با اقبال از فیلم «لبه اره آهن‌بری» که قرار است با حضور مل گیبسون ساخته شود، بازار فروش امتیازهای پخش این فیلم در جشنواره برلین داغ است.

 این فیلم که درامی درباره جنگ جهانی دوم است با بازی اندرو گارفیلد و با بازگشت مل گیبسون به صندلی کارگردانی شکل می‌گیرد. گیبسون که از فیلم «آخرالزمان» در سال 2006 فیلمی را کارگردانی نکرده است، با این فیلم بار دیگر در قالب یک کارگردان به سینما باز می‌گردد.

این پروژه در جشنواره فیلم برلین با سر و صدای زیادی روبه‌رو شد و تقاضای زیادی برای خرید امتیازهای آن به وجود آمد. خرید امتیاز این فیلم در بازارهای جهانی، در آمریکای شمالی و اروپا با اقبال زیاد کمپانی‌های مختلف روبه رو شد.

این فیلم قرار است با سرمایه 45 میلیون دلاری ساخته شود و در آن اندرو گارفیلد در نقش اصلی بازی می‌کند. این درام زندگی شخصیتی واقعی به نام دزموند تی.داس را تصویر می‌کند که به عنوان اولین آمریکایی در تاریخ جنگ این کشور مدال افتخار دریافت کرد که به دلایل مذهبی حاضر به حمل اسلحه و کشتن کسی نبود.

او موفق شد با نجات جان 75 نفر که در نبرد اوکیناوا گیر افتاده بودند، نام خود را در تاریخ ثبت کند و به قهرمان بدل شود. او توانست تا نزدیک خطوط اصلی دشمن پیش برود و زخمی‌ها را از این منطقه خارج کند. داس با ترکش یک نارنجک زخمی شد و بعد یک تک تیرانداز به او شلیک کرد.

با وجود داستان آمریکایی این فیلم، تاکنون امتیاز نمایش آن برای آلمان، اسپانیا، کره و آمریکای لاتین فروخته شده است. موفقیت فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» بدون شک یکی از عواملی است که کمپانی‌ها به خرید فیلمی با قهرمانی از جنگ جهانی، اقبال نشان داده‌اند.

در جشنواره برلین بازار خرید و فروش داغ است و لایونزگیت 7 میلیون دلار نیز برای به دست آوردن امتیاز مالیکت «مطلق» درامی با بازی جولین مور و الن پیج پرداخت کرده است. «برود گرین پیکچرز» نیز با پرداخت 6.5 میلیون دلار امتیاز فروش چند فیلم از ترنس مالیک از جمله «شوالیه جام‌ها»  را که در بخش رقابتی نیز حضور دارد، به دست آورد.

ساخت«لبه اره آهن‌بری» بیش از 13 سال مطرح بود و سرانجام با همکاری دو کمپانی پرموت و مکانیک ساخته شدن آن در پاییز 2014 قطعی شد. فیلمنامه این فیلم را رابرت شنکان و راندال والاس نوشته‌اند. این فیلم اکنون در مرحله پیش تولید است و اکران آن برای سال 2016 در نظر گرفته شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، دزموند داس که در سال 1919 متولد شده بود، سال 2006 درگذشت.

مقاله قبلیکشته شدن یک کاسبکار در قشم با شلیک گلوله نیروهای انتظامی
مقاله بعدیقطار جشنواره سی و سوم به ایستگاه پایانی رسید
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.