارستمی خواه ناخواه این دو نماینده سینمای کشورشان در فضای سینمای جهان هستند. اما این دو باتفاوتها ی عمده‌ای با یکدیگر  پرچمدار این سینما هستند فیلم فروشنده به عنوان نماینده سینمای ایران به کمیته اسکار معرفی  شده است. فروشنده در ایران  یک میلیون و دویست هزار نفر بیننده فقط  در سینماهای تهران داشته است .

به گزارش ایلنا، پناهی نیز باوجود برخی محدودیتها به موفقیت‌های زیادی دست یافته است .تضادها و تشابهات وضعیت این دو فیلمساز بیانگر وضعیت استثنایی سرزمین حاصل خیز سینمایی ایران بعد از  انقلاب 57 است.

مقاله قبلیصادق لاریجانی خطاب به حسن روحانی: برادر شما بارها خودتان خواستار توقیف رسانه‌ها شده‌اید
مقاله بعدیطرح جدید AFC و سکوت فدراسیون فوتبال ایران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.