کردها به سوی کنفدراسیون به جای تشکیل کشور یا تجزیه؛ تشکیل کنفدراسیون بدون فروپاشی سیستم دولت – ملت ها در خاورمیانه

0
100

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

جشن و سرور کردهای نه تنها مناطق کردنشین، که کردهای اقصاء نقاط جهان که پس از اعلام خودمختاری کردهای سوریه با تشکیل مجالس و دولت های کانتون سه منطقه کردنشین سوریه، آن هم با شیوه ای دموکرات و با حضور پررنگ زنان و اقلیت ها در ساختار قدرت، مایه خرسندی است و بی شک دستاوردی بزرگ در تاریخ مطالبات و مبارزات کردها و ملل و اقوام مظلوم خاورمیانه است.

با این همه، اگر کردها تنها دچار ذوق زدگی از بابت این فرصت تاریخی که در اختیارشان قرار گرفته شوند و با درایت و طی شطرنجی حساب شده عمل نکنند، آن می تواند به یک تهدید برای کردها بدل شود و چه بسا درگیری های قومی و جنگی داخلی را سبب شود که نتیجه اش –خدای ناکرده، تنها ار کف رفتن یک فرصت تاریخی دیگر برای کردها، آن هم با تلفات بسیار باشد. از این سبب، ضروری است کردها نکاتی را که نقشی کلیدی در این شطرنج حساب شده برای اجتناب از تهدیدها و تاوان ها به منظور کسب اهداف با کمترین هزینه ها دارند، مدنظر قرار دهند.

اولین نکته به دولت های محلی کردهای سوریه مربوط می شود. کردهای سوریه همان گونه که تاکنون به کمک هم و گام به گام با اجتناب از ورود به جنگ داخلی، تأمین امنیت مناطق کردنشین، دادن خدمات به مردم و رساندن کمک های انسان دوستانه به آنان و در نهایت تشکیل مجالس و دولت های محلی کرد بدون تلفات و بدون این که یک قطره خون از دماغ کسی بریزد، پیش رفتیم، باز باید حساب شده با هم پیش رویم. دولت های محلی کردهای سوریه به درستی بدنبال ارتباط و تعامل و همکاری با دولت های عراق، ایران، ترکیه و اقلیم کردستان عراق بودند که باید بدان ادامه دهند. توافق اربیل که به همت کردهای ترکیه و رایزنی برخی از آنان با سران کردهای عراق و سوریه بین کردهای سوریه و عراق در قالب شورای عالی کردها صورت گرفته بود، متأسفانه عملی نشد و این تهدید است. کردها باید نسبت به پیمان ها و تعهدات حتی شفاهی شان پایبند بمانند و گرنه اعتبارشان را نزد طرف مقابل از دست می دهند. کار قشنگ کردهای ترکیه باید تکرار شود و دوباره جلساتی برای فعال سازی تصمیمات در قالب شورای عالی کردها عملیاتی شود. نخست بارزانی و صالح مسلم باید با هم گفتگو کرده و اختلافات را برطرف کنند. این کاری بود که در توافق اخیر اربیل صورت نگرفت و گفتگوها در سطحی پایین تر از آنان انجام شد که در نتیجه عملی نیز نشد. اگر رهبران بدون توافق با یکدیگر، کار را به سطوح پایین تر حزبی محول کنند، چه بسا سر لنگ کفش نیز با هم اختلاف پیدا کنند و بر علیه هم اعلامیه صادر کنند و موضع بگیرند! پس از توافق در بالاترین سطوح، سطوح میانی فرایندها، چارچوب ها و برنامه های مشترک را با همدیگر و به شکلی مکمل کلید زنند. سپس نوبت بخش های اجرایی و عملیاتی است که آنان را پیاده کنند. کردهای مناطق مختلف هنوز با هم اتحاد ندارند و در همین اعلام خودمختاری که مطالبه تاریخی کردها بود، کاملاً موضع گیری های جناحی و حتی کودکانه هویدا شد. کردها همواره از ظلم تاریخی نسبت به ایشان توسط سایر اقوام و ملل گله مند بوده اند. اما هیچ می دانید که همین اعراب در ژنو ۲ بر سر عدم پذیرش خودمختاری کردها کاملاً با هم توافق داشتند، اما شما کردها با وجود این خواست تاریخی برخورداری از حکومتی کرد در مناطق کردنشین، با هم اختلاف داشتید! پس معلوم شد که چرا آنان به استقلال رسیده اند و کردها هنوز نه!؟ هیچ حزب و طیفی از کردها نباید اجازه دهند که دولت های کشورهای دیگر در ازای مشروع شناختن شان انتظار داشته باشند که به جان کردهای دیگر افتند. این چیزی است که مدتی است در منطقه راه افتاده است و اگر کردها بدان وقوف نداشته باشند، باز قربانی می شوند. باید همه احزاب و طیف ها کرد چون بازوان متعدد یک پیکر باشند و ضمن دریافت کمک در راه اهداف کردها از طرف کشورهای حامی، منافع کردها را با چیزی معاوضه نکنند. نمونه بارزش در همین کنفرانس ژنو ۲ بود. با فشار برخی از کشورها، کردهای سوری مناطق خودمختار برای ژنو ۲ دعوت نشدند، اما کردهای طیف راست دعوت و پذیرفته شدند. تا اینجا هیچ مشکلی نیست و حتی می توانم بگویم که بیشتر به نفع کردها شد تا سایرین. چون اگر کردهای مناطق خودمختار به کنفرانس ژنو ۲ دعوت می شدند، در ازای آن باید برخی از خواسته های شرکت کنندگان را تأمین می کردند که در رأس شان عدم اعلام خودمختاری بود. در حالی که آنان با دوری از ژنو توانستند گام های بزرگ و حتی جهشی به سوی تشکیلات خودمختار بردارند که اگر دولت آینده سوریه، سیستم فدرال را پذیرفت، همین تشکیلات کردها در سه کانتون به سه دولت فردال بدل می شوند و اگر فدرالیسم بر سوریه حاکم نشد، کردهای سوریه آن را به رسمیت نمی شناسند و دولت های موقت شان را رسمی و دائمی اعلام می نمایند. همین فشار خودمختاری کردها سبب می شود که دولت آتی سوریه نیز به سیستم فدرالی کشیده شود که عامل دولت هایی غیرمتمرکز برای سایر اقوام و اقلیت های سوریه نیز خواهد شد. از طرفی، کردهای دست راستی که در ژنو ۲ پذیرفته شدند، هم موجب شدند که خلاء حضور کردها پدید نیاید و هم نمایندگانی برای کردهای سایر مناطق سوریه شدند که کردها در آن مناطق در اقلیت اند. بنابراین، هر دو طیف دست چپی و دست راستی کردها در عمل مکمل هم شدند و تنها اشتباه شان آن بود که به شکل ناپخته ای یکدیگر را محکوم کردند و به رسمیت نشناختند!؟ اگر کردها یکدیگر را به رسمیت نمی شناسند، پس چه انتظاری از دیگران هست که آنان و حقوق شان را به رسمیت بشناسند؟ پس کردهای هر دو طیف باید در هماهنگی با یکدیگر کارها را تقسیم کنند و نیاز نیست که توافقات شان را برای سایر کشورهایی که نسبت به کردها حساسیت دارند، جار بزنند. کمک های لازمه را از آنان دریافت کنند و در راه منافع مردم کرد به کار گیرند و یکدیگر را برای منافع شخصی و حزبی نفروشند. درضمن، این احتمال هست که به نوعی درگیری های خارج از منطقه کردستان سوریه به داخل آن کشیده شود و کردها باید قبلاً از نظر نفرات پیشمرگه، تسلیحات و آمادگی برای عملیات کاملاً از قبل آماده باشند. با توجه به این که ترکیه مرزهایش را به روی کردهای سوریه بسته، کردهای عراق باید این نقصان را جبران کنند و باید از نظر تسلیحات و تجهیزات مدام به کدرستان سوریه کمک کنند، چه رسد کمک های انسان دوستانه و کالا و مایحتاج زندگی. اصلاً قابل قبول و قابل تصور نیست که در این موقعیت خطیر تاریخی، کردهای عراق مرزهای شان را بر روی کردهای سوریه ببندند؛ کاری که حتی کشورهای بیگانه نمی کنند!

نکته دوم به مسأله کردها ورای سوریه مربوط می شود. کردهای ترکیه امروز شاهد انعطاف دولت ترکیه و حرکت در جهت قانونی نمودن برخی از حقوق و مطالبات تاریخی کردهای ترکیه هستند و با انتخابات شهرداری هایی که در پیش است می توانند سیستمی مشابه خودگردانی اداری تأسیس کنند، اما در خواست برای خودمختاری یا اقلیم کردستان ترکیه، بلندپروازی است که هم عملی نمی شود و هم حرکت دولت ترکیه را به سوی کردها می تواند در نطفه خفه کند. شما باید برای کسب حقوق تان با حسابگری حرکت کنید و دولتی را نیز که آماده دادن برخی از اختیارتان و مطالبات تان است، ناامید نسازید و انعطاف متقابل داشته باشید. اقلیم کردستان عراق و خودمختاری کردهای سوریه برحسب چند واقعه تاریخ مهم در آن دو کشور به وقع پیوستند که ترکیه هرگز امروز در آن شرایط قرار ندارد.

نکته سوم به کردستان عراق برمی گردد. کردهای عراق و بارزانی اخیراً زمزمه های اعلام کشور مستقل کرد را سر داده اند! می دانید معنی و تبعات چنین چیزی برای کردها چیست؟ حتی اگر با فرض محال که جامعه جهانی استقلال کردهای عراق را می پذیرفت؟ یعنی این فضایی که اینک برای مطالبات حقوق معوقه کردها در سایر کشورها پدید آمده به هم می خورد و دولت هایی که اقلیت های کرد را در چارچوب ارضی شان دارند، نه تنها تأمین مطالبات آنان را مسکوت می گذاشتند، بلکه مدعی می شدند که کردها در نهایت می خواهند مستقل شده و کشورشان را تجزیه کنند، بنابراین به شدت ایشان را سرکوب می کردند و حتی کار به مبارزه مسلحانه و چه بسا جنگ داخلی می کشید. علاوه بر آن، سایر استان های کردنشین عراق که محل اختلاف و گفتگوی اقلیم کردستان با دولت عراق هستند، عملاً دیگر از دولتی فدرال از خودشان محروم می شدند و برای همیشه از الحاق به کردستان محروم می گشتند. اینک در سیستم اقلیم کردستان عراق، کردها همه حقوق لازمه شان را دارند و اعلام آن به عنوان کشور، تنها موجب محرومیت از حقوق شان می شود و در ازای آن تنها احساسی کور را ارضاء می کند با توان های بسیار. چون کردها می توانند با تشکیل کنفدراسیون، هم کلیه منافع و حقوقی را که اگر نام کشور بر ایشان اطلاق می شد، از آن برخوردار می گشتند، داشته باشند و هم مانع از تجزیه کشورهایی شوند که در آن زندگی می کندد. از آن طریق هم مانع از جنگ داخلی با دولت های مرکزی شوند و هم همزمان در سرنوشت دو ملت موثر باشند. کردهای عراق در قالب یک کنفدراسیون هم جزو ملت کرد خواهند بود و هم جزو ملت عراق و هیچ یک از این دو هویت تاریخی را قربانی دیگری نمی کنند و همزمان از منافع هر دویشان بهره می برند و کشورهای دیگر نیز وقتی ببینند که کردهای سایر مناطق موجب تجزیه کشورشان نشدند، از نگاه امنیتی نسبت به کردها دور می شوند و به سوی مطالبات مردم کردشان متمایل می گردند. در حالی که اعلام کشور کردستان، یعنی شروع جنگ داخلی بین دولت عراق با کردهای عراق و قربانی شدن مطالبات کردها در سایر کشورها و در نهایت از دست دادن یک فرصت بزرگ تاریخی دیگر برای کردها و تبدیل فرصت به تهدید و حتی فاجعه! چنان که کردها در گذشته نیز شاهد خودمختاری هایی بودند که دوامی نیاورد؛ منطقه خودمختار کردستان طبق مصوبات جامعه ملل در سال ۱۹۲۵ و جمهوری کردستان (مهاباد) دوفاکتو از آن جمله اند و نشان می دهد که اگر خودمختاری ها با درایت و برحسب شرایط واقعی موجود حرکت نکنند، به نتیجه نمی رسند.

شاید لازم باشد که این سیستم کنفدراسیون را که در خاورمیانه در حال شکل گیری است و با کردها کلید خورده و آنان اگر حساب شده عمل کنند، می توانند پیشگام و الگویی مناسب برای سایر ملت ها شوند، بیشتر توضیح دهم؛ به خصوص که اخیراً در برخی از مقالات طیف چپ کردها دیدم که از فروپاشی نظام دولت-ملت ها در خاورمیانه سخن رفته بود. سیستم کنفدراسیون اگر به فروپاشی نظام دولت – ملت ها منتهی شود، موجب آغاز جنگ های بی پایان در خاورمیانه خواهد شد و همان فاجعه ای را رقم خواهد زد که همه از آن بیم داریم و فرار می کنیم. سیستم کنفدراسیون اگر با حفظ سیستم دولت-ملت ها و بر روی آنان شکل گیرد، یک فرصت تاریخی خواهد بود. یعنی کردستان عراق بدون این که از کشور عراق جدا شود و آن را تجزیه کند، با کانتون های کردهای سوریه تشکیل یک کنفدراسیون دهد. آن هم هر دو کشور عراق و سوریه را بدون تجزیه حفظ می کند و هم به کردها این امکان را می دهد که هم هویت مستقل کردشان را حفظ کنند و هم هویت های عراقی و سوری و غیره و در منافع هر چند کشور نیز سهیم باشند. مورد بودجه عراق اینک بهترین نمونه است که اگر اقلیم عراق بخواهد مستقل شود، از بودجه سالانه دولت عراق محروم می شود. کنفدراسیون کردها و سایر ملل و اقوام خاورمیانه مشابه اتحادیه اروپا خواهد که بدون آن که کشورهای اروپایی مبتنی بر دولت-ملت فرو بپاشند، به روی همین نظام دولت- ملت ها، یک لایه از اتحاد در سطحی بالاتر شکل گرفته که هویت اتحادیه اروپا را شکل داده است. تنها تفاوت آن است که در یک کنفدراسیون نیاز نیست تا حتماً چند کشور به هم بپیوندند، که علاوه بر آن می توانند خودمختاری ها و ایالات فدرال –و چه بسا استان های کشورها- نیز با هم تشکیل کنفدراسیون دهند، بدون این که از کشورهای سابق شان جدا شوند. خوب به این ظرافت گزینش سیستم کنفدراسیون در تأمین حقوق کردها، کسب حقوق و حفظ هویت مستقل شان بدون تجزیه کشورها و دوری از جنگ با دول دیگر منطقه و دستاوردهایش توجه کنید که اعلام کشور کردستان یا فروپاشی سیستم دولت-ملت ها موجب از دست رفتن همه شان می شود.

بارزانی باید به جای افتادن در این تله، رایزنی با دولت عراق برای استان شدن منطقه کردهای ایزدی در سینجار و همین طور شمال استان دیالی و خانقین را در دستور کار بگذارد. جلسات شورای عالی کرد و کنگره کردها را نیز بیش از این به تأخیر نیاندازید. کردهای چپ سوریه نیز باید با دوری از بدبینی و با انعطاف متقابل با کردهای دست راستی طی جلساتی با آنان به مذاکره بپردازند. اگر امروز که هدف بزرگی چون خودگردانی کردها پیش روی تان است، نتوانید با هم به توافق برسید، بی شک فردا که به آن هدف رسیدید، دیگر هرگز نخواهید توانست با هم کار کنید و سر هر چیزی با هم درگیر خواهید شد. اما فراموش نکنید، کردستان کیکی نیست که بخواهید بین احزاب و طیف های مختلف تقسیم شود که هر کسی از آن سهم خواهی کند، بلکه کردستان دارای مردمی است که به سبب فقر تاریخی نیاز به مسئولان و کارگزارانی دارد که به مردم خدمت کنند و در آن راه با هم به رقابت بپردازند و قاعده بازی را نیز رعایت کنند.

مطلب قبلیفرهنگ ایرانی در جهان گل کرد؛ ” ولاسکو ؛ تو از طرف والیبال دوستان ایران پیغام داری!”
مطلب بعدیدهه فجر و یک عمر زجر!
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.