بازیگر نامزد اسکار فیلمی درباره وودرو ویلسن یکی از روسای جمهور آمریکا تهیه می‌کند و قرار است خودش هم در فیلم بازی کند.

 شرکت برادران وارنر برای کسب حقوق کتاب زندگی‌نامه‌ای «ویلسن» نوشته اسکات برگ در مراحل اول مذاکره قرار دارد.

این کتاب درباره وودرو ویلسن بیست و هشتمین رئیس جمهور آمریکاست و به تازگی منتشر شده است.

لئوناردو دی‌کاپریو قرار است در اقتباس سینمایی از کتاب نقش ویلسن را بازی کند. او این فیلم را با همکاری جنیفر دیویسن کیلاران از شرکت «آپیان وی» و خود برگ تهیه می‌کند.

کتاب «ویلسن» هفته پیش به بازار آمد و به خاطر ارائه تصویر شخصی از ویلسن با نقدهای مثبت روبرو شده است. او سال 1912 به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و هدایت آمریکا را در دوران جنگ جهانی اول به عهده داشت.

برگ در کتاب تصویری قهرمانانه از ویلسن ارائه داده و بر دستاوردهای ترقی‌خواهانه او مانند راه‌اندازی صندوق ذخیره فدرال و تلاش وی در حمایت از معاهده ورسای و تشکیل مجمع ملل تاکید می‌کند، در حالی که پیشینه ضعیف ویلسن در مورد آزادی‌های مدنی و حقوق مدنی آمریکای آفریقایی‌تبار را کمتر مورد توجه قرار داده است. ویلسن همچنان از نظر مورخان حرفه‌ای یک چهره جنجالی و از نظر بسیاری از طرفداران حقوق بشر یک ضدقهرمان است.

کتاب ویلسن چند لحظه دراماتیک را که می‌تواند مبنای یک فیلم باشد، به خوبی ترسیم کرده است. سفر او به سراسر آمریکا در 1919 برای کسب حمایت برای تشکیل مجمع ملل شاید از همه آشکارتر باشد. از دیگر موارد، یکی رابطه ویلسن با ادیت گالت و عروسی آن‌ها در کاخ سفید در 1915 (همسر اول ویلسن در 1914 درگذشت و او آخرین رئیس جمهور است که در کاخ سفید ازدواج کرد.)، مبارزات انتخاباتی ویلسن در 1912 و تصمیمش برای ورود به جنگ در 1917 است.

ویلسن قبل از آنکه رئیس جمهور شود، در دانشگاه وسلین استاد و مربی تیم فوتبال. او همچنین در مقطعی رئیس دانشگاه پرینستن و از 1910 تا 1912 فرماندار نیوجرزی بود. او تنها رئیس جمهور آمریکاست که درجه دکتری داشت.

leonardo-dicaprio-as-jay-gatsby-in-the-great

ویلسن برای برگ مثل یک قهرمان بود. او 12 سال روی کتاب خود کار کرد. برگ مانند ویلسن به دانشگاه پرینستن رفت و پس از آنکه در 1971 از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد، به طور کامل یک زندگی‌نامه‌نویس شد.

پارسال «لینکلن» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ ثابت کرد بعضی داستان‌ها استحقاق آن را دارند که روی پرده بزرگ به تصویر درآیند. «لینکلن» 275 میلیون دلار در دنیا فروخت، برنده دو جایزه اسکار شد و در مجموع در 12 بخش نامزد اسکار بود.

به گزارش خبرآنلاین، دی‌کاپریو فیلم «گرگ وال استریت» به کارگردانی مارتین اسکورسیزی را آماده نمایش دارد که در آن به نقش جردن بلفورت کارگزار بورس اهل لانگ آیلند ظاهر شده است. این فیلم به زودی اکران می‌شود.

او سه بار برای فیلم‌های «چه چیزی گیلبرت گریپ را می‌خورد»، «هوانورد» و «الماس خونین» نامزد اسکار بوده است.

مقاله قبلیربط های نامربوط؛ نوشتاری از محمد نوری زاد
مقاله بعدیاحمدی نژاد: امام زمان تا چهار سال دیگر ظهور می کند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.