هیولای نیرومند هارلی دیویدسون هم وارد عرصه موتورسیکلت‌های الکتریکی شد. لایووایر، نخستین هارلی دیویدسون الکتریکی از موتور ۷۴ اسب‌بخاری سود می‌برد و ۸۵ کیلومتر برد دارد.

عشق موتورسیکلت داشته باشید یا نه، موتورسیکلت باز باشید یا نباشید بدون شک هارلی دیویدسون را می شناسید. کم تر کسی است که هیولا های نیرومند هارلی دیویدسون را نشناسد. اما چه کسی تصور می کرد روزی این کمپانی آمریکایی که از سال ها پیش مورد توجه ویژه هیپی ها قرار گرفته بود، به ساخت موتورسیکلت های الکتریکی علاقه مند شود.

پروزه نخستین موتورسیکلت الکتریکی هارلی دیویدسون به نام LiveWire رسما رونمایی شد. ایده ساخت یک هارلی دیویدسون الکتریکی سال گذشته توسط متیو لواتیچ، در سخنرانی جشن صد و دهمین سالگرد فعالیت کمپانی مطرح شد.

او که مدیرعامل هارلی دیویدسون است بارها با این سوال روبرو شده که آیا کمپانی گرایشی به ساخت موتورسیکلت های الکتریکی دارد یا نه. او در این سخنرانی اعلام کرد دامنه فعالیت کمپانی بسیار گسترده است بنابراین این چالش هیجان انگیز را نیز با آغوش باز می پذیرد. مهندسین هارلی با این ایده به خوبی ارتباط برقرار کرده اند و از ابتدا کنجکاو بوده اند که یک هارلی دیویدسون الکتریکی چه حس، چه ظاهر و صدایی خواهد داشت.

منبع تامین نیروی LiveWire از یک موتور 3 فاز الکتریکی AC تشکیل می شود که 74 اسب بخار (55 کیلو وات) و حداکثر دور موتور 8000 دور در دقیقه تولید می‌کند. بیشینه گشتاور ۷۰.۵ نیوتن متر است. حداکثر سرعت این موتورسیکلت 148 کیلومتربر ساعت است و شتاب‌گیری صفر تا صد کیلومتر بر ساعت آن 4 ثانیه طول می کشد. شارژ کامل حدود ۳.۵ ساعت طول می کشد و با هر دور شارژ کامل LiveWire می تواند 85 کیلومتر را پشت سر بگذارد.

LiveWire جدید در یک تور در آمریکا به گردش درآمد و بسیاری علاقه مندان شانس آن را داشتند تا با آن سواری کنند. این تور در سال میلادی آینده به کانادا و اروپا نیز خواهد رفت. در حال حاضر LiveWire برای فروش عرضه نمی شود و صرفا بازخورد عموم در تور مورد بررسی قرار می گیرد. در آینده مشخص خواهد شد LiveWire به مرحله تولید می رسد یا خیر. کمپانی تاکید دارد واکنش عموم نقش اساسی در تولید LiveWire دارد. آن ها این پروژه را نمونه دیگری از مشارکت سرنوشت ساز مردم در تاریخ کمپانی می دانند.

به گفته کمپانی LiveWire میراث فراموش نشدنی برند را با آخرین فن آوری ها ترکیب می کند تا تعبیر تازه ای از حس، ظاهر و صدای رعب آور هارلی دیویدسون ارائه کند. در این مدل سرعت، شتاب و هیجان علاوه بر صدای جدید وعده داده شده است. کسانی که مایلند سواری با LiveWire را تجربه کنند اما گواهینامه موتورسیکلت ندارند می توانند از در تجربه شبیه سازی شده از آن را به نام JumpStart شرکت کنند.

مقاله قبلیجانی دپ درگیر یک ماجرای جنایی شد
مقاله بعدیبازداشت نوکیشان مسیحی در شهر انزلی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.